دوش در حلقه‌ی ما قصه‌ی گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله‌ی موی تو بود
حافظ
 
  • از کوی تو بیرون نشود پای خیالم
    نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی

    — سعدی
 
یار من چون بخرامد به تماشای چمن
برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی
 
  • یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
    دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

    — حافظ
 
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه‌ی سالوس
کجاست دیر مغان و نوشیدنی ناب کجا
حافظ (از می و مستی زیاد میگه شما ببخشید)
 
اینکه آدم یک جهان تنهاست بعضی وقت‌ها
قصه‌ای غمگین ولی زیباست بعضی وقت‌ها

فاضل نظری
 
  • ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
    بی بادهٔ گلرنگ نمی‌باید زیست

    — خیام
 
عقب
بالا پایین