محفل ادبی [ حرف دل آدم های معمولی ]

بیا برای باران غم‌های هم چتر باشیم نه ابر.
 
خوشا به حال
عاشقانی که
معشوقِ، معشوقشان هستند!
 
هیچوقت هیچوقت آدمای تو زندگیم برای من اون چیزی نبودن که من براشون بودم .
💔
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
هروقت عزیزجون دلتنگ حاج‌آقا خدابیامرز میشد ،
تو چشماش اشک حلقه میزد .
می‌گفتیم عزیز ؛ الانه که از چشمات بارون بیاد .
دست میکشید به موهامون ، همون‌جوری که داشت نریختن اشکایِ چشمشو کنترل میکرد ،
می‌گفت نه ننه ؛ نه دورت بگردم .
هوا آلودس غبار داره ، رفته تو چشمم اینجوری شده.
الآنم هوای شهر همینه .
چند میلیون آدمِ دلتنگِ دلگیرِ دلسوخته تو این شهرن ، که تو چشماشون قطرات اشک آهسته میرقصه و وقتی نگاهشون می‌کنی ، آروم بهت لبخند میزنن و میگن خیلی هوا آلوده‌ شده‌ها . .
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
ادعای بی‌تفاوتی سخت است!
آن هم
نسبت به کسی که
زیباترین حس دنیا را
با او تجربه کردی¡
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
تنها نشسته ام و چای می نوشم و
بغض می کنم..
هیچکس مرا به یاد نمی آورد!
این همه آدم روی کهکشان به این بزرگی
و من حتی آرزوی یک نفر هم نبودم . . .
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
‏راجبش دراز کشیدم کف اتاق و به سقف زل زدم.
 
عقب
بالا پایین