دریغ‌ست ایران که ویران شود
کنامِ پلنگان و شیران شود

فردوسی
 
دوش آگهی ز یارِ سفر کرده داد باد
من نیز دل به باد دهم، هر چه باد باد
 
دل خون شد از امید و نشد یار یار من
ای وای! بر من و دل امیدوار من
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Farzane
یک بار به من قرعهٔ عاشق شدن افتاد
یک بار دگر، بار دگر، بار دگر...نه!
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Farzane
رَود به خواب، دو چشم از خیالِ تو؟ هیهات
بُوَد صبور، دل اندر فراقِ تو؟ حاشاک
 
کعبه ما کوی توست، از کوی خود ما را مران
قبله ما روی توست، از ما مگردان روی خویش
 
عقب
بالا پایین