پارت بعدی:
کافه منتخبی مردی که نمیشناختم و دعا میکردم به اندازهی صدایش، قابل قبول باشد، در جایی بود که زیباترین رودخانهی لندن در نزدیکیاش قرار داشت.»
مشکل: ساختار جمله نامفهوم است.
✓پیشنهاد: «کافهای که آن مردِ ناشناس انتخاب کرده بود و امیدوار بودم به اندازهی صدایش قابل قبول باشد، در نزدیکی زیباترین رودخانهی لندن قرار داشت.»
لبخند روی لبم پررنگ شد و با ویبرهی گوشیم، دل از ماشینم کندم.»
پیشنهاد: «گوشیام»
به سمت کافه که از دور هم، زیادی پینترستی بود.»
مشکل: جمله نیمهکاره است.
✓ پیشنهاد: «به سمت کافه رفتم که از دور هم زیادی پینترستی به نظر میرسید.»
گلهایی که تم صورتی و رگههای زرد در بین آنها دیده میشد که کل مسیر ورودی را پوشش میداد.»
دو «که» پشت سر هم → ساختار غلط.
✓ «گلهایی با تم صورتی و رگههای زرد، کل مسیر ورودی را پوشش میدادند.»
تونلی از گلها به فضای صمیمی و بخشبندی شده.»
جمله ناقص است.
✓ «تونلی از گلها به فضایی صمیمی و بخشبندیشده منتهی میشد.»
طراحی داخلیش بسیار شیک و پر زرق و برق و به خاطر همین فضای مناسبی برای دیدارهای کاری و غیردوستانه نیست!»
اگر «بهخاطر همین» → باید نتیجهگیری پس از آن بیاید.
«طراحی داخلیاش بسیار شیک و پرزرقوبرق بود و همین باعث میشد فضای مناسبی برای دیدارهای کاری یا رسمی نباشد.»
«آینههای بزرگ قدی، میز و صندلیهای چرمی قرمز، کفپوشهای شطرنجی سیاه و سفید، نورپردازی گرم و ملایم مواجه شدم.»
فعل ندارد و جمله قطع است.
✓«با آینههای بزرگ قدی، میز و صندلیهای چرمی قرمز، کفپوشهای شطرنجی سیاه و سفید و نورپردازی گرم و ملایم مواجه شدم.»
«در کل سبک کلاسیک و نومدرن را میشد به خوبی حس کرد.»
پیشنهاد: «نومدرن» استاندارد نیست → «نئومدرن»
امیدوارم میز مناسبی در یک گوشهای، صدایم کند اما دستی که به خاطرم بالا آمد…»
مشکل: زمان افعال و ساختار جمله آشفته است.
✓ «امیدوار بودم میزی مناسب در گوشهای صدایم کند، اما دستی که برایم بالا رفت…»
«این همه عضلهای که از لباس بهاریش بیرون زده حتماً نتیجهی سالها تلاش و ورزش کردن است…»
پیشنهاد: «بهاریاش»