نظارت همراه رمان او یک غریبه است‌| ناظر: malihe

نه منظورم این بود که بعد از گیومه قبلا فاصله گذاشته بودم... Waall
باشه میخوانم.
هنوزم همونه بعدش نه، قبلشه smilies
الان قبل گیومه نقطه میذاری. «دیالوگ» این درسته: «دیالوگ»
آفرین امتحاناتت تموم شد بخون.
 
هنوزم همونه بعدش نه قبلش smilies
الان قبل گیومه نقطه میذاری. «دیالوگ» این درسته: «دیالوگ»
آفرین امتحاناتت تموم شد بخون.
آهان.
نه الان دارم میخونم.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
  • cool
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
خوندم حال چیزهایی که فهمیدم را روی متن پیاده خواهم کرد.
برو ای چاپار خسته از راه. هر آنچه می‌دانی را بر قلم آور و مارا شگفت‌زده کن.
 
آخرین ویرایش:
حیحی^^
پارت چَهار را ویرایش کردم ای ناظر، بررسی کن!
از لحاظ اجرا خوبه ولی باورپذیر نیست.
چون تو هیچ بی‌رحمی رو نشون ندادی، برای گفتن این حرف زوده. اگه هویت نداره پس چرا توی پارت قبلی نوشتی با پدرش بازی می‌کرد. تو هنوز وضعیت پارت قبلی رو روشن نکردی و داری از وضعیت جدیدی توی بیمارستان حرف میزنی.
بهت گفتم چطور قلاب ایجاد کنی.
پارت‌هات به شدت پراکنده‌ان.
 
از لحاظ اجرا خوبه ولی باورپذیر نیست.
چون تو هیچ بی‌رحمی رو نشون ندادی، برای گفتن این حرف زوده. اگه هویت نداره پس چرا توی پارت قبلی نوشتی با پدرش بازی می‌کرد. تو هنوز وضعیت پارت قبلی رو روشن نکردی و داری از وضعیت جدیدی توی بیمارستان حرف میزنی.
بهت گفتم چطور قلاب ایجاد کنی.
پارت‌هات به شدت پراکنده‌ان.
کامل متوجه نشدم. بیشتر توضیح میدین؟
 
عقب
بالا پایین