کافه کتاب کتاب‌هایی که میخوانیم!

آدم‌ها می‌رن، اما چیزی ازشون می‌مونه که نمی‌شه پاکش کرد: صدا، نگاه، یا حتی یه جمله‌ ساده.


چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم - زویا پیرزاد
 
آدم وقتی عاشق میشه، خودش رو فراموش می‌کنه، و وقتی تنها میشه، تازه یادش می‌افته کی بوده.

بی‌نوایان - ویکتور هوگو
 
برای كشف اقیانوس های جدید، باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشید؛ این جهان، جهان تغییر است
نه تقدیر!

- لئو تولستوی
 
- دوباره گم شدیم.
+ من وقتی گم می‌شم از اول شروع می‌کنم و سعی می‌کنم یادم بیاد که چرا شروع کردم و همین بهم کمک می‌کنه.

پاندای بزرگ و اژدهای کوچک - جیمز نوربری
 
بله، مانع هست، شک هست، سرخوردگی هست، اما اینها همان طور که هممان می‌دانستیم به معنای آن است که تو چیزی را بدون پرداختنِ بهایش گیر نمی‌آوری و باید برای هرچیز جزئی بجنگی. این دلیل بیشتری است برای آنکه به جای افسرده بودن، سربلند باشی.

- کافکا
 
معمولاً آدم در مواجهه با غمی سنگین یا بعد از یک توفان شدید روحی، مدام می‌خواهد بخوابد.

نازنین - داستایفسکی
 
هیچ‌کس به‌اندازه‌ آدمی که می‌خواهد نرود، خسته نیست.

ناتور دشت - جی. دی. سلینجر
 
گُلی که در بیابان بروید، بوی خودش را دارد؛ نه بوی باغ را.

کلیدر - محمود دولت‌آبادی
 
من آن چیزی که تو فکر می‌کنی نیستم. تو همان چیزی هستی که فکر می‌کنی من هستم.

- بودای اشراق
 
برای شناسایی هر کس باید با او برخورد تدریجی و با احتیاط داشت تا دچار اشتباه و لغزش نشد که رفع آن بعداً کاری‌ است دشوار.

جنایت و مکافات - داستایفسکی
 
عقب
بالا پایین