مادام مرلو بعد از روماتیسم انگشتها با پیانویش وداع کرد. او معتقد بود شوری که نتوانیم آن را فرو بنشانیم بار خاطر است. باید رهاکردنش را آموخت تا جا برای شور تازهای باز شود.
در زندگی گاهی کمی از ساده دلی را که برای باختن لازم است تا سرانجام بتوان برد، در خود باز می یابم.
منظورم اینست که باید به اعتماد داشتن به مردم ادامه داد. زیرا چندان مهم نیست که فریبتان بدهند، به شما خیاتت کنند یا مسخره تان کنند مهم آنست که همچنان به آنها اعتماد کنید.
بهتر است که تا قرنها، حیوانات کینه توز به خرج شما از این چشمه ی مقدس سیراب شوند تا اینکه چشمه را خشک شده ببینند، بهتر است ببازید تا خود را تباه سازید.
سگسفید
میدانی هر قدر چیزهایی که به دست آوردهای مادی باشد کمتر میتوانی حفظشان کنی.
میپوسد و از میان انگشتانت، که محکم آنها را گرفتهای، میپَرَد. تو روی زمین میپوسی و میگویی به درک؟ مهم نیست؟
ولی برایت مهم است.
نمیخواهی فقط یک بار، آن هم به این شکل، زندگی کنی.
طوری که در یک جملهی کلی بتوانند بگوید: "اون یه دختر....بود"
و نهایتا در ۲۵ کلمه یا کمتر و بیشتر تو را شرح بدهند. میخواهی هر قدر میتوانی زندگی کنی
خاطراتسیلویاپلات
اگر مردی با زن خود نمیتواند سازگار باشد بیشتر به علت نقصی است که در رفتار و فلسفهی خاص او هست. طلاق هم مانند سفر کردن است؛ اگر خود را عوض نکنیم سفر سودی نخواهد داشت!
اگر میخواهی برای آدمهای طبقه بالا پز بدهی، زحمت نکش. آنها همیشه به نظر حقارت نگاهت میکنند.
اگر میخواهی برای زیر دستهایت پز بدهی، باز هم زحمت نکش. چون فقط حسودیِشان را تحریک میکنی.
این نوع شخصیت کاذب، تو را به جایی نمیرساند. فقط قلب باز است که به تو اجازه میدهد در چشم همه، یک جور باشی.
سه شنبهها با موری