مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع -Taraneh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
چون نمیخواستم عشق خیلی زود شکل بگیره کلیشه‌ای میشه
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
چون نمیخواستم عشق خیلی زود شکل بگیره کلیشه‌ای میشه
خوب کاری کردی چون ژانر سومت عاشقانه‌ست، منطقیش همینه اول ژانر معمایی بولد بشه بعدش عاشقانه
برای شخصیت پردازی هم مناسبه
 
خوب کاری کردی چون ژانر سومت عاشقانه‌ست، منطقیش همینه اول ژانر معمایی بولد بشه بعدش عاشقانه
برای شخصیت پردازی هم مناسبه
درسته
پس فردا پست گذاشتم بهت اطلاع میدم
 
سلام
پست جدید اپ شد
 
عزیزم من پارت جدید رو مطالعه کردم
خبلی خوب شده و داری کم‌کم شخصیت خان رو نشون میدی
فقط این پارتت یه سری ایرادات داره.
ببین خیلی زود افشا شده بدون اینکه پیش زمینه وجود داشته باشه. توضیحیه و شخصیت‌ها کنش خاصی ندارن. پارتت کمبود درام داره برای همین اتفاقات خیلی سریع افتادن و شخصیت‌ها به چشم نمیان.
مرضیه نباید مستقیم اعتراف می‌کرد باید با مکث‌ها، دیالوگ‌های مبهم و من و من کردن و اشاره به یه چیزایی اطلاعات رو به‌ تدریج و توی چند مرحله افشا می‌کرد تا تنش افزایش پیدا کنه و مخاطب بتونه با شخصیت.ها ارتباط بگیره
دیالوگ‌ها هم مثل همدیگه هستن و مصنوعی شدن یجورایی، خیلی غیر مستقیم و غیر طبیعی هستن
یهو اون مرده اومد تهدید کرد، بدون پیش زمینه، بدون کنایه
این یهویی بودنه، ارتباط گرفتن مخاطب رو با شخصیت‌ها کم می‌کنه
 
یه چیز مهم که توی شخصیت پردازی وجود داره، توصیف حسیه.
باید حواس پنج‌گانه رو تو متن غنی کنی که اطلاعاتی که شخصیت میده مثل گزارش نباشه، باید گسترده‌ش کنی بهش فضا و تصویر بدی که مخاطب با شخصیت ارتباط بگیره.
بازگشت کژال به خانه دلربا باید با جزئیات صوتی بویایی و لمسی قابل حس باشه.
اگه برات مبهمه تا برات مثال بزنم که متوجه بشید منظورم چیه
 
الان یکی از مشکل‌های شخصیت‌پردازی تا اینجا
اینه که شخصیت‌ها یهو احساسشان فوران می‌کنه
و یهو میرن توی قسمت حرف زدن
درحالی که باید به این حس نشانه فیزیکی داده بشه
مثلا دست شخصیت بلرزه
قلبش تند بزنه
نگاهشو بدزده
از استرس مثلا دامنش رو چنگ بزنه
اینا هم نقش مهمی توی شخصیت پردازی دارن.

از این الگو فعلا برای افشای راز استفاده کن
سکوت، مکث، انکار، اعتراف
بعدش هم قبل از همه اینا از توصیف حسی استفاده کن

قبل از اینکه مرد حرف بزنه، یه صحنه از توصیفات حسی کنار هم بچین
 
الان یکی از مشکل‌های شخصیت‌پردازی تا اینجا
اینه که شخصیت‌ها یهو احساسشان فوران می‌کنه
و یهو میرن توی قسمت حرف زدن
درحالی که باید به این حس نشانه فیزیکی داده بشه
مثلا دست شخصیت بلرزه
قلبش تند بزنه
نگاهشو بدزده
از استرس مثلا دامنش رو چنگ بزنه
اینا هم نقش مهمی توی شخصیت پردازی دارن.

از این الگو فعلا برای افشای راز استفاده کن
سکوت، مکث، انکار، اعتراف
بعدش هم قبل از همه اینا از توصیف حسی استفاده کن

قبل از اینکه مرد حرف بزنه، یه صحنه از توصیفات حسی کنار هم بچین
توصیفات حسی منظورت چیه؟
مثلا وارد خونه میشه از حس بویایی استفاده کنه؟
مثلا وارد خونه شد، بوی خوش غذا در خانه پیچیده بود؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
توصیفات حسی منظورت چیه؟
مثلا وارد خونه میشه از حس بویایی استفاده کنه؟
مثلا وارد خونه شد، بوی خوش غذا در خانه پیچیده بود؟
تقریبا
ولی توصیف حسی یعنی همه حس‌ها باهم به کار گرفته بشن
یه مثال برات می‌زنم.
هنگامی که وارد خانه دلربا شدم، بوی خاک نم‌ خورده با بوی دود هیزم در هوا آمیخته شده بود. سکوتی آرام بر فضا نشسته بود و صدای منظم تسبیح، تنها نشانه‌ی حضور کسی در آن خانه بود که سکوت را می‌شکست. هوای درون اتاق اندکی سرد بود و از دیوارهای ترک‌ خورده، سرمایی آرام به انگشت‌هایم می‌رسید.
در همان لحظه، بوی نان داغی که از تنور حیاط برمی‌خاست، کمی باعث ضعفم شد.
آن خانه با همه آرامش ظاهری‌اش، چیزی پنهان در دل داشت؛ چیزی که هنوز در هوایش جریان داشت و من نمی‌توانستم نامش را بگویم.

این یک مثال که توی بخش اول پارتت وجود داشت
اما برای قسمت‌ دیالوگ‌ها همه‌چیز یهویی بود

پس از سکوتی کوتاه، در حالی که چیزی درون صدایم می‌لرزید گفتم:
«چرا همه از من فرار می‌کنن؟ چیو بهم نمی‌گید؟
مرضیه نگاهش را از زمین نگرفت. دست‌هایش در هم قفل شده بود اما لرزشش را می‌توانستم متوجه شوم.
صدایش محکم بود اما می‌فهمیدم چیزی را پنهان می‌کند.
«مسأله‌ای نیست… بهتره درگیر نشی.»
با کلافگی به او نزدیک‌تر شدم، بوی عطرش که مخلوطی از گل محمدی بود را به مشام کشیدم؛ دست جلو بردم تا دستش را بگیرم اما پشیمان شدم. سپس با صدای ضعیف و ملتمس آمیزی گفتم:
« باید حقیقت رو بدونم، شما دارید یه چیزی رو مخفی می‌کنید. »

ببین منظورم اینه فضا بهش بده تا احساس شخصیت به مخاطب منتقل بشه تا همه‌چیز یهویی نباشه
هم احساس شخصیت نشون داده میشه و هم مخاطب می‌تونه تصور کنه.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا پایین