الان ساعت نزدیک دو هست و آقا حسین با مامان گفت نشون صدام کردم
مرحله اول: آبو
مرحله دوم: تیر (شیر)
مرحله سوم: تازه منو دید و متوجه شد مامانشم و با لبخند گفت: مام
مرحله چهارم: پتوشو میخواست که نرمه
مرحله پنجم: با چشم باز و انگشت به دهن خوابید
جالبه که وقتی حتی یه ذره نور هم باشه خوابش نمیره که به خودم رفته
مرحله اول: آبو
مرحله دوم: تیر (شیر)
مرحله سوم: تازه منو دید و متوجه شد مامانشم و با لبخند گفت: مام
مرحله چهارم: پتوشو میخواست که نرمه
مرحله پنجم: با چشم باز و انگشت به دهن خوابید
جالبه که وقتی حتی یه ذره نور هم باشه خوابش نمیره که به خودم رفته

