نظارت همراه «رمان هویت اجاره‌ای| ناظر: MELORIN

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
سه پارت گذاشته شد:)
 
سه پارت جدید آپلود شد. پیش‌پیش خسته نباشی جانم:)
 
سه پارت گذاشته شد زیبا
 
سه پارت جدید بعد از مدت‌ها 453427_25y-456-
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
همچنان نگاهش، خیره به من بود.»
نکته: ویرگول بعد از «نگاهش» درست است، اما می‌توان حذفش کرد تا روان‌تر شود
«دوباره صدای گوشی‌م بلند شد و من را وادار کرد که رد صدایش را بگیرم.»
نکته: «گوشی‌م» از نظر نگارشی بهتر است «گوشی‌ام» نوشته شود، اما غلط محسوب نمی‌شود.
✓پیشنهاد: «گوشی‌ام»
«شماره‌ی ناشناسی که آن‌تایمی‌ش داشت نگرانم می‌کرد را در واپسین زنگ‌خوردنش، جواب دادم:»
✓ «آن‌تایمی‌ش» نامأنوس است و بهتر است به «زمان تماسش» یا «زمان افتادن تماسش» اصلاح شود.
«نفس عمیقی که مرد پشت خط کشید هم نتوانست من را از حال ناآرامم، خارج کند.»
پیشنهاد روان‌تر: «از حال ناآرامم بیرون بیاورد.»
«باید هم‌دیگه رو حداکثر تا دو ساعت دیگه ببینیم، خانوم!»
× باز هم «خانوم» → «خانم»
× «هم‌دیگه» در متن رسمی بهتر است «همدیگر»
✓ «من سیلاس فِن هستم و… .»
× نقطه‌گذاری صحیح‌تر: «و…» یا «و…» (نیازی به نقطه بعد از سه‌نقطه نیست.)
«تا خواستم دوباره شماره‌ش را بگیرم و جوابش را بدهم که پیامک از همان شماره آمد:»
پیشنهاد نگارشی: «شماره‌اش»
«نگاهم قفل جسد سمت چپ نشین‌من‌ام شد.»
مشکلات:
«چپ نشین‌من‌ام» نادرست است.
پیشنهاد درست‌تر: «نگاهم قفلِ جسدِ سمتِ صندلیِ شاگرد شد.» یا «سمت چپ‌نشینم».
به تلافی سختی این کار، زیپ گرم‌کُن ورزشی‌م را به سرعت بالا دادم و حواسم بود که با سر آستینم، عرق‌های لجوج را از بین ببرم.»
پیشنهاد: «ورزشی‌ام»
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
پارت بعدی:
کافه منتخبی مردی که نمی‌شناختم و دعا می‌کردم به اندازه‌ی صدایش، قابل قبول باشد، در جایی بود که زیباترین رودخانه‌ی لندن در نزدیکی‌اش قرار داشت.»
مشکل: ساختار جمله نامفهوم است.
✓پیشنهاد: «کافه‌ای که آن مردِ ناشناس انتخاب کرده بود و امیدوار بودم به اندازه‌ی صدایش قابل قبول باشد، در نزدیکی زیباترین رودخانه‌ی لندن قرار داشت.»

لبخند روی لبم پررنگ شد و با ویبره‌ی گوشی‌م، دل از ماشینم کندم.»
پیشنهاد: «گوشی‌ام»

به سمت کافه که از دور هم، زیادی پینترستی بود.»
مشکل: جمله نیمه‌کاره است.
✓ پیشنهاد: «به سمت کافه رفتم که از دور هم زیادی پینترستی به نظر می‌رسید.»

گل‌هایی که تم صورتی و رگه‌های زرد در بین آن‌ها دیده می‌شد که کل مسیر ورودی را پوشش می‌داد.»
دو «که» پشت سر هم → ساختار غلط.
✓ «گل‌هایی با تم صورتی و رگه‌های زرد، کل مسیر ورودی را پوشش می‌دادند.»

تونلی از گل‌ها به فضای صمیمی و بخش‌بندی شده.»
جمله ناقص است.
✓ «تونلی از گل‌ها به فضایی صمیمی و بخش‌بندی‌شده منتهی می‌شد.»

طراحی داخلی‌ش بسیار شیک و پر زرق و برق و به خاطر همین فضای مناسبی برای دیدارهای کاری و غیردوستانه نیست!»
اگر «به‌خاطر همین» → باید نتیجه‌گیری پس از آن بیاید.
«طراحی داخلی‌اش بسیار شیک و پرزرق‌وبرق بود و همین باعث می‌شد فضای مناسبی برای دیدارهای کاری یا رسمی نباشد.»

«آینه‌های بزرگ قدی، میز و صندلی‌های چرمی قرمز، کف‌پوش‌های شطرنجی سیاه و سفید، نورپردازی گرم و ملایم مواجه شدم.»
فعل ندارد و جمله قطع است.
✓«با آینه‌های بزرگ قدی، میز و صندلی‌های چرمی قرمز، کف‌پوش‌های شطرنجی سیاه و سفید و نورپردازی گرم و ملایم مواجه شدم.»

«در کل سبک کلاسیک و نومدرن را می‌شد به خوبی حس کرد.»
پیشنهاد: «نومدرن» استاندارد نیست → «نئومدرن»

امیدوارم میز مناسبی در یک گوشه‌ای، صدایم کند اما دستی که به خاطرم بالا آمد…»
مشکل: زمان افعال و ساختار جمله آشفته است.
✓ «امیدوار بودم میزی مناسب در گوشه‌ای صدایم کند، اما دستی که برایم بالا رفت…»

«این همه عضله‌ای که از لباس بهاری‌ش بیرون زده حتماً نتیجه‌ی سال‌ها تلاش و ورزش کردن است…»
پیشنهاد: «بهاری‌اش»
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
پارت بعدی:
«از این افکار، صورتم گلگون شد و خط نگاهم را تغییر دادم.»
پیشنهاد روان‌تر: «از این افکار صورتم گلگون شد و نگاهم را برگرداندم.»

مکان جالب و عجیبی رو انتخاب کردین آقای… .»
× نقطه‌گذاری «… .» غلط است.
«آقای…»
«به صندلی‌ش تکیه داد و به آرامی جواب داد:»
پیشنهاد: «صندلی‌اش»
«سیلاس فِن هستم، ناظرکیفی آزمایشگاه مرکزی!»
«ناظرکیفی» → «ناظر کیفی»

«آزمایشگاه مرکزی فهمیده که یکی پنجاه سی‌سی از سیانور رو برداشته… .»
باز هم «… .» غلط است.
«…» یا «رو برداشته…»

«نگاهم قفل زخم دستم شد که با چسب زخمی که از جیب آلیشیا برداشته بودم، تاحدی مدرک جرم را پاک کرده بودم.»
پیشنهاد: «تا حدی» جدا نوشته شود

«با ساکت شدن سیلاس، دوباره جهت نگاهم را سمت چشمان یخی‌ش بردم که متوجه شدم به چسب زخم دستم خیره شده است.»
پیشنهاد: «یخی‌اش»
«باید کاری می‌کردم که جهت نگاهش را تغییر دهم ولی سوالش، راهم را بست!»
پیشنهاد بهتر: «ولی سؤالش راه را بر من بست.»
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
پارت جدید:
«افکار مانند اسیدهای خورنده، ذره‌ذره داشت از درون من را نابود می‌کرد.»
پیشنهاد: «افکار چون اسید خورنده، ذره‌ذره درونم را نابود می‌کرد.» (روان‌تر)

اگر دست کسی به آن ظرف سیانور که در بطری آبی به لطف بی‌رنگ بودنش پنهان شده بود، می‌رسید چه بلایی سر من می‌آمد؟»
پیشنهاد: «اگر کسی به آن ظرف سیانور که به لطف بی‌رنگ بودنش، در بطری آب پنهان شده بود، دست پیدا می‌کرد، چه بلایی سرم می‌آمد؟» (ساختار بهتر)

«مجازات دزدیدن وسایل محل کار جرم جدایی داشت، چه برسد به اینکه کسی را با آن به قتل رسانده باشم.»
پیشنهاد: «دزدیدن وسایل محل کار جرم جداگانه‌ای داشت، چه برسد به اینکه با آن کسی را به قتل رسانده باشم.»
«از شدت شوک، جیغ کشیدم و با دستانم، ضربه‌ای به سینه‌ای زدم که چون ضربه برای عقب راندنش کافی نبود حتی قدمی عقب نرفت.»
«سینه‌ای» → «سینه‌اش»
پیشنهاد: «از شدت شوک، جیغ کشیدم و ضربه‌ای با دستانم به سینه‌اش زدم؛ اما ضربه آن‌قدرها قوی نبود که او را عقب براند، حتی قدمی هم برنداشت.»
««متاسفم، وقتی زیاد صدات زدم و جواب ندادی، ترسیدم.»»
علامت گیومه تکراری است.
✓ «متأسفم، وقتی زیاد صدایت زدم و جوابی نشنیدم، ترسیدم.»

«اینکه کجا رفته است، اصلاً الان برایم مهم نبود ولی اینکه به سرعت متوجه‌ی نبود آن‌ مقدار کم سیانور شده بودند، علامت خوبی نبود!»
پیشنهاد: «اینکه کجا رفته بود اصلاً برایم مهم نبود، اما اینکه متوجه‌ی نبودِ آن مقدار کم سیانور شده بودند، خبر خوبی نبود!»

«از شدت شوک، نمی‌توانستم مسیری که آمده بودم را پیدا کنم.»
پیشنهاد: «از شدت شوک، نمی‌توانستم مسیری را که آمده بودم، پیدا کنم.» ویرگول

«نگاه سنگینی از مردم حس می‌کردم ولی باید تمرکز می‌کردم تا راه خلاصی را می‌یافتم.»
پیشنهاد: «نگاه سنگین مردم را حس می‌کردم، اما باید تمرکز می‌کردم تا راه خلاصم را پیدا کنم.» ویرگول

«انتظار داشتم پشت سرم سیلاس خشمگین را ببینم ولی باور نکنم که ماشینم سر جای خودش نباشد.»
پیشنهاد: «انتظار داشتم سیلاسِ خشمگین را پشت سرم ببینم، اما باورم نمی‌شد که ماشینم سر جای خودش نباشد.»

«جسدی که این‌گونه به خاطرش، قرار است به دردسر بیافتم.»
پیشنهاد: «جسدی که به خاطرش این‌طور قرار بود به دردسر بیفتم.»

«از این افکار، خنده‌م گرفت و نگاه خیره‌ی افرادی که از کوچه تردد می‌کردند را به جان خریدم.»
پیشنهاد: «از این افکار خنده‌ام گرفت و نگاه خیره‌ی افرادی که در کوچه رفت‌وآمد می‌کردند را به جان خریدم.»

«زمان را گم کرده بودم و نمی‌دانم چه مدت به این وضع در کوچه‌ی تاریک در حال خنده بودم که بالاخره به خود آمدم.»
پیشنهاد: «زمان را گم کرده بودم و نمی‌دانستم چه مدت در آن کوچه تاریک، در این حال (خنده) بودم که بالاخره به خود آمدم.»

لبخند جایش را به گریه داد و من به طرز غیرارادی، گریه‌م شدت گرفت و انگار که حال، وضع پیش آمده را درک کردم.»
«گریه‌م» → «گریه‌ام»
پیشنهاد: «لبخند جای خود را به گریه داد و من به‌طرز غیرارادی شروع به گریه کردم؛ انگار تازه وضعیت پیش آمده را درک کرده بودم.»

«گم شدن ماشین، آن هم در این زمان که با سیلاس قرار داشتم، امکان نداشت که همه‌چیز این‌قدر بی‌نقص زمان‌بندی را شده باشد.»
پیشنهاد: «گم شدن ماشین، آن هم در زمانی که با سیلاس قرار داشتم، غیرممکن بود. انگار همه‌چیز با دقت زمان‌بندی شده بود.»
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
پارت بعدی:
«زنگ تلفنم را بدون جواب گذاشتم و به سمت کافه، قدم تند کردم.»
پیشنهاد روان‌تر: «زنگ تلفنم را بی‌جواب گذاشتم و به سمت کافه قدم تند کردم.»

«چطور آن مرد با آن موهای زیادی آراسته، برایم همچین تله‌ای گذاشته، پس از همه چیز خبر دارد؟ آلیشیا را چطور؟»
اصلاح:
• «زیادی آراسته» → «بیش از حد آراسته»
• «همچین» → «چنین»
پیشنهاد کامل: «چطور آن مرد با آن موهای بیش از حد آراسته برایم چنین تله‌ای گذاشته و از همه‌چیز خبر دارد؟ از آلیشیا چطور؟»

«ترسش را از همین فاصله هم حس می‌کردم و این برای کسی که یک‌بار است که او را دیدم، تاحدی عجیب است.»
• «یک‌بار است که او را دیدم» → ناهماهنگ
• «تاحــدی» → «تا حدی»
پیشنهاد: «ترسش را از همین فاصله هم حس می‌کردم و این برای کسی که فقط یک‌بار او را دیده بودم، تا حدی عجیب بود.»

«با صدای زنگ گوشی‌ام، به سمتم برگشت و با دیدنم تلفنش را جمع کرد.»
پیشنهاد: «تلفنش را پایین آورد.»
ولی زمانی که خیره‌ی چشمانش بودم و نگاهم بین دو گوی طلایی‌قهوه‌ای که زیر ماه و کمک از پرتوهای اطرافش به درخشانی یک شعله بود، در تردد بود.»
مشکلات:
• «خیره‌ی چشمانش» → «خیره به چشمانش»
• «کمک از» → «با کمکِ»
• جمله طولانی و نفس‌گیر
پیشنهاد بهتر:«اما وقتی خیره به چشمانش بودم و نگاهم بین دو گوی طلایی‌قهوه‌ای‌اش که زیر نور ماه و با کمک پرتوهای اطراف مثل شعله‌ای درخشان بودند، رفت‌وآمد می‌کرد…»

«تشخیص ندادن و محکوم نکردنش باعث شد که افکارم مانند حباب‌هایی با جنب‌وجوش زیاد در کالبدم، شروع به ترکیدن و از بین رفتن بکنند.»
• «کالبدم» → «کالبدَم»
• جمله کمی سنگین
پیشنهاد: «اینکه نه تشخیص داد و نه مرا متهم کرد، باعث شد افکارم مثل حباب‌هایی پرجنب‌وجوش در کالبدَم یکی‌یکی بترکند و ناپدید شوند.»
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
عقب
بالا پایین