مشاعره میز شعر کافه نویسندگان | مشاعره

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع (SINA)
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
یک شبی را آمدم بی فکر تو فردا کنم
اشتباه کردم چرا دریایی را صحرا کنم
 
می‌دهی نفرت و جانت دوستش دارد؛
می‌زنی فریاد و جانت رویایش دارد...
دل چه تنها مانده در دنیای بی‌رحمی‌مان
ای خدا گاهی ببند از این جهان راه خزان
 
نازِ چشمان تو در سینه‌ی من می‌زند آتش هنوز
راهِ عشق است و در آن قلبِ
من از تو شده پر تب‌ و تاب و بی‌فروغ
 
غیر چشمان طلوعانه‌ی تو
سحری نیست به اندازه‌ی زیبایی تو
 
غیر چشمان طلوعانه‌ی تو
سحری نیست به اندازه‌ی زیبایی تو
وداع تلخ دستانت،سرد کرد
گرمی اشک شوق شمع را
قدم آخرت پاییز دلگیر کرد،
شبنم شکوفه بهاران را
 
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست؟
منزل آن مَهِ عاشق‌کُش عیار کجاست؟
 
تو هستی در کنار من، خیالت در بَرَم دارد
چه راهی جز فراموشی برای من دَوا دارد؟
#دِلانه
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: !!AMIN!!
دیدنت شادی هر روزه دنیای من است
 
عقب
بالا پایین