• دستی که در فراق تو می‌کوفتم به سر
    باور نداشتم که به گردن درآرمت
 
تو آن شعری که من جایی نمی خوانم که میترسم
به جانت چشم زخم آید چو گویند تحسینم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
  • میل من سویِ وصال و قصد او سویِ فراق
    تَرکِ کامِ خود گرفتم تا برآید کامِ دوست
 
تمام عُمر خندیدیم به این عاشق به آن عاشق
چنان عشقی سرم آمد که دیگر من نمیخندم :)
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
  • دیگر گذشته از سر و سامان من مپرس
    من بی‌تو دست از این سر و سامان کشیده‌ام
 
‌مجبور میشویـم که دیوانه‌ات شویـم ،
عشقـت گرفته از دل ما اختیـار را
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
  • از بر سیمین تو کارم زر است
    ای بلای سیم و زر شاد آمدی
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
یک سری چیزهاٰ هست که نمیدانی ،
مثلا اینکه چندبار منتظرت ماندم و نیامدی :)
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
  • یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند
    این بار میبرند که زندانی ات کنند
    ای گل گمان مکن به شبِ جشن میروی
    شاید به خاکِ مرده ای ارزانی ات کنند
 
درد یعنی که بخواهی بشوی مرهم او
او خودش زهر شود کام تورا تلخ کند
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 74)
عقب
بالا پایین