نظارت همراه رمان باززایش | ناظر melorin

سلام و درود نویسنده عزیز نخست قلمتون مانا بنده از پارتی که مونده بودین براتون کامل و جامع اشکالات رفع میکنم جایی سوال داشتید بپرسید
نوشته در موضوع 'رمان سایه‌های مرده (جلد دوم: باززایش) | سینا صیقلی' https://forum.cafewriters.xyz/threads/43153/post-418454
خب ازاین پارت شروع میکنیم:
سایه‌ها نزدیک‌تر میشدن و قدم‌هاشون منظم بود؛ نه عجله داشتن و نه ترس. این بدترین نوع قدم زدن بود؛ قدم کسی که می‌دونست دست بالا رو داره.
· میشدن، قدم‌هاشون، می‌دونست، رو: در روایت داستانی (راوی اول شخص) اگر لحن ذهنی و محاوره‌ای است، این شکل‌ها قابل قبول است، اما برای یکدستی بهتر است از شکل‌های رسمی‌تر استفاده شود: «می‌شدند»، «قدم‌هایشان»، «می‌دانست»، «را».
· دست بالا رو داره: «دست بالا را دارد» (کنایه از برتری داشتن).

بند سوم:

جوابی نداشتم و فقط اسلحه‌ام رو محکم‌تر گرفتم. چهار نفر از تاریکی بیرون اومدن؛ نه لباس نظامی رسمی، نه شلخته و تجهیزاتشون جمع‌وجور ولی تمیز بود؛ انگار سال‌هاست تو همین جهنم زندگی می‌کنند و یاد گرفتن چی لازمه و چی اضافیه.

· اومدن، تجهیزاتشون، تو، می‌کنند، گرفتن، چی، لازمه، اضافیه: محاوره. در روایت بهتر است از شکل رسمی استفاده شود: «آمدند»، «تجهیزاتشان»، «در»، «می‌کنند»، «گرفته‌اند»، «چه»، «لازم است»، «اضافی است».
بند چهارم:

یکی‌شون جلوتر از بقیه ایستاد؛ مردی حدود چهل ساله با ریش جوگندمی که نگاهش خسته اما تیز بود. از نگاه‌هایی که قبل از شلیک هزار بار طرف رو آزمایش می‌کرد.

· یکی‌شون: محاوره. بهتر است: «یکی از آن‌ها».

· از نگاه‌هایی که قبل از شلیک هزار بار طرف رو آزمایش می‌کرد: این جمله ناقص است. مشخص نیست «از» ابتدای جمله به چه چیزی برمی‌گردد.
· پیشنهاد: «نگاهش از آن نگاه‌ها بود که قبل از شلیک، هزار بار طرف را می‌سنجد.» یا «نگاهش خسته اما تیز بود؛ از آن نگاه‌هایی که قبل از شلیک، هزار بار طرف را آزمایش می‌کند.
بند پنجم:

نگاهش از روی جسدها سر خورد و روی زن بلوند خون‌آلود ایستاد و با صدایی پایین گفت:
-‌ دستت به اسلحه‌ات بخوره مغزت رو کف خیابون می‌پاشم.
· سر خورد: بهتر است «لغزید» یا «گذشت».
بند دهم:

گرد و خاک هنوز توی هوا می‌چرخید و بوی باروت و خون قاطی شده بود. اسلحه‌ام هنوز داغ بود و گفتم:

· مسافرای بدشانسی که هواپیماشون افتاده.

· توی، مسافرای، هواپیماشون، افتاده: محاوره. در روایت بهتر است: «در»، «مسافرانی»، «هواپیمایشان»، «سقوط کرده».
· قاطی شده بود: «مخلوط شده بود» یا «به هم آمیخته بود

بند سیزدهم:
مارکوس با یک حرکت تمرینی خشاب رو وارسی کرد

رو، صدام: محاوره. در روایت بهتر است: «را»، «صدایم»
بند بعدی: تیکه‌تیکه‌تون را تکه‌تکه‌تان (ویرایش شود)
بند شانزدهم:
متیو، ریگان، نورین و الیزا از لای ماشین‌های سوخته و دیوارهای ترک‌خورده و ویولت و هارپر از پشت ساختمون بیرون اومدن و ظرف چند ثانیه اون چهار نفر رو محاصره کردن. اسلحه‌ها دقیق و بی‌لرزش، روی پیشونی‌هاشون قفل شده بود.
·
لای، ساختمون، اومدن، رو، کردن، پیشونی‌هاشون: محاوره. در روایت بهتر است: «لای» شاید همان «میان» یا «بین» باشد. «ساختمان»، «آمدند»، «را»، «کردند»، «پیشانی‌هایشان».
بند هجدهم:

مرد ریش‌جوگندمی نگاهش از من رد شد و روی متیو چند ثانیه ثابت موند
(ماند)
بند نوزدهم:
متیو هم اسلحه‌اش یه ذره پایین اومد و چشم‌هاش ریز شد.

· نیک؟ واقعا خودتی؟

· اسلحه‌اش، یه، اومد، چشم‌هاش، خودتی: محاوره. در روایت بهتر است: «اسلحه‌اش»، «یک کمی»، «آمد»، «چشم‌هایش»، «خودت هستی؟»
بند بیست و یکم:

چند قدم جلو رفتند؛ اسلحه‌ها هنوز بالا بود ولی انگشت‌ها روی ماشه سفت نشده بودن. متیو نزدیکش شد و محکم بغلش کرد.

· فکر کردم مردی پسر... آخرین باری که یادمه گفتن هواپیمای تو توی آسمون منفجر شد.

· بودن: «بودند».
· مردی پسر: شاید «مُردی، پسر» (با ویرگول) یا «مُردی پسر» (به عنوان یک عبارت).

بند بیست و ششم:

چند ثانیه طول کشید تا تنش فروکش کنه؛ نفس‌ها هنوز سنگین بود.

· کنه: محاوره. در روایت بهتر است: «کند».
· نفس‌ها هنوز سنگین بود: «نفس‌ها» جمع است، پس فعل باید جمع بیاید: «سنگین بودند». یا بگوییم «نفس‌ها هنوز سنگین کشیده می‌شد».

بند بیست و هفتم:

همون موقع لوگان و رایان از لای خیابون سمت‌مون می‌اومدن و جیمز رو بین خودشون گرفته بودن. رنگش پریده بود و یه خط خون از زیر زره‌اش چکه می‌کرد.

· همون، لای، خیابون، سمت‌مون، می‌اومدن، رو، خودشون، بودن، یه، زره‌اش: محاوره. در روایت بهتر است: «همان»، «میان»، «خیابان»، «سمت ما»، «می‌آمدند»، «را»، «خودشان»، «بودند»، «یک»، «زره‌اش».
خب من چند نکته را عرض خدمتتون عرض کنم:
۱ـ محاوره در روایت: نکته‌ای که در این بخش پررنگ‌تر است، استفاده گسترده از زبان محاوره در روایت راوی است (مثل «اومدن»، «موند»، «رو»، «توی»). در داستان‌نویسی حرفه‌ای، معمولاً راوی اول شخص می‌تواند لحن محاوره‌ای داشته باشد، اما باید یکدست باشد. اگر راوی فردی است که با این لحن صحبت می‌کند، این شکل نوشتار قابل قبول است. اما اگر راوی بخواهد رسمی‌تر روایت کند، بهتر است افعال و ضمایر به شکل کامل و با نیم‌فاصله نوشته شوند.
۲ـ افعال جمع: به چند نمونه برخوردیم که فعل با فاعل جمع مطابقت نداشت (مثل «نفس‌ها سنگین بود»). این موارد نیاز به دقت بیشتری دارند.
۳ـ ورود ناگهانی تیم و محاصره کردن، و سپس شناسایی نیک توسط متیو، نقطه‌ی عطف بسیار خوبی در داستان بود به نحوی ایجاد تعلیق کردید.
 
پارت بعدی:
بند اول:

ساختمونی که واردش شدیم یه بانک قدیمی بود؛ تابلوی نصفه‌کنده‌اش هنوز آویزون بود و با باد تکون می‌خورد. شیشه‌ها شکسته بودن، دیوارها پر از جای گلوله، کف سالن پر از کاغذهای سوخته و خاکستر شده بود.
· آویزون، تکون، بودن: این‌ها شکل محاوره‌ای هستند. اگر راوی اول شخص با این لحن روایت می‌کند، مشکلی ندارد، اما برای یکدستی، شاید بهتر باشد در روایت از شکل رسمی‌تر استفاده شود: «آویزان»، «تکان »، «بودند».
بند دوم:

بوی نم و کپک و فلز زنگ‌زده تو هوا معلق بود و روشنایی کم از پنجره‌های ترک‌خورده با زاویه‌ی کج به داخل افتاده بودن و گرد و غبار رو مثل مه به چشم می‌خورد.
· تو، رو: محاوره. در روایت بهتر است «در» و «را» نوشته شود.
· افتاده بودن: فعل برای «روشنایی» که مفرد است، باید مفرد بیاید: «افتاده بود».

بندسوم و
بند چهارم:
اون‌ها بدون حرف شروع به حرکت کردند؛ حرکت‌هاشون هماهنگ و تمرین‌دیده بود و این‌جا زندگی کرده بودن... با خطر.
· اون‌ها، حرکت‌هاشون، بودن: محاوره. در روایت بهتر است «آن‌ها»، «حرکت‌هایشان»، «بودند».
بند ششم: · فاصله‌شون، بین‌شون، زنده‌موندن: محاوره. در روایت بهتر است «فاصله‌شان»، «بینشان»، «زنده ماندن».
بند هفتم:· دستش رو، شونه، منم، رو، می‌کردم: محاوره. در روایت بهتر است «دستش را»، «شانه»، «من هم»، «را».
بند نهم: نفسش رو، متخصص‌هامون: محاوره. در روایت بهتر است «نفسش را»، «متخصص‌هایمان».
پند پانزدهم : کمی بعد یک دختر ...
· اومد، کوچیکی، شونه‌اش، رو برید، دوست‌مون رو، نذار، براش بی‌افته: محاوره. در روایت بهتر است «آمد»، «کوچکی»، «شانه‌اش»، «حرف را برید»، «دوست‌مان را»، «نگذار»، «برای‌اش نیفتد».
· بی‌افته: غلط املایی. صحیح: «نیفتد» یا در محاوره «نیفته». «بی‌افته» شکل غلطی است.
بند شانزدهم: نشون بده، زره رو، برین، یکم: محاوره. در روایت بهتر است «نشان بدهد»، «زره را»، «بروید»، «کمی».
بند هفدهم: رو، آروم، اگه، کنه، تمومه، رو بگیرم: محاوره. در روایت بهتر است «را»، «آرام»، «اگر»، «کند»، «تمام است»، «را بگیرم».

بند بیست و چهارم:

نیک مکث نکرد و ادامه داد:

· خودشون میگن با آدم‌های شیطان‌صفت می‌جنگن؛ میگن این‌جور آدم‌ها به دنیا رحم نمی‌کنند، ولی چرته... اونا فقط به فکر بقای خودشون هستن و هرکی بیرون از گروه‌شونه یا دشمنه یا طعمه.

· میگن، می‌جنگن، چرته، اونا، خودشون، هستن، هرکی، گروه‌شونه، دشمنه: همه محاوره و در دیالوگ مناسب است. «چرته» عامیانه به معنای «دروغ است» و با شخصیت نیک همخوانی دارد.
بند بیست و ششم:

نیک تفنگی که به پشتش بسته بود رو روی میز گذاشت و لب‌های خشک شده‌اش رو با زبونش تر کرد و گفت:

· تو این جزیره زیاد نیستن؛ شاید سی نفر باشن ولی آموزش‌دیده و خیلی بی‌رحم‌اند و این قسمت جزیره رو گرفتن.

· رو، زبونش، نیستن، باشن، رو گرفتن: محاوره. در روایت بهتر است «را»، «زبانش»، «نیستند»، «باشند»، «را گرفته‌اند». استفاده از «زبونش» در روایت کمی محاوره‌ای است؛ اگر راوی اول شخص است و لحن او این‌طور است، بلامانع است.
بند بیست و هفتم:

سکوت کوتاهی افتاد و فقط صدای فلز برخورد ابزار جراحی با تیکه‌های فلز روی میز شنیده میشد.

·
تیکه‌های: غلط املایی. صحیح: «تکه‌های».

نکات قابل توجه:
۱ـ یکدستی لحن راوی: در این بخش نیز مانند قبل، راوی اول شخص با زبانی محاوره‌ای روایت می‌کند (اومد، موند، رو، تو، ...). این یکدست نیست و گاهی واژه‌های رسمی هم دیده می‌شود. بهتر است یک تصمیم بگیرید: اگر راوی قرار است با این لحن صمیمی و محاوره‌ای روایت کند، در تمام متن همین شکل حفظ شود (با رعایت اصول نگارش محاوره). اما اگر راوی باید رسمی‌تر روایت کند، افعال و ضمایر به شکل کامل و با نیم‌فاصله نوشته شوند.
2. غلط املایی: «بی‌افته» به جای «نیفتد» و «تیکه» به جای «تکه».
 
پارت آخر تا فردا بررسی میشود❣️
 
پارت آخر:
بند اول (دیالوگ نیک):

· هواپیمای ترابری‌مون وسط یه طوفان مغناطیسی گیر افتاد؛ دستگاه‌ها قاطی کردن و قطب‌نما درست نمی‌چرخید، رادار خاموش شد و یکی از موتورها از کار افتاد و ما مجبور شدیم ارتفاع کم کنیم.


· ترابری‌مون، یه، قاطی کردن، نمی‌چرخید: محاوره. در دیالوگ نیک (که جو نظامی و جدی دارد) شاید بهتر باشد کمی رسمی‌تر صحبت کند: «ترابری‌مان»، «یک»، «دستگاه‌ها از کار افتادند» (به جای «قاطی کردن» که خیلی عامیانه است).

· قاطی کردن: یعنی مختل شدن. در دیالوگ قابل قبول است اما برای شخصیت نیک که فرمانده است، شاید «از کار افتادند» یا «مختل شدند» مناسب‌تر باشد.
بند دوم:
متیو زیر نفسش جمله رو بیرون داد و گفت:

·
لعنتی...
· نفسش، رو: محاوره. در روایت بهتر است «نفسش»، «را».

بند سوم:

نیک بدون این‌که چشم ازش برداره ادامه داد:

· وقتی از ابرها بیرون زدیم... فکر کردیم تموم شد چون آسمون صاف بود؛ ولی بعدش اون‌ها رو دیدیم.

·
ازش، برداره، تموم شد، آسمون، بعدش، اون‌ها رو: محاوره. در روایت بهتر است «از او»، «بردارد»، «تمام شد»، «آسمان»، «بعد از آن»، «آن‌ها را».
بند پنجم:

نیک بی‌وقفه اضافه کرد:

· پرنده‌ها، ولی نه اون‌جوری که می‌شناسی؛ بزرگ و غیرطبیعی بودن، انگار چیزی تو بدن‌شون تغییر کرده بود و بعدش چندتاشون مستقیم به بال‌ها برخورد کردن.

· اون‌جوری، می‌شناسی، بودن، تو، بدن‌شون، بعدش، چندتاشون، برخورد کردن: محاوره. در دیالوگ قابل قبول است. اما «تو بدن‌شون» بهتر است «در بدنشان» گفته شود.
بند هفتم:

نیک نگاهش رو به زمین دوخت و با صدای خفه‌ای گفت:

· برخورد اول موتور دوم رو ترکوند و بعدی سوخت رو آتیش زد و چند ثانیه بعد هر دو موتور منفجر شد و هواپیما وسط دریا افتاد.

· نگاهش رو، رو ترکوند، رو آتیش زد، منفجر شد، افتاد: محاوره. در روایت بهتر است «نگاهش را»، «را ترکاند»، «را آتش زد»، «منفجر شدند»، «افتاد».
· منفجر شد: فعل برای «هر دو موتور» باید جمع باشد: «منفجر شدند»
.
بند هشتم:
صدای آنا تیز و لرزان بالا رفت:
· تکونش ندین.

· تکونش، ندین: محاوره، در دیالوگ مناسب است.
بند نهم:
جیمز فریاد کوتاهی کشید و نیک بی‌وقفه ادامه داد:
· ما تو آب سقوط کردیم و شدت برخورد نصف بدنه رو شکافت. آب داشت به داخل می‌ریخت و بعضی‌ها همون‌جا کشته شدن؛ ما با چاقو تسمه‌ها رو بریدیم و از یه شکاف بیرون رفتیم و موج‌ها ما رو به سمت ساحل این جزیره آوردن. سه ساعت تو تاریکی شنا کردیم... با بدنی که هنوز از انفجار می‌لرزید.

· تو، رو، می‌ریخت، همون‌جا، کشته شدن، رو بریدیم، یه، رو آوردن، تو، می‌لرزید: محاوره. در روایت بهتر است «در»، «را»، «می‌ریخت»، «همان‌جا»، «کشته شدند»، «را بریدیم»، «یک»، «را آوردند»، «در»، «می‌لرزید».
بند دهم:
نگاهش توی مه فرو رفت و تصویرها توی مردمک‌هاش لرزید:
· وقتی رسیدیم خشکی فکر کردیم نجات پیدا کردیم.

· توی، مردمک‌هاش، لرزید: محاوره. در روایت بهتر است «در»، «مردمک‌هایش»، «لرزید» (مفرد برای «نگاه» درست است).
بند یازدهم:
خنده‌ای کوتاه و بی‌جان از گلوش پرید:
· ولی بعد فهمیدیم اشتباه می‌کردیم؛ این‌جا از قبل دست شورشی‌ها بود و وقتی ما رو دیدن... شکار شروع شد.

· گلوش، ما رو، دیدن: محاوره. در روایت بهتر است «گلویش»، «ما را»، «دیدند».
بند چهاردهم:

آنا که انگار از زیر آب بالا اومده باشه نفس کشید و گفت:
· باقی‌مونده‌ی فلز رو در آوردم؛ فعلا زنده می‌مونه، البته اگه تب نکنه؛ راه خون‌ریزی هم بند اومد.

· اومده باشه، رو، می‌مونه، اگه، نکنه، بند اومد: محاوره. در روایت بهتر است «آمده باشد»، «را»، «می‌ماند»، «اگر»، «نکند»، «بند آمد».
· باقی‌مونده‌ی: «باقی‌مانده‌ی» (با نیم‌فاصله) صحیح است
.
بند پانزدهم:
چشم‌های نیک روش قفل شد:
· کارت خیلی خوب بود آنا، حالا می‌تونی بری استراحت کنی.

· روش، می‌تونی، بری: محاوره. در روایت بهتر است «روی او»، «می‌توانی»، «
بروی».

بند شانزدهم:

بعد نگاهش رو دوباره سمت متیو چرخوند:

· ولی مشکل فقط شورشی‌ها نیستن.

· نگاهش رو، چرخوند، نیستن: محاوره. در روایت بهتر است «نگاهش را»، «چرخاند»، «نیستند».
بند هفدهم:

سکوت سنگین شد و باد دوباره از لای پنجره رد شد، و از جایی توی طبقه‌ی بالا صدای تق‌تق آهسته‌ای اومد؛ نه قدم معمولی و نه صدای چوب. یه چیزی که وزنش رو نمیشد حدس زد.

· لای، توی، اومد، یه، وزنش رو، نمیشد: محاوره. در روایت بهتر است «میان»، «در»، «آمد»، «یک»، «وزنش را»، «نمی‌شد».
بند نوزدهم:

و این بار، حتی متیو هم چیزی نگفت. نیک چند ثانیه به صدای طبقه‌ی بالا گوش داد و بعد نگاهش رو بین ما چرخوند:

· همگی بلند شین و با من بیاین.

· نگاهش رو، چرخوند، شین، بیاین: محاوره. در روایت بهتر است «نگاهش را»، «چرخاند»، «شوید»، «بیایید».
بند بیست و یکم:

لوگان چیزی زیر نفسش زمزمه کرد:

· این‌جور شروع کردن‌ها همیشه خوب تموم نمیشه.

· نفسش، این‌جور، تموم نمیشه: محاوره. در روایت بهتر است «نفسش»، «این‌جور» (با نیم‌فاصله)، «تمام نمی‌شود».
بند بیست و سوم:

به یه در فلزی قطور رسیدیم؛ قفلش شکسته بود ولی پشتش یه گاوصندوق صنعتی عظیم کار گذاشته بودن؛ از اون مدل‌هایی که تو بانک برای نگهداری طلا استفاده می‌کنند. در گرد و سنگینش باز، اما داخلش تاریک بود.

· یه، پشتش، بودن، اون، تو، استفاده می‌کنند، سنگینش: محاوره. در روایت بهتر است «یک»، «پشت آن»، «بودند»، «آن»، «در»، «استفاده می‌کنند»، «سنگین آن».
بند بیست و چهارم:

بوی فلز خیس و تعفن گوشت پوسیده توی بینی‌ام پیچید و رایان صداش رو پایین آورد:
· این بوی چیه؟ لعنتی...

· توی، بینی‌ام، صداش رو، چیه: محاوره. در روایت بهتر است «در»، «بینی‌ام»، «صدایش را»، «چیست؟»
بند بیست و پنجم:

نیک چراغ قوه‌اش رو بالا برد و نور داخل گاوصندوق افتاد و بعد... صدای کشیده‌شدن زنجیر به گوش رسید.

· قوه‌اش رو: محاوره. در روایت بهتر است «قوه‌اش
را»
.
بند بیست و ششم:

چند نفر ناخودآگاه عقب رفتن. داخل گاوصندوق یه چیز به زنجیر بسته شده بود؛ نه کاملا انسان و نه کاملا حیوان. بدنش به شدت متورم شده و قرمز بود؛ انگار پوستش زیر فشار چیزی از داخل درحال منفجر شدن بود. رگ‌ها مثل مارهای بنفش زیر پوستش می‌دویدن و قفسه‌ی سینه‌اش بیش از حد بزرگ بود و با هر نفس، غیرطبیعی بالا و پایین می‌رفت. قبل از اینکه فکر کنم بی‌اختیار زمزمه کردم:

· خدای من... این دیگه چیه؟

· رفتن، یه، بدنش، پوستش، می‌دویدن، سینه‌اش، می‌رفت، دیگه چیه: محاوره. در روایت بهتر است «رفتند»، «یک»، «بدنش»، «پوستش»، «می‌دویدند»، «سینه‌اش»، «می‌رفت»، «دیگر چیست؟»
· درحال: «در حال» (دو کلمه) صحیح است.

بند بیست و هفتم:

پوست صورتش کشیده و براق، قرمز تیره، انگار سوخته ولی زنده مونده بود. بینی‌اش تقریبا صاف شده و فقط دو سوراخ باز و لرزان داشت. دهانش بیش از حد معمول باز میشد و فکش انگار انعطاف بیشتری از حد انسان داشت.

· مونده، میشد، فکش: محاوره. در روایت بهتر است «مانده»، «می‌شد»، «فکش».
· انعطاف بیشتری از حد انسان داشت: این توصیف عالی و وحشتناک است.


نکات تکراری:
· یکدستی لحن راوی: باز هم راوی بین محاوره و رسمی در نوسان است. تصمیم‌گیری شما در این مورد به بهبود کیفیت متن کمک زیادی می‌کند.
· نیم‌فاصله: همچنان نیاز به توجه بیشتر دارد.
· افعال جمع: به چند نمونه برخوردیم که فعل با فاعل جمع مطابقت نداشت (مثل «موتورها منفجر شد»).
قلمتان ماندگار.
 
پارت آخر:
بند اول (دیالوگ نیک):

· هواپیمای ترابری‌مون وسط یه طوفان مغناطیسی گیر افتاد؛ دستگاه‌ها قاطی کردن و قطب‌نما درست نمی‌چرخید، رادار خاموش شد و یکی از موتورها از کار افتاد و ما مجبور شدیم ارتفاع کم کنیم.

·
ترابری‌مون، یه، قاطی کردن، نمی‌چرخید: محاوره. در دیالوگ نیک (که جو نظامی و جدی دارد) شاید بهتر باشد کمی رسمی‌تر صحبت کند: «ترابری‌مان»، «یک»، «دستگاه‌ها از کار افتادند» (به جای «قاطی کردن» که خیلی عامیانه است).

· قاطی کردن: یعنی مختل شدن. در دیالوگ قابل قبول است اما برای شخصیت نیک که فرمانده است، شاید «از کار افتادند» یا «مختل شدند» مناسب‌تر باشد.
بند دوم:
متیو زیر نفسش جمله رو بیرون داد و گفت:

·
لعنتی...
· نفسش، رو: محاوره. در روایت بهتر است «نفسش»، «را».

بند سوم:

نیک بدون این‌که چشم ازش برداره ادامه داد:

· وقتی از ابرها بیرون زدیم... فکر کردیم تموم شد چون آسمون صاف بود؛ ولی بعدش اون‌ها رو دیدیم.

·
ازش، برداره، تموم شد، آسمون، بعدش، اون‌ها رو: محاوره. در روایت بهتر است «از او»، «بردارد»، «تمام شد»، «آسمان»، «بعد از آن»، «آن‌ها را».
بند پنجم:

نیک بی‌وقفه اضافه کرد:

· پرنده‌ها، ولی نه اون‌جوری که می‌شناسی؛ بزرگ و غیرطبیعی بودن، انگار چیزی تو بدن‌شون تغییر کرده بود و بعدش چندتاشون مستقیم به بال‌ها برخورد کردن.


· اون‌جوری، می‌شناسی، بودن، تو، بدن‌شون، بعدش، چندتاشون، برخورد کردن: محاوره. در دیالوگ قابل قبول است. اما «تو بدن‌شون» بهتر است «در بدنشان» گفته شود.
بند هفتم:

نیک نگاهش رو به زمین دوخت و با صدای خفه‌ای گفت:

· برخورد اول موتور دوم رو ترکوند و بعدی سوخت رو آتیش زد و چند ثانیه بعد هر دو موتور منفجر شد و هواپیما وسط دریا افتاد.


· نگاهش رو، رو ترکوند، رو آتیش زد، منفجر شد، افتاد: محاوره. در روایت بهتر است «نگاهش را»، «را ترکاند»، «را آتش زد»، «منفجر شدند»، «افتاد».
· منفجر شد: فعل برای «هر دو موتور» باید جمع باشد: «منفجر شدند»
.
بند هشتم:
صدای آنا تیز و لرزان بالا رفت:
· تکونش ندین.

· تکونش، ندین: محاوره، در دیالوگ مناسب است.
بند نهم:
جیمز فریاد کوتاهی کشید و نیک بی‌وقفه ادامه داد:
· ما تو آب سقوط کردیم و شدت برخورد نصف بدنه رو شکافت. آب داشت به داخل می‌ریخت و بعضی‌ها همون‌جا کشته شدن؛ ما با چاقو تسمه‌ها رو بریدیم و از یه شکاف بیرون رفتیم و موج‌ها ما رو به سمت ساحل این جزیره آوردن. سه ساعت تو تاریکی شنا کردیم... با بدنی که هنوز از انفجار می‌لرزید.


· تو، رو، می‌ریخت، همون‌جا، کشته شدن، رو بریدیم، یه، رو آوردن، تو، می‌لرزید: محاوره. در روایت بهتر است «در»، «را»، «می‌ریخت»، «همان‌جا»، «کشته شدند»، «را بریدیم»، «یک»، «را آوردند»، «در»، «می‌لرزید».
بند دهم:
نگاهش توی مه فرو رفت و تصویرها توی مردمک‌هاش لرزید:
· وقتی رسیدیم خشکی فکر کردیم نجات پیدا کردیم.

· توی، مردمک‌هاش، لرزید: محاوره. در روایت بهتر است «در»، «مردمک‌هایش»، «لرزید» (مفرد برای «نگاه» درست است).
بند یازدهم:
خنده‌ای کوتاه و بی‌جان از گلوش پرید:
· ولی بعد فهمیدیم اشتباه می‌کردیم؛ این‌جا از قبل دست شورشی‌ها بود و وقتی ما رو دیدن... شکار شروع شد.


· گلوش، ما رو، دیدن: محاوره. در روایت بهتر است «گلویش»، «ما را»، «دیدند».
بند چهاردهم:

آنا که انگار از زیر آب بالا اومده باشه نفس کشید و گفت:
· باقی‌مونده‌ی فلز رو در آوردم؛ فعلا زنده می‌مونه، البته اگه تب نکنه؛ راه خون‌ریزی هم بند اومد.

· اومده باشه، رو، می‌مونه، اگه، نکنه، بند اومد: محاوره. در روایت بهتر است «آمده باشد»، «را»، «می‌ماند»، «اگر»، «نکند»، «بند آمد».
· باقی‌مونده‌ی: «باقی‌مانده‌ی» (با نیم‌فاصله) صحیح است
.
بند پانزدهم:
چشم‌های نیک روش قفل شد:
· کارت خیلی خوب بود آنا، حالا می‌تونی بری استراحت کنی.

· روش، می‌تونی، بری: محاوره. در روایت بهتر است «روی او»، «می‌توانی»، «
بروی».

بند شانزدهم:

بعد نگاهش رو دوباره سمت متیو چرخوند:

· ولی مشکل فقط شورشی‌ها نیستن.

· نگاهش رو، چرخوند، نیستن: محاوره. در روایت بهتر است «نگاهش را»، «چرخاند»، «نیستند».
بند هفدهم:

سکوت سنگین شد و باد دوباره از لای پنجره رد شد، و از جایی توی طبقه‌ی بالا صدای تق‌تق آهسته‌ای اومد؛ نه قدم معمولی و نه صدای چوب. یه چیزی که وزنش رو نمیشد حدس زد.


· لای، توی، اومد، یه، وزنش رو، نمیشد: محاوره. در روایت بهتر است «میان»، «در»، «آمد»، «یک»، «وزنش را»، «نمی‌شد».
بند نوزدهم:

و این بار، حتی متیو هم چیزی نگفت. نیک چند ثانیه به صدای طبقه‌ی بالا گوش داد و بعد نگاهش رو بین ما چرخوند:

· همگی بلند شین و با من بیاین.

· نگاهش رو، چرخوند، شین، بیاین: محاوره. در روایت بهتر است «نگاهش را»، «چرخاند»، «شوید»، «بیایید».
بند بیست و یکم:

لوگان چیزی زیر نفسش زمزمه کرد:

· این‌جور شروع کردن‌ها همیشه خوب تموم نمیشه.


· نفسش، این‌جور، تموم نمیشه: محاوره. در روایت بهتر است «نفسش»، «این‌جور» (با نیم‌فاصله)، «تمام نمی‌شود».
بند بیست و سوم:

به یه در فلزی قطور رسیدیم؛ قفلش شکسته بود ولی پشتش یه گاوصندوق صنعتی عظیم کار گذاشته بودن؛ از اون مدل‌هایی که تو بانک برای نگهداری طلا استفاده می‌کنند. در گرد و سنگینش باز، اما داخلش تاریک بود.


· یه، پشتش، بودن، اون، تو، استفاده می‌کنند، سنگینش: محاوره. در روایت بهتر است «یک»، «پشت آن»، «بودند»، «آن»، «در»، «استفاده می‌کنند»، «سنگین آن».
بند بیست و چهارم:

بوی فلز خیس و تعفن گوشت پوسیده توی بینی‌ام پیچید و رایان صداش رو پایین آورد:
· این بوی چیه؟ لعنتی...

· توی، بینی‌ام، صداش رو، چیه: محاوره. در روایت بهتر است «در»، «بینی‌ام»، «صدایش را»، «چیست؟»
بند بیست و پنجم:

نیک چراغ قوه‌اش رو بالا برد و نور داخل گاوصندوق افتاد و بعد... صدای کشیده‌شدن زنجیر به گوش رسید.


· قوه‌اش رو: محاوره. در روایت بهتر است «قوه‌اش
را»
.
بند بیست و ششم:

چند نفر ناخودآگاه عقب رفتن. داخل گاوصندوق یه چیز به زنجیر بسته شده بود؛ نه کاملا انسان و نه کاملا حیوان. بدنش به شدت متورم شده و قرمز بود؛ انگار پوستش زیر فشار چیزی از داخل درحال منفجر شدن بود. رگ‌ها مثل مارهای بنفش زیر پوستش می‌دویدن و قفسه‌ی سینه‌اش بیش از حد بزرگ بود و با هر نفس، غیرطبیعی بالا و پایین می‌رفت. قبل از اینکه فکر کنم بی‌اختیار زمزمه کردم:


· خدای من... این دیگه چیه؟

· رفتن، یه، بدنش، پوستش، می‌دویدن، سینه‌اش، می‌رفت، دیگه چیه: محاوره. در روایت بهتر است «رفتند»، «یک»، «بدنش»، «پوستش»، «می‌دویدند»، «سینه‌اش»، «می‌رفت»، «دیگر چیست؟»
· درحال: «در حال» (دو کلمه) صحیح است.

بند بیست و هفتم:

پوست صورتش کشیده و براق، قرمز تیره، انگار سوخته ولی زنده مونده بود. بینی‌اش تقریبا صاف شده و فقط دو سوراخ باز و لرزان داشت. دهانش بیش از حد معمول باز میشد و فکش انگار انعطاف بیشتری از حد انسان داشت.


· مونده، میشد، فکش: محاوره. در روایت بهتر است «مانده»، «می‌شد»، «فکش».
· انعطاف بیشتری از حد انسان داشت: این توصیف عالی و وحشتناک است.


نکات تکراری:
· یکدستی لحن راوی: باز هم راوی بین محاوره و رسمی در نوسان است. تصمیم‌گیری شما در این مورد به بهبود کیفیت متن کمک زیادی می‌کند.
· نیم‌فاصله: همچنان نیاز به توجه بیشتر دارد.
· افعال جمع: به چند نمونه برخوردیم که فعل با فاعل جمع مطابقت نداشت (مثل «موتورها منفجر شد»).
قلمتان ماندگار.
درود
ویرایش انجام شد. خسته نباشید -53-؟"_}
 
سینا درود میخوای زاویه دیدتو تغییر بدی درسته؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: (SINA)
سینا درود میخوای زاویه دیدتو تغییر بدی درسته؟
سلام
خب نمیدونم از کجا شروع کنم، از اونجایی که تگ متوسط گرفته خب... ممنون میشم راهنمایی کنین از کجا شروع کنم و چیکار باید بکنم
 
سلام
خب نمیدونم از کجا شروع کنم، از اونجایی که تگ متوسط گرفته خب... ممنون میشم راهنمایی کنین از کجا شروع کنم و چیکار باید بکنم
از نظرمن از زاویه اول شخص شروع کنی بهتره روایت ازاون نظر بنویسی بهتره
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: (SINA)
عقب
بالا پایین