نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع



جلب توجه
منم
این‌بار نگاهم رو به گوشواره‌های بلندی که با هر تکون سرم برقش چند برابر می‌شد.
جمله ناقصه
این‌بار نگاهی به گوشواره‌هام انداختم.
گوشواره‌های بلندی که با هر تکون سرم، برقش چند برابر می‌شد.
یه جورایی
هستن
به آرومی در جعبه رو باز کردم که با دیدن همون ماسک مشکی طرح گربه‌ایی اون‌هم بدون زرق و برق، بدون طرح، فقط چند خط ظریف نقره‌ای کنار چشم‌هام بود.
جمله ناقصه
به آرومی در جعبه رو باز کردم. با دیدن ماسک مشکی طرح گربه‌ای چشم‌هام برق زد.
بدون زرق و برق، بدون طرح، فقط چند خط ظریف نقره‌ای کنار چشم‌هام بود.
به نظرم
بشو
یه جور
به نظر
 
#۱۰

به خاطر
که؟ اصلا نمیخوره، ویرگول مناسبه
چقدر
جلب توجه
یوسف ابروی از روی تعجب
ابرویی
بلندی و جدی‌تری
بلند و جدی‌تری
رفته رفته
میده
نقشه‌ات هست
میشی
به خاطر
می‌کنن
خوش‌گذرون
خط به خط
میگم
شدن
اون‌جاست
نیمه‌باز
می‌رسید، و ماشین‌های
بعد ویرگول واو نداریم
میذاری
به خاطر
بخاطر داوود تموم
به خاطر
بهم
 
#۱۱

یوسف ماشین رو دقیقا مقابل پله‌های ورودی توقف کرد
متوقف
چقدر
بهم
بهم
شکارچی‌ام
کردن
گران‌قیمت بودند
گرون‌قیمت
داشتن
اون‌قدر
دیدن زنی با ماسک نقره‌ای، لبخند کج پرعشوه و لباس بلند براق به رنگ قرمز که روی زمین کشیده می‌شد، کنارم ایستاده بود.
فعل اول جمله " دیدن" رو حذف کن و آخرش بذار.
زنی با ماسک نقره‌ای....... کنارم ایستاده بود رو دیدم.
ابروی بالا پروندم
ابرو
 
انجام دادم
ولی پارت ۱۲ فقط نصف نظارتش کردی❤️🥲
منتظر نظارت جدیدم جانا
 
من خودمم دو دل موندم
پارت دوازده .. دو تا اشکال داشت یا فقط نصفش رو چک کردید؟
 
من تا #۱۱ ارسال کردم
دوازده ندارم اصلا
تو همین تایپیک؟
 
عقب
بالا پایین