محفل ادبی {دیالوگ‌‌های دلنشین}

- ‏کودک درون من خیلی آسیب دیده‌ست ولی پیش تو خیلی خوشحاله.
 
بخشی از صحبت‌های اروین یالوم
به یک بیمار در معرض خودکشی :

می‌فهمم که عمیقا دلسرد شده‌ای، جوری که ممکن است همین حالا دلت بخواهد خودت را نابود کنی. اما با همه‌ی این‌ها، امروز این‌جایی. بخشی از تو، مابقی وجودت را با خودش به مطب من آورده، لطفا اجازه بده من با آن بخش صحبت کنم، بخشی از تو که می‌خواهد زنده بماند.
 
- هیچ گاه درک نکردم چرا کافری که بیمار می‌شود، دچار عذاب الهی شده. اما مسلمانی که بیمار می‌شود، دچار آزمون الهی.
مرض که یکیست!
 
- مرا آتش زد و از من دوری کرد که نسوزد.
 
تو مثل منی. ما زودتر از بقیه دیدیم که خانواده همیشه هم امن نیست. گاهی اونایی که باید پناهت باشن، تو رو شکل میدن، اون‌قدر که بعدها هر چقدر هم پاک بمونی، هنوز ردشون توت هست. مثلاً وقتی جلوی دوربین از عشق به عدالت حرف می‌زنی، ولی هنوز ته ذهن‌ت صدای اون فریادها رو می‌شنوی، نه؟
 
  • یه قانونی هست که میگه:
    گاهی هر چقدر برای چیزی بیشتر پا فشاری کنید و بیشتر سمتش برید و درگیرش بشید،
    اون بیشتر از تون دور میشه!
    پس رها کن بره...
    شاید رسیدن در رها کردن باشه
    به قول جمله ی تو کتاب «کیمیاگر»
    که نوشته بود:
    آنچه قسمت توست، از کنارت نخواهد گذشت...
 
  • سندرم‌هایی که ممکنه داشته باشی:
    آیلویوروفیل (Ailorophilia) : کسی که عاشق گربه‌هاست.
    بیبلیوفیل (bibliophile) : کسی که عاشق کتاب خوندنه.
    سلنوفیل (selenophile) : کسی که عاشق ماه هست.
    ملوفیل (melophile) : کسی که علاقه زیادی به موسیقی داره.
    تالاسوفیل (thalasophile): کسی که عاشق دریاست.
    پلویوفیل (pluviophile) : کسی که عاشق بارونه.
    نفوفیل (nephophile): کسی که عاشق ابرهاست.
    نفوفیل (nephophile) : کسی که عاشق رعد و برقه.
 
  • نوشته‌بود:
    اگه‌یه‌کتاب‌بنویسی‌راجب‌کسی‌که‌
    عاشقش‌بودیوبهش‌نرسیدی،
    صفحه‌ی‌آخرش‌چی‌مینویسی؟
    یه‌نفر‌در‌جواب‌نوشته‌بود..
    خیالِ‌بودنت‌به‌وسعتِ‌یک‌کتاب‌شد؛اما‌اندوهِ‌نبودنت‌در‌یک‌جمله‌خلاصه‌می‌شود:
    تو‌متعلق‌به‌من‌نیستی:)!💔
 
  • گاهی اوقات با خواندن کتاب به گوشیت خیانت کن‌‌..
 
  • برای چشم تو باید کتاب و دیوان گفت
    نمی شود که تو یک بیت مختصر باشی
 
عقب
بالا پایین