در آسمان خبری از ستارهٔ من نیست
که هرچه بخت بلند است، عمر کوتاه است
تو آن بُتی که پرستیدنت خطایی نیستتا ذرهای ز درد خودم را نشان دهم
بگذار در جدا شدن از یار جان دهم
تو آن بُتی که پرستیدنت خطایی نیست
و گر خطاست! مرا از خطا ابایی نیست
تاوان عشق را دل ما هرچه بود داد
چشم انتظار باش در این ماجرا تو هم
تا دل مشتاق من محتاج عاشق بودن است
دلبری کردن یکی از بینیازیهای توست
یوسف فروختن به زر ناب هم خطاست
نفرین اگر تو را به تمام جهان دهم