طنز گپ‌خانه متاهل‌ها؛ از خنده تا غرغر

دیگ چقدر صبوری
آدم هم تا یک جایی می‌تونه هی هیچی نگه
آخه چرا آنقدر نادون و احمقن
قبلاً جلو خودمو می‌گرفتم نفرینشون نکنم، الان دیگ نمیگیرم، هی با این مشکلات بساز بعد باید با یه مشت نفهم هم سر و کله بزنی
من که نمیگذرم
:))))

یه آسیب اونا میزنن بهت یه آسیب خودت میزنی به خودت :))
رها کردنو سعی کن تمرین کنی
سعی کن بپذیری ادمی که ذاتش خرابه؛ خرابه و از تو هیچکاری بر نمیاد تو نمیتونی آدمشون کنی

معمولا اینا تا لحظه مرگشون به اذیت کردنت ادامه میدن و کاملا حق رو با خودشون میدونن
حالا تو باید خودت انتخاب کنی که آسیباشون توی روانت با چه عمق و درجه ای باشه ...
میفهمم بعضی خانواده ها واقعا بد ذات و بدجنسن و با غرض عذابت میدن .. و میفهمم چقدر میتونه سخت و کشنده باشه ... حقیقتا ادم رو‌ از زنده بودنش سیر میکنن .. ولی از یه جایی به بعد اینو بپذیر و رد شو از کنارشون بزار جز بزنن که نتونستن عاصیت کنن :)))
 
:))))

یه آسیب اونا میزنن بهت یه آسیب خودت میزنی به خودت :))
رها کردنو سعی کن تمرین کنی
سعی کن بپذیری ادمی که ذاتش خرابه؛ خرابه و از تو هیچکاری بر نمیاد تو نمیتونی آدمشون کنی

معمولا اینا تا لحظه مرگشون به اذیت کردنت ادامه میدن و کاملا حق رو با خودشون میدونن
حالا تو باید خودت انتخاب کنی که آسیباشون توی روانت با چه عمق و درجه ای باشه ...
میفهمم بعضی خانواده ها واقعا بد ذات و بدجنسن و با غرض عذابت میدن .. و میفهمم چقدر میتونه سخت و کشنده باشه ... حقیقتا ادم رو‌ از زنده بودنش سیر میکنن .. ولی از یه جایی به بعد اینو بپذیر و رد شو از کنارشون بزار جز بزنن که نتونستن عاصیت کنن :)))
کاملا موافقم
بعضیا اصا از روی قرض ورزی دوست دارن اعصابی کنن آدم رو بهت ین حمله هم بی توجهی و گذشتن ازشون ِ
 
:))))

یه آسیب اونا میزنن بهت یه آسیب خودت میزنی به خودت :))
رها کردنو سعی کن تمرین کنی
سعی کن بپذیری ادمی که ذاتش خرابه؛ خرابه و از تو هیچکاری بر نمیاد تو نمیتونی آدمشون کنی

معمولا اینا تا لحظه مرگشون به اذیت کردنت ادامه میدن و کاملا حق رو با خودشون میدونن
حالا تو باید خودت انتخاب کنی که آسیباشون توی روانت با چه عمق و درجه ای باشه ...
میفهمم بعضی خانواده ها واقعا بد ذات و بدجنسن و با غرض عذابت میدن .. و میفهمم چقدر میتونه سخت و کشنده باشه ... حقیقتا ادم رو‌ از زنده بودنش سیر میکنن .. ولی از یه جایی به بعد اینو بپذیر و رد شو از کنارشون بزار جز بزنن که نتونستن عاصیت کنن :)))
می‌خوام رد شم ولی بیخ گوشمن
گاهی فکر میکنم بذار اون عروس بده باشم که میزنع همه رو میپکونه ،
با عروس اولیشون همین کار ها رو کردن، البته بیست سال پیش زمانی که مامانه جوون بوده، حالا دخترش و دخترای همون عروس اولیه جاشو گرفتن، تموم هم نمیشن
زندگی پسر اولیشون رو نابود کردن بازم نمیفهمن، حالا نفهم بودن اینا به کنار شوهر منم حالیش نیست که بابا تو باید طرف زن و بچه خودت باشی نه دیگران
 
خب اینا می‌خوام منو عصبانی کنند
بهترین راه اینه که سرد و خشک بدون حرف با یک سلام
اگر هم بی احترامی کردم خیلی راحت میگم بچم خسته شد و میرم.
اینجوری هم محکم بودمهم مودب،
جلوشون هم به بچه ام میگم ما همیشه مودبیم حتی اگه دیگران نباشن
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: مرهم
مادرشوهرم زنگ زد حالمو بپرسه. بعد که صحبتمون تموم شد به ثانیه نکشید دوباره زنگ زد که شام بیا اینجا. حالا من ماکارونیم رو گااازهه. هی میگم مادر بخدا شام درست کردم میگه بذار ناهار فرداتون دیگه مجبوری گفتم باشه به بزرگوار بگم ببینم چی میگه. به اونم زنگ زدم میگم بگو نه حوصله ندارم سرم درد می‌کنه. بعد دو بار زنگ زدن میگه ناراحت شده از سرکار میام دنبالت بریم. میگم چرا ناراحت؟!! میگه گفته توعم مثه فلانی شدی (داداش بزرگشون خیلی به خانومشون احترام می‌ذاره وقتی مهمونی‌ای چیزی باشه میگه بذارین اول به خانومم اطلاع بدم) الان نمی‌دونم ناراحت شم، نمی‌دونم بهم بر بخوره یا نه Mood
من بودم با کله می‌رفتم

اول ازدواج هی برادرزاده همسرم نیومد خونمون صبح و شب تا سه ماه هر روز، دیگه آنقدر پرو شده بودن در هم نمیزدن، میومدم تو از تو یخچال چیز برمیداشتن، واسه خودشون کیک درست میکردم تو آشپزخونه بنده ظرف هاشم نمیشستن ، یه بار بزرگه نمی‌دونم چی شد شب هنوز نیومده بود بالا، گفتم اگه برای شام میای یه تخم مرغ درست کنم، یه الم شنگه ای درست کرد، تا دو هفته داد و بیداد. البته خونه ننه بزرگش و فحش و اینا، بعدشم تا ۵ سال قهر بودن همشون
با اینکه بیخ گوشمونن
همسرم سکوت کرد و می‌کنه و احتمالا آینده هم همینه تا زمانی که تو این خونه ایم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Zizi
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 74)
عقب
بالا پایین