زن خسته، دو سه بار از ته جان لبخندید
به امیدی که پس سایهی شب میجنبید
کاش این شهر بداند که دل او تنها نیست
کاش در کوچهی ما درد، کمی کمتر دید
به امیدی که پس سایهی شب میجنبید
کاش این شهر بداند که دل او تنها نیست
کاش در کوچهی ما درد، کمی کمتر دید
آخرین ویرایش توسط مدیر: