دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
 
می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان
هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان
 
نکند ﺭﺧﻨﻪ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺍﻳﻤﺎﻧﻢ ﺷﮏ
ﻧﮑﻨﺪ ﻟﻮ ﺑﺪﻫﻢ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺯﻳﺮ ﮐﺘﮏ
 
کیست مقصود من تو دانی وبس
نیست محبوب من به غیر تو کس
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
سرنوشت تو هم ای عشق فراموشی بود
حک نمی‌کرد اگر نام تو را تیشۀ ما
 
ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی
لطف کردی سایه‌ای بر آفتاب انداختی
 
تنـــت بــه نــاز طبـــیـبان نیازمـند مباد
وجــود نـازکــت آزرده گـزنـد مباد
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
 
عقب
بالا پایین