چالش °•°جدال ادبی°•°

ای مرفح بی‌درد
نانت کم و کاستی داشت یا آبت که آمدی چنین کردی و خودت رفته‌ای شمال زیر درخت جوج بزنی
من از تو فقط یک طلب دارم
یک سیخ اضافه به من جوجه میدی؟
جوجه ها را نربا، گوجه ها مال تو
 
  • Haha
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
  • Haha
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
  • grin
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
فردوسی؟
به گمانم خواب هفت پادشاه می‌بیند!
ولی هنگامِ سحری...
با چی بریم خدمتش؟
حلواش و ببریم؟ یا خاکی که بریزه تو سرش؟
فردوسی را رها کن
به فروزش فقط بنگر
باشد که در پل صراط فردوسی تشویقت کند:
زهرا باید رد بشه زهرا باید رد بشه
 
  • Haha
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
  • Haha
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R
ای مرفح بی‌درد
نانت کم و کاستی داشت یا آبت که آمدی چنین کردی و خودت رفته‌ای شمال زیر درخت جوج بزنی
من از تو فقط یک طلب دارم
یک سیخ اضافه به من جوجه میدی؟
جوج برای سحر سنگین است رودل میکنی تو نان خرمایت را بخور
 
عقب
بالا پایین