محفل ادبی [ بهش بگو ... ]

می‌پرسی: خوبی ؟!
و تمام دغدغه‌ام می‌شود
چطور بگویم "خوبم"
که بیشتر به دلت بنشیند!

جان دلم ، من تمام حالِ خوبم را برای
احوالپرسی‌های "تـو" کنار گذاشته‌ام ...
 
  • بهش بگو،
  • ثانیه‌ها بیمارند...!!
 
آخرین ویرایش:
چی شد که از لفظ بابا گفتن بهت بدم اومد؟
 
تو منو یاد شعری میندازی که فراموشش کردم.
و یه موسیقی که شاید هرگز نواخته نشده.
و جایی که نمیدونم اوجا بودم یا نه.
 
عمیقا به هیچ جام نیستین فقط مامانم:)
 
میدونی تو بدترین و در عین حال بهترین مرد زندگیم بودی ولی نه قهرمانم خودت خواستی اینطوری ببینمت پس گلایه نکن از رفتارم:)
 
خواهر و برادر عزیزم
من همیشه عاشقتون بودم ولی اجبارا شدم یه خواهر بزرگ بد که بدترین الگو بود براتون
شرمنده نیستم چون مقصر من نیستم
مامان بهتون نیاز داره شماها جای منم خوب باشین:)
 
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟
راستش زور من خسته به طوفان نرسید
 
شرمنده مامان که دختر بدیم ولی باورت نمیشه دارم تمام تلاشمو میکنم که بد به نظر بیام که وابسته‌ت نشم که اگه چندسال دیگه خواستم برم دلیل موندنم نباشی دلم نمیخواد دیگه تحمل کنم من ادم موندن نیستم...
شرمنده‌ام مامی
 
اگه یه روزی
یه جایی دوباره منو دیدی،
بی زحمت همه خوبیامو دور بریز
و فقط به خاطر همون بدیه لحظه اخر
دیگه هیچ وقت سراغمو نگیر.
 
عقب
بالا پایین