تو ترانه نسیم در صبح دل انگیز بهاریماه نماد زیبا چشمانت بود
چشمانت کجاست که شبم تاریک است
تو ترانه نسیم در صبح دل انگیز بهاریماه نماد زیبا چشمانت بود
چشمانت کجاست که شبم تاریک است
میدهی نفرت و جانت دوستش دارد؛یک شبی را آمدم بی فکر تو فردا کنم
اشتباه کردم چرا دریایی را صحرا کنم
دل چه تنها مانده در دنیای بیرحمیمانمیدهی نفرت و جانت دوستش دارد؛
میزنی فریاد و جانت رویایش دارد...
وداع تلخ دستانت،سرد کردغیر چشمان طلوعانهی تو
سحری نیست به اندازهی زیبایی تو