پارت بعدی:
بند اول:
ساختمونی که واردش شدیم یه بانک قدیمی بود؛ تابلوی نصفهکندهاش هنوز آویزون بود و با باد تکون میخورد. شیشهها شکسته بودن، دیوارها پر از جای گلوله، کف سالن پر از کاغذهای سوخته و خاکستر شده بود.
· آویزون، تکون، بودن: اینها شکل محاورهای هستند. اگر راوی اول شخص با این لحن روایت میکند، مشکلی ندارد، اما برای یکدستی، شاید بهتر باشد در روایت از شکل رسمیتر استفاده شود: «آویزان»، «تکان »، «بودند».
بند دوم:
بوی نم و کپک و فلز زنگزده تو هوا معلق بود و روشنایی کم از پنجرههای ترکخورده با زاویهی کج به داخل افتاده بودن و گرد و غبار رو مثل مه به چشم میخورد.
· تو، رو: محاوره. در روایت بهتر است «در» و «را» نوشته شود.
· افتاده بودن: فعل برای «روشنایی» که مفرد است، باید مفرد بیاید: «افتاده بود».
بندسوم و
بند چهارم:
اونها بدون حرف شروع به حرکت کردند؛ حرکتهاشون هماهنگ و تمریندیده بود و اینجا زندگی کرده بودن... با خطر.
· اونها، حرکتهاشون، بودن: محاوره. در روایت بهتر است «آنها»، «حرکتهایشان»، «بودند».
بند ششم: · فاصلهشون، بینشون، زندهموندن: محاوره. در روایت بهتر است «فاصلهشان»، «بینشان»، «زنده ماندن».
بند هفتم:· دستش رو، شونه، منم، رو، میکردم: محاوره. در روایت بهتر است «دستش را»، «شانه»، «من هم»، «را».
بند نهم: نفسش رو، متخصصهامون: محاوره. در روایت بهتر است «نفسش را»، «متخصصهایمان».
پند پانزدهم : کمی بعد یک دختر ...
· اومد، کوچیکی، شونهاش، رو برید، دوستمون رو، نذار، براش بیافته: محاوره. در روایت بهتر است «آمد»، «کوچکی»، «شانهاش»، «حرف را برید»، «دوستمان را»، «نگذار»، «برایاش نیفتد».
· بیافته: غلط املایی. صحیح: «نیفتد» یا در محاوره «نیفته». «بیافته» شکل غلطی است.
بند شانزدهم: نشون بده، زره رو، برین، یکم: محاوره. در روایت بهتر است «نشان بدهد»، «زره را»، «بروید»، «کمی».
بند هفدهم: رو، آروم، اگه، کنه، تمومه، رو بگیرم: محاوره. در روایت بهتر است «را»، «آرام»، «اگر»، «کند»، «تمام است»، «را بگیرم».
بند بیست و چهارم:
نیک مکث نکرد و ادامه داد:
· خودشون میگن با آدمهای شیطانصفت میجنگن؛ میگن اینجور آدمها به دنیا رحم نمیکنند، ولی چرته... اونا فقط به فکر بقای خودشون هستن و هرکی بیرون از گروهشونه یا دشمنه یا طعمه.
· میگن، میجنگن، چرته، اونا، خودشون، هستن، هرکی، گروهشونه، دشمنه: همه محاوره و در دیالوگ مناسب است. «چرته» عامیانه به معنای «دروغ است» و با شخصیت نیک همخوانی دارد.
بند بیست و ششم:
نیک تفنگی که به پشتش بسته بود رو روی میز گذاشت و لبهای خشک شدهاش رو با زبونش تر کرد و گفت:
· تو این جزیره زیاد نیستن؛ شاید سی نفر باشن ولی آموزشدیده و خیلی بیرحماند و این قسمت جزیره رو گرفتن.
· رو، زبونش، نیستن، باشن، رو گرفتن: محاوره. در روایت بهتر است «را»، «زبانش»، «نیستند»، «باشند»، «را گرفتهاند». استفاده از «زبونش» در روایت کمی محاورهای است؛ اگر راوی اول شخص است و لحن او اینطور است، بلامانع است.
بند بیست و هفتم:
سکوت کوتاهی افتاد و فقط صدای فلز برخورد ابزار جراحی با تیکههای فلز روی میز شنیده میشد.
· تیکههای: غلط املایی. صحیح: «تکههای».
نکات قابل توجه:
۱ـ یکدستی لحن راوی: در این بخش نیز مانند قبل، راوی اول شخص با زبانی محاورهای روایت میکند (اومد، موند، رو، تو، ...). این یکدست نیست و گاهی واژههای رسمی هم دیده میشود. بهتر است یک تصمیم بگیرید: اگر راوی قرار است با این لحن صمیمی و محاورهای روایت کند، در تمام متن همین شکل حفظ شود (با رعایت اصول نگارش محاوره). اما اگر راوی باید رسمیتر روایت کند، افعال و ضمایر به شکل کامل و با نیمفاصله نوشته شوند.
2. غلط املایی: «بیافته» به جای «نیفتد» و «تیکه» به جای «تکه».