قربونت عزیزم. ممنونمخداقوت
آره، این مشکل توی انجمنه که نمیدونستم چطور باید رفعش کنم، مرسی که گفتین
سلام زهرا جان#۲۳۹
۱) پرش لحنی و ناهماهنگی زاویهٔ دید
قبلاً بود و ناظر قبلی تذکر نداده بود. فکر کنم به هر دو صورت درسته گلمغلط:
در بعضی جملهها وارد ذهن و احساس امیرعلی میشوی («تنش را به رعشه میانداخت»، «فشار عصبی باعث میشد نتواند منظورش را برساند»)
اما همزمان زاویه دید ناگهان به توصیف بیرونی و دانای کل تغییر میکند («جسمی را در پارچه پیچیده بودند»، «رهگذران…»).
درست:
زاویه دید یا باید نزدیک به اولشخص محدود به امیرعلی باشد یا سومشخص محدود، نه ترکیبی از اینها.
توضیح:
این پرش باعث بیثباتی روایت و از دست رفتن تمرکز خواننده میشود.
۲) زمان افعال گاهی بههم میریزد
غلط:
«باعث میشد نتواند»،
«کب کرد»،
«پرتوی نوری که… میشد»
در جملهها زمان گذشته و حال ساده ترکیب شده.
درست:
همهی افعال باید یکدست گذشته باشند: «میشد»، «کپ کرد»، «ساطع میشد».
توضیح:
این اشتباه باعث میشود ریتم روایت مخدوش شود.
۳) نقطهگذاری و علائم نگارشی
غلط:
– استفاده از نقطه در جاهای لازم حذف شده.
– بعضی ویرگولها اضافه یا کم هستند.
– بعد از سهنقطه فضای اضافه میآید.
نمونهها:
- نکن، باید بریم... .
- باید بریم... (نیازی به نقطه بعدش نیست)
عزیزم خط دیالوگ خط تیره کوچیکه - که من همیشه رعایت میکنم😍درست:
- نکن… باید بریم.
توضیح:
سهنقطه خودش پایان جمله محسوب میشود و نقطه اضافه است.
۴) دیالوگنویسی غیراستاندارد
غلط:
دیالوگها گاهی با نیمفاصله و گاهی بینیمفاصله نوشته شدهاند.
مثل:
«- دِ میگی چی شده یا نه؟»
هم خط دیالوگ باید «ـ» باشد، هم جمله باید با حرف شروع شود نه فاصله.
هیچوقت این مدلی ننوشتم، تعجب کردم! فقط میشد رو پیوسته مینویسم که اون هم از اول گفته بودندرست:
«ـ دِ میگی چی شده یا نه؟»
توضیح:
این مسئله در نظارت ایراد جدی محسوب میشود.
۵) نیمفاصلههای اشتباه یا حذفشده
غلطها:
«میشد»، «میخواست»، «میگفت»، «نبود»، «میچرخید»
بله درسته کم و کاستیهایی هست که اون هم از تجربه کممه و زمان میبره بهتر شم.اینها باید با نیمفاصله باشند.
درست:
«میشد»، «میخواست»، «میگفت»
توضیح:
نبود نیمفاصله صورت متن را ناپخته جلوه میدهد.
۶) توصیفهای پشتسرهم بدون مکث تنفسی
غلط:
قسمتهایی مثل رفتن به ساختمان، شلوغی خیابان، عبور از لابهلای ماشینها، پشت سر هم آمده و نفس خواننده را میگیرد.
درست:
باید با یکدو جمله تنفسی یا شکست روایی جدا شوند.
منظور از خواب، خواب روزه.۷) تکرار بیدلیل یک مفهوم
غلط:
«خوابش نمیبرد؟» در موقعیتی نیست که بخوابد.
(در متن، راوی میگوید چرا خواب این روز شوم را نمیبیند؟)
این استعاره با لحظه داستان نمیخواند.
درست:
باید استعاره سازگار با موقعیت باشد.
۸) استفاده بیشازحد از صفتها و توضیحات
غلط:
«تپهی شنی داغ و نرم»،
«حریر نازک و طلایی»،
«آسفالت زبر و تیره»،
بهخصوص زمانی که ریتم صحنه تند و اضطراری است، توصیف آرام و شاعرانه روایت را از تنش دور میکند.
درست:
در صحنههای تنش فقط توصیفهای کوتاه و ضربی استفاده میشود.