مشاعره | مشاعره با اشعار فاضل نظری|

تفاوت من و اصحاب کهف در این بود
که سکه‌های من از ابتدا رواج نداشت
 
تشنه لبی مس*ت رفته است به میدان
این خبر سرخ ناگوار مبادا
 
اگرچه خورده تَرَک دل، هنوز نشکسته‌ست
خیانتی کن و سنگی دگر به شیشه بزن
فاضل_نظری
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
نالهٔ جانسوز من بود آنچه او فریاد زد
آه من بود آنچه عمری زیر لب میخواند نِی
 
يادت نرود با دلم از کينه چه گفتي!
زير لب از آن کينهء ديرينه چه گفتي؟
 
مگذار با خبر شود از مقصدت کسی
حتی به سوی میکده وقت اذان بیا

فاضل نظری
 
ای مرگ می رسی به من اما چقدر زود
ای عشق می رسم به تو اما چقدر دیر
شیرینی فراق کم از شور وصل نیست
گر عشق مقصد است خوشا لذت مسیر
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
ردپایی تازه از پشت صنوبرها گذشت…
چشم آهوها هراسان شد،گمان کردم تویی

ای نسیم بی قرار روزهای عاشقی
هر کجا زلفی پریشان شد،گمان کردم تویی
 
یک‌بار به اصرارِ تو عاشق شدم ای دل!
این‌بار اگر اصرار کنی، وای به حالت!

فاضل_نظری
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
عقب
بالا پایین