شب تیره تنها به توران شوی
بگردی بر آن مرز و هم بغنوی
به تنها یکی گور بریان کنی
هوا را به شمشیر گریان کنی
این شعر مربوط به قسمت وارد شدن تهمینه به خوابگاه رستمه.
واقعا رستم لاتی بود برای خودش که اینجوری میره وسط یک شهری و میگه: زود باشید رخشم پیدا کنید!