در حال ویرایش مجموعه اشعار دیوان تمنای نهان | به قلم ایراندخت سلطان زاده

غزل گریه‌ی شمع

دیشب تمامِ خانه پر از گریهٔ من است
هر گوشه‌ای نشانیِ خاموشِ شیون است

شمعی کنارِ پنجره تا صبح سوخت و گفت
این سرنوشتِ هر دلِ عاشق، شکستن است

گفتم مگر زِ خاطرِ تو می‌رود دلم
دیدم هنوز در تبِ چشمانِ روشن است

رفتی و بعدِ تو نفسِ کوچه سرد شد
حتی بهار در غمِ این خانه، بهمن است

ای که بازگردی و یک بار بشنوی
این قلبِ خسته از غمِ تو در تپیدن است​
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: TAAHA
غزل خاکستر رویا

ای عشق، بعدِ تو دلِ من پیرتر شده‌ست
این شمعِ نیمه‌جان زِ غمت خاکستر شده‌ست

هر شب کنارِ پنجره‌ای رو به کوچه‌ها
چشمم به ردِّ پایِ تو خونین‌تر شده‌ست

گفتم که می‌شود زِ تو دل کند و زیست باز
دیدم بدونِ نامِ تو شب، تلخ‌تر شده‌ست

باران گرفت و خاطره‌ها جان گرفتند باز
این خانه بعدِ رفتنِ تو غم‌گستر شده‌ست

ای آخرین بهانه‌ی آرامشِ دلم
بعد از تو هرچه بود فقط دردسر شده‌ست​
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: TAAHA
غزل ماتم آیینه‌ها

آیینه‌ها بدونِ تو غمگین نشسته‌اند
در سوگِ آن نگاهِ تو سنگین نشسته‌اند

هر شب صدای گریهٔ باران بلند و باز
دیوارها کنارِ من اندوه بسته‌اند

رفتی و هیچ‌کس نفهمید بعدِ تو
این زخم‌ها چگونه به جانم نشسته‌اند

گفتم که می‌روم زِ خیالِ تو دورِ دور
دیدم هزار خاطره در من نشسته‌اند

عشقِ رفته، کاش بدانی هنوز هم
چشمانِ من به جاده‌ی برگشت خسته‌اند​
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: TAAHA
غزل‌ به یاد تو

هر شب به یادِ تو دلِ من بی‌قرار شد
چشمانِ خسته آینه‌ی انتظار شد

گفتی که عشق، قصهٔ کوتاهِ زندگی‌ست
دیدم همین حکایتِ کوتاه، دار شد

از بس که گریه کردم و نامت صدا زدم
باران رفیقِ هر شبِ این سوگوار شد

ای ماهِ دوررفته زِ شب‌های بی‌کسم
بعد از تو سهمِ پنجره‌ها، انکسار شد

من مانده‌ام و خاطره‌هایی که مانده‌اند
عمری گذشت و دردِ تو ماندگار شد​
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: TAAHA
غزل شب بی‌پناه

امشب دلم دوباره هوای تو کرده است
با دردِ خویش خلوت و با غم نشسته است

در سینه‌ام صدای شکستن نمی‌رود
این قلب از فراقِ تو بسیار خسته است

گفتم که می‌روم زِ خیالِ تو دورِ دور
دیدم تمامِ شهر زِ نامت سرشته است

ای آخرین ستاره‌ی خاموشِ زندگی
بی‌تو چراغِ خانهٔ من نیمه‌مرده است

روزی اگر به گریه‌ی من گوش می‌سپردی
می‌فهمیدی این دلِ دیوانه، دل‌بسته است​
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: TAAHA
غزل‌ خزان دیدار

ای یار، بعدِ رفتنِ تو باغ، مرده است
در شاخه‌های خشکِ دلم، آه، مرده است

دیگر کسی کنارِ شبم شعر نمی‌خوانَد
شمعِ امید در نفسِ ماه، مرده است

گفتم که می‌رسد سحری بعدِ این فراق
دیدم چراغِ پنجره در راه، مرده است

هر کوچه بوی خاطره‌های تو می‌دهد
اما صدای خنده در این شهر، مرده است

رفتی و از هجومِ غمت پیر شد دلم
آن کودکِ همیشه پر از شوق، مرده است​
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: TAAHA
غزل اشک و آیینه

دیشب دوباره نامِ تو را گریه کرده‌ام
با شمع تا سحر به خدا گریه کرده‌ام

هر شب میانِ آینه‌ها گم شده دلم
بر چشم‌های خسته‌ی خود، بی‌صدا گریه کرده‌ام

گفتی که عشق، قسمتِ اندوهِ آدمی‌ست
من سال‌هاست از غمِ این ماجرا گریه کرده‌ام

رفتی و بعدِ رفتنِ تو ای تمامِ من
بر کوچه‌های خالیِ دنیا گریه کرده‌ام

ای کاش بازگردی و ببینی که بعدِ تو
من زیرِ بارِ این همه غم، تا کجا گریه کرده‌ام​
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: TAAHA
غزل سوگ باران

باران گرفت و پنجره‌ها گریه می‌کنند
انگار ابرها به خدا گریه می‌کنند

از بس که رفتنت شبِ این خانه را شکست
دیوار و سقف و خاطره‌ها گریه می‌کنند

در کوچه‌ای که عطرِ تو پیچیده بود روزی
اکنون چراغ‌هایِ رها گریه می‌کنند

من مانده‌ام چگونه فراموشِ تو شوم
وقتی هنوز آینه‌ها گریه می‌کنند

ای کاش می‌رسیدی و می‌دیدی ای عزیز
حتی برای غربتِ ما گریه می‌کنند​
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: TAAHA
غزل سایه‌های خاموش

دیشب زِ هجرِ رویِ تو، جانم به لب رسید
شمعم میانِ گریهٔ شب، بی‌سبب رسید

گفتم مگر زِ کوچه‌ی ما باز می‌گذری
آهی وزید و نالهٔ در تا به تب رسید

پیراهنِ خیالِ تو را باد برد و رفت
دستم به گوشه‌چینِ غمی نیمه‌شب رسید

ای ماهِ رفته از شبِ آیینه‌های من
بعد از تو هرچه بود، فقط دردِ تب رسید

رفتی و در تمامیِ دیوارهای شهر
آوازِ غربتِ دلِ من، روز و شب رسید

من ماندم و اتاقی و انبوهِ خاطرات
عمری گذشت و حسرتِ تو تازه‌تر رسید​
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: TAAHA
غزل مویه زیر باران

باران گرفت و باز دلم بی‌قرار شد
چشمم شبیه پنجره‌ای سوگوار شد

نامت هنوز وردِ لبِ خسته‌ی من است
هرچند سهمِ آخرِ این عشق، خار شد

گفتم فرامشت کنم ای یارِ دل‌گریز
دیدم که بغض، دشمنِ صبر و قرار شد

هر شب کنارِ خاطره‌هایت نشسته‌ام
تا صبح، روحِ خسته‌ی من داغدار شد

ای کاش یک شبی زِ پسِ کوچه می‌رسید
آن کس که علتِ همهٔ انتظار شد

رفتی و بعدِ رفتنِ تو در تمامِ شهر
حتی صدای خنده شبیه مزار شد​
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: TAAHA
عقب
بالا پایین