پس یه گذشتهای با مادر کژال داشتهخب پس با همین گزینه دوم پارت بعدی رو مینوسم
ستم خان بیدلیله چون خان های زمان شاه هم ظالم بودن هم عاشق ستم و اینا
ولی نفرتش از کژال به خاطر مادرشه
همون رازی که کژال دنبالشه بدونه
خب خوبه،
فقط ببین حرفت از نظر تاریخی درسته و هنوز خیلی از روستاهای دورافتاده که خان دارن، خانهاشون بیدلیل ظلم میکنن
اما یه نکته اینجاست که ما داریم رمان مینویسیم
اگر شرارت کاملاً بیدلیل باشه، شخصیت ممکن است تکبعدی بشه
البته معنیش این نیست که حتما باید آدم خوب باشه که دلیل برای ستم داشته باشه ها... منظورم اینه باید منطق خودش رو برای این کاری که میکنه داشته باشه
مثلا بگه من این کار رو میکنم مردم رو عذاب میدم چون ممکنه آشوب درست کنن
یا مثلاً اصلا ده رو جزو ملک خودش میبینه و مردم رو مثل حیوون، مردم براش رعیتی بیش نیستن.
میفهمی چی میگم؟
باید بهش یه منطق بدی