شعر °اشعار تک بیتی°

عشق می‌خواهم از آن‌سان که رهایی باشد
هم از آن عشق که منصور، سر دارش برد

-حسین منزوی.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
برسان سـلام مـا را به رفـوگـرانِ هجـران
که هنوز پاره‌ی دل دو سه بخیه کار دارد!
 
شده آیا که غمی ریشه به جانت بزند؟
گره در روح و روانت به جهانت بزند؟

- احمد طیبی
 
همه‌ی شهر به دلدادگی‌ام می‌خندند
که فلانی شده از چشم کسی مس*ت، که نیست!

- فریدون مشیری
 
مرا در کودکی شوق دگر بود
خیالم زین حوادث بی‌خبر بود

«پروین اعتصامی»​
 
که کیمیای سعادت، سکوت بود، سکوت
چه زخم‌ها که نخوردم من از زبانِ خودم
 
در سرت با ما خیال جنگ بود و دل‌خوشیم
عاقبت صلح است فرجام تمام جنگ‌ها...
 
عقب
بالا پایین