نمیتوانم نبودنش را باور و بودنش را تصور کنم.
دیگر هیچ چیز از او به خاطر ندارم.
فقط چیزی در ذهنم دلش نمیخواهد فراموشش کند، انگار هنوز هم در آن کوچه به دنبال اوست.
دیگر هیچ چیز از او به خاطر ندارم.
فقط چیزی در ذهنم دلش نمیخواهد فراموشش کند، انگار هنوز هم در آن کوچه به دنبال اوست.
آخرین ویرایش: