یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
 
لبش می‌بوسد و خون می‌خورد جام
رخش می‌بیند و گل می‌کند خوی

یاری اندر کس نمی‌بینم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
حافظ شیرازی
 
درد ما را در جهان درمان مبادا بی‌شما

مرگ بادا بی‌شما و جان مبادا بی‌شما

ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق می‌کند شب همه شب دعای تو
حافظ شیرازی
 
وداع كردى و گفتى كه بازميگردى
چقدر لحن تو وقت دروغ، شيرين است

#سجاد_سامانی
 
وداع كردى و گفتى كه بازميگردى
چقدر لحن تو وقت دروغ، شيرين است

#سجاد_سامانی

تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو
پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو
حافظ شیرازی
 
در نماز و در رکوع و در سجود
سر بجنبد دل نجنبد این چه سود
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 74)
عقب
بالا پایین