دو سه خط عشق برای دل عاشق بنویس...
همه ی داروندارم ، تو نوشتن بلدی؟

شرمنده هعی) ی (میفته به شما🤧😅

یکی مرد دینی بران کوه بود
که از کار گیتی بی‌اندوه بود
فردوسی


اشکال نداره، از ت خیلی بهتره.-2-35-
 
دلبرا دل میدهم ، تو دلدارم می‌شوی؟
عاشق زار تو میگردم تو یارم می‌شوی؟
مثل فرهاد از فراقت آواره‌ی شهر می‌‌شوم
مثل مجنون از غمت رسوای عالم می‌شوم
می‌فروشم این دلم را، تو خریدار می‌شوی؟
مس*ت مَستم از نگاهت، با دلم یار می‌شوی؟
ترک می آسان بوَد ، ترک نگاهت دشوار
دلبر محبوب من، دار و ندارم می شوی؟
آرزو در دل ندارم جز وصالت ماه من
روزگار من خزان، فصل بهارم می شوی؟

پس یه دونه دیگه :گریه:
 
دلبرا دل میدهم ، تو دلدارم می‌شوی؟
عاشق زار تو میگردم تو یارم می‌شوی؟
مثل فرهاد از فراقت آواره‌ی شهر می‌‌شوم
مثل مجنون از غمت رسوای عالم می‌شوم
می‌فروشم این دلم را، تو خریدار می‌شوی؟
مس*ت مَستم از نگاهت، با دلم یار می‌شوی؟
ترک می آسان بوَد ، ترک نگاهت دشوار
دلبر محبوب من، دار و ندارم می شوی؟
آرزو در دل ندارم جز وصالت ماه من
روزگار من خزان، فصل بهارم می شوی؟

پس یه دونه دیگه :گریه:

یافتیم ار یک گهر، همسنگ شد با صد خزف
داشتیم ار یک هنر، بودش قرین هفتاد عار
پروین اعتصامی
 
راه را گُم کرده بودے نیمه شَب شاید عزیز
یا کِه شاید با دِل تَنگم قراری داشتۍ ›
مهربانی هَم بلد بودی عجب نامِهربان
بعدِ عُمری یادت اُفتاده کِه یاری داشتۍ ›
 
راه را گُم کرده بودے نیمه شَب شاید عزیز
یا کِه شاید با دِل تَنگم قراری داشتۍ ›
مهربانی هَم بلد بودی عجب نامِهربان
بعدِ عُمری یادت اُفتاده کِه یاری داشتۍ ›

یک‌بار دیگر من از تو، تکرار خواهم شد، ای دوست!
وین شعر خورشیدی من، آغازی از یک دوباره است.
حسین منزوی
 
توبه کردم که دگر مِی نخورم در همه عمر
به جز از امشب و فردا شب و شب‌های دگر.
 
توبه کردم که دگر مِی نخورم در همه عمر
به جز از امشب و فردا شب و شب‌های دگر.

رنگ خالت‌سرمه در چشم تماشا می‌کند
گرد خطت می‌دهد آیینهٔ دل را جلا
بیدل دهلوی
 
آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتی
کی بود، کجا رفت، چرا بود و چرا نیست؟

تا به فکر خود فتادم، روزگار از دست رفت
تا شدم از کار واقف، وقت کار از دست رفت
صائب تبریزی
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 74)
عقب
بالا پایین