باسلام اثر شما به منظور ویرایش و بازبینی به بخش مربوطه منتقل شد.موضوع 'دلنوشته گُترهای | سارا مرتضوی' https://forum.cafewriters.xyz/threads/41704/
موفق باشید.
باسلام اثر شما به منظور ویرایش و بازبینی به بخش مربوطه منتقل شد.موضوع 'دلنوشته گُترهای | سارا مرتضوی' https://forum.cafewriters.xyz/threads/41704/
سلام وقت بخیرپایان دلنوشته برای موزه دلتنگی
سالهاست تصویرها را نگه داشتهام، بیآنکه بدانم هرکدام چه بهایی داشتهاند.
من فقط بازتاب نبودم؛ من حافظهای بودم که فراموش نمیکرد.
هژار رفت و بزرگ شد، اما آن دختری که روزی در من میدوید، در هیچ گذر زمان کامل ناپدید نشد.
او هنوز در من زنده است؛ در تکههای نوری که از گذشته باقی ماندهاند و راهی برای بازگشت ندارند.
و اکنون میدانم: من نه شاهدِ زندگی او، که نگهبانِ چیزی بودم که او در مسیر بزرگ شدن از دست داد… خودش.
دلنوشته ام تمام شد
پارت اولسلام درخواست شما رد شد.درود.
اعلام اتمام دلنوشته
در حال تایپ موضوع 'دلنوشته جغرافیای بیتن | مینا مرادی'
به نام نامی مادر!
دلنوشته: جغرافیای بیتن
نویسنده: مینا مرادی
ژانر: اجتماعی، تراژدی
مقدمه:
همیشه رقصها روی صحنه اتفاق نمیافتند؛
گاهی میان دیوارهای یک خانه، میان خستگی دستها و لبخندهای پنهان حرکتی آغاز میشود که کسی برای دیدنش دست نمیزند.
قصهی زنیست که آرام میچرخد، میسازد و میبخشد.
بیآنکه منتظر دیده شدن باشد.
«تقدیم به تمامی مادران سرزمینم»
- پناه.
- پاسخها: 18
- تالار: دلنوشتههای درحال تایپ