شعر °اشعار تک بیتی°

گُذَرِ عُمر بود و عَصرِ جَوانی

افسوس، ک به تَلخی گذشتُ و نامِهربانی

گزاف گوی از خودم بود ببخشید💐
 
من به قربان خدا چون که مرا غمگین دید
بهر خوشحالی من در دلم انداخت تو را
 
انگشت به لب مانده ام از قاعده عشق
ما يار ندیده تب معشوق کشیدیم
​
 
عقب
بالا پایین