به کافه نویسندگان خوش آمدید

با خواندن و نوشتن رشد کنید و به آینده متفاوتی فکر کنید.در کوچه پس کوچه‌های هفت شهر نوشتن با ما باشید

شعر °اشعار تک بیتی°

من از زلفِ پریشانت به رویِ شانه فهمیدم
سَر و سامانِ ما گاهاً نهفته در پریشانی ست
 
شبیه شیشه عطری که باز مانده درش
بجز خیال تو چیزی نشد نگه دارم …
 
ز جانان مهر و از ما جان‌فشانی‌ست
جواب مهربانی مهربانی‌ست ...
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Farzane
تو بی‌وفا! چه باز فراموش پیشه‌ای
بیچاره آن اسیر که امیدوار توست
 
حرمت من گر نداری حرمت عشقم بدار
خود اگر هیچم دل و طبع وفا داریم هست
 
می‌توانم بود بی تو تابِ تنهاییم هست
امتحانِ صبرِ خود کردم شکیباییم هست
 
ساحل، جوابِ سرزنشِ موج را نداد
گاهی فقط سکوت، سزای سبک‌سری‌ ست..
 
بالا