نام تو را میکند روی میزها هر وقت
در دست آن دیوانه میافتاد چاقویی
در دست آن دیوانه میافتاد چاقویی
یکی از ما دو نفر کشته به دست دگریست
وای اگر کار من و عشق به فردا بکشد
تیرم به خطا میرود اما به هدر، نه
دل خون شده وصلم و لبهای تو سرخ است
سرخ است ولی سرختر از خون جگر، نه
تیرم به خطا میرود اما به هدر، نه
دل خون شده وصلم و لبهای تو سرخ است
سرخ است ولی سرختر از خون جگر، نه
یک بار به من قرعه عاشق شدن افتادهر گاه یک نگاه به بیگانه میکنی
خون مرا دوباره به پیمانه میکنی