همه ما با موقعیتی روبرو شدهایم که میدانیم باید کاری سخت، خستهکننده یا ترسناک را انجام دهیم، اما مغزمان مدام بهانه میآورد. ناگهان تصمیم میگیریم: «اگر فقط ۱۰ دقیقه این کار را بکنم، بعد میتونم یک سریال ببینم» یا با خود قرار میگذاریم: «تا اون کار را تمام نکنم، از جایی بلند نمیشم» در حالی که میدانیم آن جایزه را خودمان به خودمان میدهیم و تهدیدمان هم بی اجرا نیست. جالب اینجاست که این «خودگولزدن عمدی» اغلب جواب میدهد. ما آگاهانه خود را فریب میدهیم تا از تنبلی، ترس از شکست یا اهمالکاری عبور کنیم. اما اسم دقیق این پدیده چیست و چرا کار میکند؟
نام علمی: خودفریبی استراتژیک (Strategic Self-Deception) نامهای دیگر: تزویر مثبت با خود، کلاهگذاشتن به نفع خود، فریب انگیزشی
تعریف کوتاه:
مجموعهای از ترفندهای آگاهانه که فرد برای فریب دادن موقت ذهن خود استفاده میکند تا بتواند کاری سخت، ترسناک یا خستهکننده را شروع کند یا به پایان برساند.
الف)تضاد درونی مغز:
*ذهن برنامهریز (قشر پیشانی): سود بلندمدت را میبیند. *ذهن لحظهای (دستگاه لیمبیک): لذت فوری و راحتطلبی میخواهد. *پدیده اهمالکاری (procrastination):
مغز کار سخت را معادل «درد» تصور میکند و از آن فرار میکند. *نیاز به عبور از خط شروع:
اغلب سختترین بخش یک کار، شروع کردن آن است. خودفریبی، مانع شروع را برمیدارد.
در این روش، فرد کار بزرگ و دشوار را در ذهن خود به چند بخش بسیار کوچک و به ظاهر آسان تقسیم میکند. به جای اینکه بگوید «باید پایاننامه را بنویسم»، میگوید «فقط یک پاراگراف مینویسم». مثال: «فقط ۵ دقیقه این کار را انجام میدهم، نه بیشتر.»
فرد یک ضربالاجل مصنوعی و ساختگی برای خود ایجاد میکند که در واقعیت وجود ندارد. این کار باعث میشود مغز احساس فشار زمانی کند و دست به عمل بزند. مثال: «تا صدای زنگ تایمر، باید این قسمت را تمام کنم.»
فرد به خود قول یک جایزه خوشایند میدهد در صورتی که کار سخت را انجام دهد، در حالی که میداند آن جایزه را خودش به خودش خواهد داد. مثال: «اگر این فصل را بخوانم، یک قهوه مخصوص برای خودم میگیرم.»
در این روش، فرد خود را تهدید میکند که اگر کار را انجام ندهد، یک لذت یا امتیاز را از خود دریغ میکند. مثال: «تا وقتی این کار تمام نشده، گوشی موبایل را زمین نمیگذارم.»
فرد به طور موقت نقش یک انسان منضبط، حرفهای یا قهرمان را بازی میکند و از خود انتظار رفتار متناسب با آن نقش را دارد. مثال: «حالا بیا مثل یک ورزشکار قهرمان رفتار کن.»
فرد وانمود میکند که به شخص دیگری (دوست، همکار، استاد) قول داده است آن کار را انجام دهد، در حالی که چنین قولی در کار نیست. مثال: «به دوستم گفتم امروز این کار را تمام میکنم، پس باید انجامش دهم.»
این شش دسته، ابزارهای اصلی «خودفریبی استراتژیک» هستند که هرکدام بسته به شرایط و شخصیت فرد میتوانند مؤثر واقع شوند.
الف)کاهش فشار روانی شروع: ذهن با دیدن «فقط ۵ دقیقه» دیگر احساس خطر نمیکند. ب)فریب سیستم پاداشدهی مغز: دوپامین با دریافت پاداش (حتی وعده آن) افزایش مییابد. ج)منحرف کردن ترس از شکست: با کوچک کردن کار، ترس از اشتباه کاهش مییابد. د)ایجاد اینرسی حرکتی: شروع کوچک، معمولاً به ادامه کار منجر میشود (قانون اینرسی رفتاری).