ﻧﺴﻞ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﺧﻮن ﺑﻪ ﺧﻮن
اﻳﻦ ﺑﻴﻦ ﻣﺎ ﻣﻰ ﭼﺮﺧﻪ اﻳﻨﻮ ﺧﻮب ﺑﺪون
ﻣﺎ ﻣﺜﻞ دوﻣﻴﻨﻮ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺿﺮﺑﻪ ﻣﻰ زﻧﻴﻢ
ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﻦ ﺑﻪ اون اون ﺑﻪ اون
ﻣﮕﻪ ﺧﻮدم ﺧﻴﺮ دﻳﺪم
ﺟﻮاب ﺧﻮدﻣﻮ ﺧﻴﺮ ﻣﻴﺪم
اون ﻛﻪ داﺷﺖ ﻣﻰ دﻳﺪ ﻛﻪ دارم از ﺑﻴﻦ ﻣﻴﺮم
ﭘﻴﮏ ﻣﻰ زد ﺑﻌﺪ ﻣﺰه ﻣﻴﻞ ﻣﻰ ﻛﺮد
ﻫﻰ اﻳﺰد ﺧﻮدت ﺷﺎﻫﺪﻣﻰ
ﺣﺲ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ دارم ﻣﻰ رم ﺗﻮ ﻳﻪ ﭼﺎه ﻋﻤﻴﻖ
 
قامتی ندارم
بیا مادر استقامتی ندارم
خوب و بد تویی بی تو قیامتی ندارم
وقتی که توو کعبه کریحن همه
خواب وسط این قریه ن همه
مادر بعد زوزه های گرگا میگه
کدوم زوزه بوی خون مریممه
آه، مریمم گل ناب امیدم
اینجا صورتا همو به نقاب لو میدن
چشمات دیدنو به خواب لو میدن
ماهیا همو به قلاب لو میدن
کل عمر تو صرف چی میشه می شد
سکون واست یه درد دیرینه می شد
لای درختا که به اره میگفتن تقدیر
حرکت تو پوزخند بی ریشگی شد
 
دیگه فردام به درک
بذار لااقل حرفامو بزنم
خاکش رو خوردم، تعصب کشیدم
کجا باس تحصن بشینم؟ ها؟
من که بی‌پایانم
اینکه آیا می رسم آیا نه
واسم مهم نیست من آزادم
از جایی بخونم که وایستادم
یه راستگوی مزاحم
سَره به هزار چاپلوس نخاله
قطره اشک‌هام بارون سوال
مقاومت اولین قانون ثبات
حسرت من نوشته‌ی رها
این خونست نه جبهه‌ی جهاد
تنفر دارم از تماشا دادن ملت و غم این چهره به جهان
تو چشمات بستست، وا کن بنگر
به این پیکره‌ی بی در و پیکر
به اون غفلت از صحبت ملت
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: :)MAHAK
تو میدونی معتادم به بدنت
هیچی سخت نیست اندازه ترک کردنِ تو
جوابمو نده نیاره برام
میبخشمت و میکنم بغلت
بغلم بودی تو مه و طوفانم
کجایی الآن که لنگ بوس هاتم
من میدونم بدت میاد از قرمز
پَ نمیزنم رگو وقتی تو وانم
 
میخندی رو لبای کی؛ بگو رفتی با حرفای کی
میرقصی تو دستای کی
ببین چی گذاشتی برام به جز امروز اونه فردا یکی
وقتی دوستت دارم رو فقط تو دعوا بگی
دنیات پر از رنگ های تیره ست؛ همه میرن و تنها میشی
تو که چیزی از عشق نمیدونی؛ شاید اگه رفتی تنهای تنها شی
تو که قلبت زندونه آتیشم زدی هم باز سختمه نباشی
 
میخندی رو لبای کی؛ بگو رفتی با حرفای کی
میرقصی تو دستای کی
ببین چی گذاشتی برام به جز امروز اونه فردا یکی
وقتی دوستت دارم رو فقط تو دعوا بگی
دنیات پر از رنگ های تیره ست؛ همه میرن و تنها میشی
تو که چیزی از عشق نمیدونی؛ شاید اگه رفتی تنهای تنها شی
تو که قلبت زندونه آتیشم زدی هم باز سختمه نباشی
یه کیف یه نبض یه ماه یه مکث
تابلوی راهنما تو راهروهای شلوغ ذهنی
همه منو تحریم میکنن و تو به فکر صدور مهری
 
یه کیف یه نبض یه ماه یه مکث
تابلوی راهنما تو راهروهای شلوغ ذهنی
همه منو تحریم میکنن و تو به فکر صدور مهری
یادمه اون روزا جام
یه گوشه‌ی خونه بود
خودم جلوی آینه
یه دیوونه روبروم
تا اینکه یه حرف یه جا
یه آن بر خورد به‌مون
اولش هر روز
بیشتر و بیشتر تنها شدم
دیگه اجازه ندادم اگر و اما کنن
شما همتون با هم
میمونم من با خودم
میمونم من با خودم
 
میدونم شبایی هست که خواب از سرت می‌پره
می‌مونی با فکرایی که هیچ‌کس نمی‌خره
منم همون آدمم که خندید جلو همه
ولی کسی نفهمید دلم از کجا پُره
میدونم دنیا گاهی خیلی سرد میشه
آدم از آدمای دور و برش هم طرد میشه
من تو آینه یه غریبه رو نگاه می‌کنم
که هر روز از دیروز خودش خسته‌تر میشه
 
میدونم شبایی هست که خواب از سرت می‌پره
می‌مونی با فکرایی که هیچ‌کس نمی‌خره
منم همون آدمم که خندید جلو همه
ولی کسی نفهمید دلم از کجا پُره
میدونم دنیا گاهی خیلی سرد میشه
آدم از آدمای دور و برش هم طرد میشه
من تو آینه یه غریبه رو نگاه می‌کنم
که هر روز از دیروز خودش خسته‌تر میشه
هر روز صبح که از خواب پا می‌شم
می‌غلتم گربمو می‌بینم
می‌بندم موهامو، می‌شینم
باز آینه رو برعکس می‌گیرم
یه کم از عطر پیمان می‌زنم
سایه سفید زیر چشمام می‌زنم
اخبارو می‌خونم و مچاله می‌کنم
قهوه‌ی تازه رو تفاله می‌کنم
گروم گروم، تووی سینم
می‌کوبه میگه یه روز دیگه است
من تووی سینم ساعت نمی‌خوام
مسابقه، بردن و باختن نمی‌خوام
نفرت داره منو هارم می‌کنه
سردی آدما داغم می‌کنه
این دوپای مغرور پر ادعا
رو ول کنی برگر آدم می‌خوره
دادستان شهرم خواب
رئیس جمهور وقتم خواب
تووی خونمون زندانی
تمومِ لباس و رختم خواب
آدم! می‌بینی زندانی چیه؟
نتیجه دروغ و بازی چیه!
تو که این همه کفترو ساقط کردی
کوچ خفاشا واسه چیه
یه روزی همه چیو ول می‌کنم
وسط خیابون شعر می‌خونم
اگه کسی بم گفت داره اشکالی
میگم منم یه خطای انسانی
 
یه وقتا با همه اوکی‌ای جز خودت
نمیفهمی چطوری صبح شده
انگار هیچ آپشنی نیست حالتو خوب کنه انگار خدا این دفعه نمیرسه خوب موقع
به هیچ کاری نمیکشه حوصلت
سینک خونه میشه پره ظرف و جواب همه کجایی ها میشه خونه‌ام
اوضاع طوریه نداری حال خودت اصلا نه
اونقد خسته‌ای ببری نه اونقد انگیزه برا ادامه
هر روز میگی یه روز خوب یه روز دیگه است
در میری از هر جا سر صداعه
 
عقب
بالا پایین