شعر [ یه شعر به نفر قبلیت هدیه بده ]

  • شهر غارت شده از حمله چنگیز منم
    سوز افتاده به هر شعر غم‌انگیز منم
    خبر بی کسی ام را همه جا پخش کنید!
    آنکه با خاطره‌ها مانده گلاویز منم
    فصل من فصل خزان،سهم دلم ویرانی
    نو بهاری که شده طعمهٔ پاییز منم
    «هلیوم»
 
چشمای منتظر به پیچ جاده
دلهوره های دل پاک و ساده
پنجره ی بازو غروب پاییز
نم نم بارون تو خیابون خیس
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
  • بیدار شدم؛
    صبح شده بود و چاره‌ای
    جز خوابیدن نبود........!

    ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
 
چه زخمی جا مونده رو دلِ وامونده
داره دیوونه میکنه منو یه عالم خاطره
میگم نمیدونست میگم نمیتونست
خدا که میتونست چرا گذاشت بره
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
  • ای صبا با ساکنانِ شهرِ یزد از ما بگو
    کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما
 
تو مثل الماس من میمونی که یک شب روی شونه هاش چکیدم
سرم گرم نوازش های اون بود که خوابم برد و کوچش رو ندیدم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
  • اگر چه باده فرح بخش و باد گُل‌بیز است
    به بانگِ چنگ مخور می که محتسب تیز است
 
به پروانه صفت ها گفته بودم که شمعم میل خاموشی من نیست
پرنده رو درختم آشیون کن حالا وقت فراموشی من نیست
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
  • ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی
    در فکرت تو پنهان صد حکمت الهی

    ای قصه بهشت ز کویت حکایتی
    شرح جمال حور ز رویت روایتی
 
نه بسته ام به کس دل
نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها رها رها من
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
عقب
بالا پایین