محفل ادبی [ ملت عشق ]

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع -Taraneh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
کاش می‌آمدی. که این روزها احتیاج دارم قلب انسان دیگری کنار قلب من بتپد.



-نامه ها، بتهوون
 
این‌ها خیال می‌کنند من دیوانه شده ام اما من دیوانه نیستم، فقط دلم خیلی خیلی تنگ است.



-سیمین دانشور
 
چه موقع می توانم به تو بگویم که من وحشتناک‌ترین فکرها را در سر می پرورانم! اگر می خواهی مرا نجات دهی عجله کن!



-نامه آرتور کراوان به مینا لوی
 
من به تو اعتماد و اعتقاد دارم زیرا تو قسمتی از زندگی منی، تو ترانه‌ای از سرود ایمان بزرگ منی. تو رفیق منی و همین کافی است که تا پایان زندگی با هم، رفیقانه و همراه و همدل باشیم.



-نامه مرتضی کیوان به همسرش پوری ۱ فروردین ۱۳۳۳
 
از وقتی به زندگی‌ام آمدی من بهتر نفس کشیده‌ام، نفرتم نسبت به همه‌ چیز کمتر شده، آزادانه هرچه را به بودنش می‌ارزیده ستایش کرده‌ام. قبل از تو، به جز تو من به هیچ‌ چیز حس تعلق نداشتم با تو بیشتر چیزها را پذیرفته‌ام.



-نامه آلبر کامو به ماریا کاسارس
 
« و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور می دهم، فقط به این امیدِ نورِ کم سویی که در دوردست ها می درخشد. »



-نامه اولگا کنیپر به آنتوان چخوف، ۱۰ فوریه؛ مسکو
 
خاورمیانه را به تقلید چشمان شرقیِ تو ساخته‌اند، پر التهاب، اندوهگین، خسته، زیبا



-نامه ها، نزار قبانی
 
هیچ کدام از ما دیگر در کار و زندگی و غیره تنها نیست. هر کدام از ما کسی را دارد که فقط با او معنای همراهی را درک می کند.



-نامه آلبر کامو به ماریا کاسارس، ۲۳ فوریه ۱۹۵۰
 
قربانت بروم که به قدر تمام درخت‌های دنیا دوستت دارم.
چرا که فقط تو و درخت‌ها ارزش دوست داشتن دارید.
چرا که سبز می‌شوید.
هر سال سبز می‌شوید و تازه می‌شوید و سایه دارید و پر از پرنده هستید و نفستان عطر روان است و ریشه‌هایتان در خاک، که جز خاک حقیقی وجود ندارد.
زندگی به یک چنین علاقه‌های کوچکی بسته شده و این علاقه‌ها با همۀ کوچکی‌شان حیاتی هستند و با وجود این به دست نمی‌آیند. قربانت بروم.
من‌ که تو را دوست دارم.
من ‌که تو را دوست دارم.
من ‌که تو را دوست دارم.



-نامه فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان
 
من گریسته ام، آری مدتی است که با هر ضربه کوچکی، با هر بهانه اندکی به گریه می افتم. دوست من، دلم زخم دارد، همین!



-نامه سیمین بهبهانی به منصور اوجی
 
عقب
بالا پایین