نظارت همراه «رمان هویت اجاره‌ای| ناظر: MELORIN

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پارت اول صفحه دوم:
«حتی نگذاشت که مخالفتم را نشان دهم.»
✓ درسته
پیشنهاد نرم‌تر: «حتی فرصت نکردم مخالفت کنم.»

«به سختی و حال بدی که در من رخنه کرده بود، دنبالش در حاشیه‌ی خیایان قدم برداشتم.»
✓ «خیایان» → «خیابان»
پیشنهاد روان‌تر:
«با سختی و با حالی که در من رخنه کرده بود، دنبالش در حاشیه‌ی خیابان قدم برداشتم.»

«نگاهم بین شلوغی مردم و تردد ماشین‌ها در آن غروب دل‌انگیز، خیره‌ی رودخانه تایمز شدم.»
مشکل ساختار
«خیره‌ی» → «خیره به»
پیشنهاد:
«در میان شلوغی مردم و تردد ماشین‌ها در آن غروب دل‌انگیز، نگاهم خیره به رودخانه تایمز شد.»

«قدم‌هایم کُند شدند و سیلاس را هم وادار به آهسته گام گذاشتن، کرد.»
ویرگول اشتباه
بهتر: «قدم‌هایم کند شد و سیلاس را هم وادار کرد آهسته‌تر قدم بردارد.»

«الان رو نگاه نکنین به این وضع افتاده، یک‌زمانی این منطقه حرف اول رو می‌زد…»
«افتاده» مناسب نیست
روایت محاوره است، مشکلی ندارد، فقط کمی سنگین شده
پیشنهاد:
«الان ظاهرش این‌طوریه، اما یک زمانی این منطقه حرف اول رو می‌زد…»

«به حالت سخت خود برگشت و به چشمانم خیره شد.»
«حالت سخت» مبهم است
پیشنهاد:
«به حالت جدی خودش برگشت و به چشمانم خیره شد.»

«یعنی احتمال دارد که دیده، من آن محلول را برداشتم؟»
ویرگول اشتباه
اصلاح: «یعنی احتمال دارد دیده که من آن محلول را برداشتم؟»

«دهانم از حیرت باز شد و دستانم را حفاظش کردم»
«حفاظش کردم» → جمله غلط
پیشنهاد: «دهانم از حیرت باز ماند و با دستانم جلویش را گرفتم.»

«و شاید باید ملاک طرف مقابلم را اندکی تغییر دهم که خط فکری‌ام را قطع کرد:»
ساختار جمله دچار بهم‌ریختگی است.
پیشنهاد:«و شاید باید معیارم را در برخورد با او کمی تغییر می‌دادم که با حرفش رشته‌ی افکارم را پاره کرد:»

«اگر میگم یک‌مدت نباشی، برای این‌که بتونم یک‌سری کارها رو انجام بدم که اسمت رو از بین ببرم جسیکا.»
جمله ناقص
«اسمت رو از بین ببرم» → محوِ نامت از پرونده (نه حذف اسم واقعی)
پیشنهاد بازنویسی محاوره، بدون تغییر لحن:
«می‌گم یک‌مدت نباشی چون باید یک‌سری کارها رو انجام بدم تا اسمت رو از پرونده پاک کنم، جسیکا.»
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
پارت بعدی:

«برگشتم که مسیرم را در پیش بگیرم که با صدای بلندی گفت:»

تکرار «که»
پیشنهاد:
«برگشتم تا مسیرم را ادامه دهم که با صدای بلندی گفت:»
«دارم می‌گم فیلم ازت هست. اگر می‌خوای با پای خودت و با این قیافه‌ی زیادی تابلو بری پیش پلیس… .»
✓ محاوره درست است.

یک نقطه و سه‌نقطه با هم ‌لازم نیست.
پیشنهاد: «…»
«تیز همچون شمشیر به سمتش نگاه کردم که شانه‌ای بالا انداخت و ادامه‌ی حرفش را زد:»

«تیز نگاه کردم» → ترکیب طبیعی نیست
بهتر:
«با نگاهی تیز، مثل شمشیر، به او خیره شدم؛ شانه‌ای بالا انداخت و ادامه داد:»
«نمی‌تونی من رو بترسونی آقای سین‌لاس فِن*!»
✓ درست

فقط پیشنهاد: قبل از اسم، یک مکث کوتاه بهتر است → «… بترسونی، آقای سین‌لاس فِن!»
«نگفتم که ظاهرش دیدگاه متفاوتی برایم رقم می‌زند برخلاف رفتار و شیطنت الانش.»

جمله کمی سنگینه
پیشنهاد روان‌تر:
«نگفتم که ظاهرش برخلاف رفتار و شیطنت الانش، دیدگاه متفاوتی برایم می‌سازد.»
«خط لبخندش طولانی‌تر از هر زمانی که دیدمش، شد و جواب داد:»
جابه‌جایی فعل
پیشنهاد روان‌تر:
«خط لبخندش، طولانی‌تر از هر زمانی که دیده بودمش، شد و گفت:»دیالوگ‌ها طبیعی، تیز و شخصیت‌ساز هستند.

تنش بین شخصیت‌ها کاملاً منتقل می‌شود.
شوخی‌های سیلاس در تضاد با جدیت موقعیت، حس شخصیتش را قوی می‌کند.
کمی از جملات روایی سخت بودند که روان‌سازی بشند جانم
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
پارت بعدی:
«من کمکت می‌کنم جِسی… .»
سه‌نقطه + نقطه → یکی کافی است
پیشنهاد:
«من کمکت می‌کنم، جِسی…»
«دوست دارم این مدلی صدات کنم. چطور تو برام لقب انتخاب کنی و من چرا نکنم؟»
✓ طبیعی
پیشنهاد ریتمی: «چطور تو برام لقب انتخاب کنی و من نکنم؟»
«پس بهم کمک می‌کنی جسیکا هولمز؟»
بهتر است مکث ایجاد شود
«پس بهم کمک می‌کنی، جسیکا هولمز؟»
«من هیچ کمکی نمی‌تونم به ناظر کیفی یک آزمایشگاه، اون هم آزمایشگاه مرکزی لندن با اون امکاناتش بکنم و این رو جدی می‌گم!»
طولانیه جمله چندتا ویرگول لازمه
پیشنهاد روان‌تر:
«من هیچ کمکی نمی‌تونم به ناظر کیفی آزمایشگاه، اون هم آزمایشگاه مرکزی لندن با اون همه امکانات، بکنم. این رو هم جدی می‌گم!»
«مقابل دیدگانم قرار گرفت و خط نگاهم به ماه را کوتاه کرد.»
«خط نگاهم را کوتاه کرد» کمی غیرطبیعی
پیشنهاد:
«جلویم ایستاد و مسیر نگاه من به ماه را برید.»
«کارت باید خیلی چالشی باشه که حاضری ریسک پاک کردن فیلم من که یک آدم عادی تو آزمایشگاه هستم رو به جون بخری، پس یک تضمین درست و حسابی می‌خوام.»
یکم طولانی
مکث طبیعی لازمه
پیشنهاد روان‌تر:
«کارت باید خیلی چالشی باشه که حاضر شدی ریسک پاک کردن فیلم منِ آدمِ معمولیِ آزمایشگاه رو به جون بخری. پس یه تضمین درست‌وحسابی می‌خوام.»

مسیر نگاهش به سمت چپ من جهت یافت و با مکث زیادی که کم‌کم داشتم از جواب دادنش پشیمان می‌شدم، گفت:»
جمله سنگینه
«جهت یافت» کتابی است و با لحن صحنه نمی‌خواند
پیشنهاد روان‌تر:
«نگاهش سمت چپ من رفت. با یک مکث طولانی—که داشت پشیمونم می‌کرد—گفت:»
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
تا پایان پارت 14 که نظارت شده، .یرایش زدم و خسته نباشی جانم:)
 
دو پارت اضافه شد از دیروز و امروز جانم t-icon12 -2-35-
 
پارت بعدی:
متن: بدون لحظه‌ای فکر درمورد تیکه‌ی آخر حرفش، سری تکان دادم و دستم را مقابلش گرفتم.
نگارشی: «درمورد» باید به‌صورت «در مورد» (با فاصله) یا ترجیحاً «درباره‌ی» نوشته شود. «تیکه‌ی» نیاز به نیم‌فاصله دارد.
متن: «پس تا روزی که همکاریم، بیا دوست بمونیم!»
به نظرم به جای تا روزی که .. تا وقتی که بذارید بهتره.
متن: ماشین آئودی سین‌لاس از چیزی که فکرش را می‌کنید، راحت‌تر و نرم‌تر از ماشین دست دوم من بود که دیگر تولید آن را متوقف کرده بودند.
نگارشی: «دست‌دوم» نیاز به نیم‌فاصله دارد.
ساختار جمله: عبارت «از چیزی که فکرش را می‌کنید» برای روایت اول‌شخص کمی غریب است (چون مخاطب را خطاب قرار داده‌اید). بخش دوم جمله («که دیگر تولید آن را متوقف کرده بودند») طولانی است.
جمله پیشنهادی: «ماشین آئودی سیلاس از آنچه فکر می‌کردم‌‌ راحت‌تر و نرم‌تر از ماشین دست‌دومِ خودم بود؛ ماشینی که دیگر تولیدش متوقف شده بود.»
متن: موزیکی از تیلور سوئیفت درحال پخش بود که حس کلاسیک به خوبی در آن حس می‌شد.
نگارشی: «در حال» باید با فاصله نوشته شود.
ساختار جمله: تکرار کلمه‌ی «حس» (حس کلاسیک / حس می‌شد) باعث ضعف جمله‌بندی شده است.
جمله پیشنهادی: «موسیقیِ تیلور سوئیفت در حال پخش بود و حال‌وهوای کلاسیکی به فضا بخشیده بود.»
متن: می‌دانم که نباید در همان قدم اول به او اعتماد می‌کردم، اما اگر بتواند کمکم کند از این منجلاب دربیایم چه؟ اگر توانست کمکم کند ردپایم را از هرجا حذف کنم، حاضر بودم برای کمک به او، حتی با عیسی مسیح هم به جنگ بپردازم.
نگارشی: «هرجا» باید «هر جا» (با فاصله) نوشته شود. «دربیایم» (نیم‌فاصله).
ساختار جمله: استفاده از «اگر بتواند…» و بعد «اگر توانست…» ناهماهنگی زمانی دارد. فعل‌ها باید یکدست شوند. عبارت «به جنگ بپردازم» کمی ثقیله
جمله پیشنهادی: «می‌دانم نباید در همان قدم اول به او اعتماد می‌کردم، اما اگر می‌توانست کمکم کند از این منجلاب بیرون بیایم چه؟ اگر موفق می‌شد ردپایم را از همه‌جا پاک کند، حاضر بودم برای جبرانِ لطفش، حتی با عیسی مسیح هم بجنگم.
با خلوص نود و هفت درصد : با خلوص نودوهفت درصد
متن: برای شکستن سکوت ماشین، پرسیدم: «چطور ناظر کیفی هستی که تا حالا ندیدمت تو آزمایشگاه؟»
نگارشی: «سکوتِ ماشین» (کسره اضافه).
«چشمایش» باید «چشم‌هایش» باشد. «به‌طور» (نیم‌فاصله).
 
عزیزم سی‌لاس یه بار اینطوری نوشته شده یه بار سیلاس یکیش باید انتخاب کنی و درکل پاراگراف همینطور باشه
 
پارت بعدی:
نیم‌رخش لبخند زد درحالی که از اعماق وجودم استرس همانند استفراغی به سمت دهانم راهش را باز می‌کرد.
نگارشی: «درحالی» → «در حالی»
از اول هم حس خوبی به این داستان و مرد نداشتم. تنها ظاهر فریبنده که همچون گناهی شیرین من را جذب خود کرده بود.
نگارشی: جمله‌ی دوم فاقد فعل اصلی است (جزء ناقص).
ساختار جمله: جمله‌ی دوم باید به جمله‌ی اول متصل شود.
جمله پیشنهادی: «از اول هم حس خوبی به این داستان و این مرد نداشتم و تنها ظاهر فریبنده‌اش، که همچون گناهی شیرین بود، مرا جذب خود کرده بود.»
صدای اعلان گوشی‌ام فرصت بیشتر کنکاش به من را نداد. نگاه زیرچشمی سیلاس را حس کردم ولی به روی خود نیاوردم.
نگارشی: «فرصت بیشتر کنکاش به من را نداد» → «فرصتِ کنکاش بیشتر به من نداد»
ساختار جمله: جمله‌ی اول نیازمند بازنویسی دارد
جمله پیشنهادی: «صدای اعلان گوشی‌ام فرصتِ کنکاش بیشتر به من نداد. نگاهِ زیرچشمی سیلاس را حس کردم، ولی به روی خودم نیاوردم.»
متن: پیام از یک شماره‌ی غیرقابل پیگیری بود. حاضرم شرط ببندم که حتی از این خط اعتباری‌های حراجی بود.
نگارشی: «این خط اعتباری‌های حراجی» ساختارش نامفهوم است. «این خط‌های اعتباری حراجی» یا «همین خط‌های اعتباریِ حراجی»
جمله پیشنهادی: «متن پیام از یک شماره‌ی غیرقابل پیگیری بود. حاضرم شرط ببندم که از همین خط‌های اعتباریِ حراجی بود.»
چشمم متن را دنبال می‌کرد ولی مغزم، آن را پردازش نمی‌کرد.
نگارشی: ویرگول بعد از «مغزم» اضافی است.
“جسیکا هولمز عزیز یا بهتره بگم احمق، راه اشتباهی رو برای اولین قتلت پیش بردی. اگر ماشین و راز کوچولوی کثیفت رو می‌خوای، همین الان اون ماشین رو ترک کن!”
نگارشی: گیومه‌ی انگلیسی (" ") → گیومه‌ی فارسی (« »)
نگاهم میلی‌متر به میلی‌متر، سمت سیلاس که حالا سرعت ماشین را کم کرده و یک‌درمیان نگاهش به طرفم برمی‌گشت، می‌رفت.
نگارشی: «یک‌درمیان» با نیم‌فاصله.
ساختار جمله: گسستگی بین «سیلاس که… برمی‌گشت» و «می‌رفت» جمله را سنگین کرده.
جمله پیشنهادی: «نگاهم میلی‌متر به میلی‌متر به سمت سیلاس چرخید؛ او حالا سرعت ماشین را کم کرده بود و یک‌درمیان نگاهش را به طرفم برمی‌گرداند.»
سری تکان داد و چشم‌پوشی کرد از لرزش دستانم و پیامک جدیدی که رسید هم نتوانست اخم چسبیده به ابروانش را از بین ببرد.
ساختار جمله: جمله طولانی و درهم.
جمله پیشنهادی: «سری تکان داد و از لرزش دستانم چشم‌پوشی کرد، اما پیامک جدیدی که رسید هم نتوانست اخمِ چسبیده به ابروانش را باز کند.»
عکسی بود از همان تایمی که در ماشین نشسته بودم و این را می‌شد از هوای تاریک حس کرد. عکس یک ماشین داشت و محتوی ماشین نشان‌دهنده‌ی این بود که مال خودم بود. آن رد تصادف ماه گذشته یا جاکلیدی که آویزان کرده بودم از آینه‌ی جلو هم این را تایید می‌کرد.
نگارشی: «محتوی ماشین» → «محتویات ماشین» یا «داخل ماشین». «تصادفِ ماه گذشته» (کسره اضافه). «آویزان کرده بودم از آینه‌ی جلو» ترتیب کلمات معکوس است.
املایی: «تایید» → «تأیید» (هر دو درست، تأیید رسمی‌تر)
جمله پیشنهادی: «عکسی بود از همان تایمی که در ماشین نشسته بودم؛ این را می‌شد از هوای تاریکِ داخل ماشین فهمید. محتویات داخل ماشین نشان می‌داد که مال خودم است. همان ردِّ تصادفِ ماه گذشته و جاکلیدی‌ای که از آینه‌ی جلو آویزان کرده بودم، این را تأیید می‌کرد.»
عکس را بزرگ کردم و آن‌جا بود که دستان بسته‌ی آلیشیا را دیدم که دیگر پوستش مانند ساعات قبل نبود و اثراتی از سیانور بر بدنش هم پدیدار شده بود، دیدم.
نگارشی: «آنجا» (بدون نیم‌فاصله).
ساختار جمله: «دیدم» دوبار تکرار شده (آخر جمله هم دوباره «دیدم»).
جمله پیشنهادی: «عکس را بزرگ کردم و آن‌جا بود که دستان بسته‌ی آلیشیا را دیدم؛ پوستش دیگر مثل ساعات قبل نبود و اثراتی از سیانور بر بدنش پدیدار شده بود.»
در یک تصمیم ناگهانی درب ماشین را باز کردم و بیرون پریدم. احتمالاً مردن در زیر لاستیک ماشین‌ها یا حتی فرستنده‌ی مشکوک، بهتر از ماندن در آن ماشین بود، البته شاید…!
نگارشی: «درب» → «در». «لاستیک ماشین‌ها» → «لاستیک ماشین» (جمع‌بستن ماشین‌ها در اینجا نادرست است).
جمله پیشنهادی:در یک تصمیم ناگهانی، درِ ماشین را باز کردم و بیرون پریدم. احتمالاً مردن زیر لاستیک ماشین‌های عبوری، یا حتی به دستِ فرستنده‌ی مشکوک، بهتر از ماندن در آن ماشین بود… یا شاید هم نه!»
 
پارت بعدی:
پاراگراف اول:
نگارشی: «آزمایشات» بهتر است «آزمایش‌ها» باشد. «بُکنم» نیاز به ضمه نداره
«این‌دفعه» (نیم‌فاصله).
این دفعه با احتیاط بیشتری یک چشمم را باز کردم. سقف سفید بالای سرم، به من اثبات می‌کرد در بیمارستان هستم
ساختار جمله: «به من اثبات می‌کرد» کمی غیرطبیعی است.
جمله پیشنهادی: «این‌بار با احتیاط بیشتری یک چشمم را باز کردم؛ سقف سفید بالای سرم ثابت می‌کرد که در بیمارستان هستم.»
بیست میلیون دلاری‌ای: «بیست‌میلیون‌دلاری»
متن: به این فکر کنم که بیمه‌ی بیست میلیون دلاری‌ای که برای خودم به سختی در ماه گذشته فعال کردم را چگونه با سرعت تبدیل به پول نقد کنم.
جمله پیشنهادی: به این فکر می‌کردم که چطور بیمه‌ی بیست‌میلیون‌دلاری‌ام را که ماه گذشته به‌سختی فعال کرده بودم، هرچه سریع‌تر نقد کنم.»
پاراگراف بعدی:پنچره» غلط املایی است (پنجره).
تشبیه اینجا را دوست داشتم واقعا.
پاراگراف ۱۳ «پیش‌قدم» با نیم‌فاصله.
متنت بسیار توصیفی و جذاب است. پیشنهاد می‌کنم در روایتِ رسمی، از کلمات عامیانه (مثل «رو» یا «همچین») کمتر استفاده کنی تا تضادِ بین روایت و دیالوگ بیشتر به چشم بیاد
 
عقب
بالا پایین