قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی Majnun ]

«می‌تونی دربارهٔ انتخاب‌هات تصمیم بگیری، اما دربارهٔ نتایجشون نه»

• کتابخانه‌نیمه‌شب.
 
بودن در محاصره چهار دیوار را دوست نداشتم و احساس زمین سفت زیر پایم را نمیپسندیدم. من وسعت آب را ترجیح میدادم، جایی که حداقل میشد دید چه چیزی در افق به سراغتان می آید.

• سینت
 
«وقتی دو نفر با هم آشنا می‌شوند، به بهانهٔ اینکه نباید هیچ ناگفته‌ای بین آن دو وجود داشته باشد، همهٔ رازهای دیگران را به هم می‌گویند تا رازهای خودشان را نگویند.»

•آبنبات‌لیمویی
 
«وقتی آدم خودش رو به‌زور وادار می‌کنه با ترسش مواجه بشه و بعد یه نهٔ سفت‌وسخت می‌شنوه، ممکنه زمین بخوره. اگر ذاتاً اعتمادبه‌نفس بالایی نداشته باشی، سرپا موندن توی این وضعیت کار سختیه.»

• کافه‌ماه‌کامل
 
«آدم هميشه تصورهای اغراق‌آميزی راجع به چيزهايی دارد كه چيزی درباره‌شان نمی‌داند.»

• بیگانه
 
«اگر مرگ هم می‌آمد، یک بشقاب اضافه می‌کردیم به میز و دور هم شب را سر می‌کردیم. این‌طوری مردن بهتر از تنهایی مردن است.»

• خیال‌است‌دیگر
 
«می‌خواهی ذره ذره محو و نابود شوی یا از روزهای باقی مانده بهترین استفاده را ببری؟»

•سه‌شنبه‌ها‌ با‌ موری
 
«آسیب‌پذیر بودن مقابل کسی که احساس همدردی ندارد، همیشه اشتباه است.»

• پسر‌خوب
 
اندیشه و کلمات چنان قدرتی دارند که می‌تونن جهان را دگرگون کنند.

• انجمن‌شاعران‌مرده
 
«ولی همیشه برای کتاب خواندن وقت می‌گذاشتم. هر بار که کتابی را برمی‌داشتم، برایم مثل فرار بود. برای یکی دو ساعت، به‌جای دنیای کسل‌کنندهٔ خودم، بخشی از دنیای کتاب می‌شدم.»

• بخش‌دی
 
عقب
بالا پایین