محفل ادبی {دیالوگ‌‌های دلنشین}

- کاش میشد نبود...
+ زندگی تو آرزوی منه قدرشو بدون
 
توی کتاب پلنگ های کافکا نوشته بود:
'از خودم شرمنده شدم وقتی فهمیدم زندگی یک جشن بالماسکه بود در حالی که من با چهره واقعی ام در آن حاضر بودم...'
 
این دیالوگ از فیلم waitress رو خیلی دوست دارم :
"امیدوارم یکی، یه روز بخواد برای ۲۰ دقیقه بغلت کنه و فقط بغلت کنه، عقب نکشه، نگاهت نکنه، نخواد ببوسدت، فقط تو رو در بازوانش بگیره و محکم بچسبه، بدون اینکه ذره ای خودخواهی توش باشه...
 
-چرا فرار میکنی؟
+میترسم
-از من؟
+نه از عشق
-مرد که نباید بترسه
+برای خودم نه برای تو
-غصه مرا نخور .
:)
 
عقب
بالا پایین