ناز چشم تو به هر سو فتنه‌ها انگیخته‌ست
نقش مستی بر در و دیوارها آویخته‌ست

•°صائب تبریزی°•
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Delaram*
تا تو نگاه می کنی کار من اه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: !!AMIN!!
تا بپیوندد به دریا کوه را تنها گذاشت
رود رفت اما مسبر رفتنش را جا گذاشت
 
تا شمع قلندری بهائی افروخت
از رشتهٔ زنار دو صد خرقه بسوخت
دی پیر مغان گرفت تعلیم از او
و امروز، دو صد مسله مفتی آموخت
شیخ بهایی
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: !!AMIN!!
تا صبح می شمارمت اما ندارمت
ای آسمان من که سراسر ستاره ای
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Delaram*
دود اگر از شعله بالاتر نشیند کسر شان شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Delaram*
تو همانی که دلم لک زده لبخدنش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
 
تو در دل،من ز هجرت در فغان مانم زليخا را
كه شوق وصل يوسف دارم و يوسف به زندانم...
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: !!AMIN!!
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است
 
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: Delaram*
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 74)
عقب
بالا پایین