مشاعره میز شعر کافه نویسندگان | مشاعره

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع (SINA)
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
آنکه مخدوش کنم آن غم چشمانش را
#دلانه
 
آن شب که تو را بینم و دل رود ز دستم
کاش کور شوم و کر شوم، دل نگِرید
#دلانه
 
دستانِ تو گرم‌ترین پناهِ دنیاست
وقتی که مرا در بغلت می‌گیری!
 
یادِ تو به ذهن و دلِ من شود روانه؛
گشتم و نگرد نیست شبیهت، در زمانه!
 
هر نفس؛ عُمر ز دستم می‌شود دور
عاقبت من می‌روم و می‌شوم دور
دور ترین جایی که در کنجِ دلِ خود
یاد و فکر هرکسی را من کنم دور
 
رفتی تو ولی غم را برای من گذاشتی؛
رفتی و دلم را با خودت اما تو بُردی!
این رسم نبود و عشق بدین شکل نبود؛
رفتی و در این وادی مرا تنها گذاشتی.
 
یارِ دیرینِ قدیمی، ای غم!
کاش تو هم دست ز سرم برداری.
همه رفتند و فقط غم مانده؛
کاش او هم برود دست ز من بردارد.
 
دل اگر مال تو باشد، نشکستن بلدم
دست من، دست تو باشد نرهاندن بلدم
#دلانه
 
آخرین ویرایش:
مرهمِ درد مرا جز تو چه کس می‌داند؟
مرهمِ زخمِ دلم، تنها تو را می‌خواهد.
 
در سراسرِ کویِ عمرم، این دلم جز غم ندید
کی شود روزی بیاید این دلم شادی کند؟
 
عقب
بالا پایین