کافه کتاب کتاب‌هایی که میخوانیم!

دلش تنگ بود. نه برای کسی، برای خودش. برای خودش، وقتی هنوز همه‌چیز ممکن بود.

شب طولانی یلدا - زهرا حاتمی
 
باید بری جلو، حتی اگه ترسیده باشی. شاید پشت پیچ بعدی، چیزی در انتظارته که تمام دلتنگی‌هات رو جبران کنه.

قصه‌های مجید - هوشنگ مرادی کرمانی
 
تمام زندگی‌اش را صرف ساختن چیزی کرده بود که در پایان تنها چیزی که از آن مانده بود، خستگی و اندوه بود.

خانه‌ای برای آقای بیسواس - وی. اس. نایپل
 
و او رفت، مثل رؤیایی که قبل از بیدار شدن محو می‌شود... و من بیدار شدم با قلبی خالی‌تر از شب.

شب‌های روشن - داستایفسکی
 
هیچ‌کس نمی‌فهمه چقدر تنها بودن آدم رو می‌کشه، تا وقتی که حتی یه کلمه‌ی مهربون از یه غریبه می‌تونه اشکش رو دربیاره.

جزء از کل - استیو تولتز
 
آدم‌ها فقط یک‌بار واقعاً عاشق می‌شن، حتی اگه نفهمن. بعدش فقط دنبال اون حس می‌گردن، هر جای دیگه‌ای هم باشه.

کافکا در کرانه - هاروکی موراکامی
 
او به گذشته چسبیده بود، مثل کسی که می‌خواست زمان را وادار کند دوباره از نو آغاز شود. اما گذشته‌ای که رفته بود، دیگر باز نمی‌گشت.

کتاب گتسبی بزرگ - اف. اسکات فیتزجرالد
 
درد واقعی اون‌وقته که خاطره‌ها، از چیزی که زندگی برات جا گذاشته، دردناک‌تر می‌شن.

در جستجوی زمان از دست رفته - مارسل پروست
 
آدم را نمی‌شود شکست. شاید از پا درآید، اما هرگز نمی‌شکند. ولی گاهی دیگر امیدی برای برخاستن نیست.

کتاب وقتی نیچه گریست - اروین د. یالوم
 
با اینکه قلبت شکسته خواهد شد؛ تو با دل‌شکستگی تاب خواهی آورد و ادامه خواهی داد.

دلایلی برای زنده ماندن - مت هیگ
 
عقب
بالا پایین