ناصح مکن حدیث که صبر اختیار کن

ما را به عشق یار ز خویش اختیار نیست​

تو دور افتاده از ما و نگنجد شوق در نامه
بیا کز دست تو هم پیش تو پاره کنم جامه
 
این‌چنین پای مزن بر من افتاده به خاک
من همان برگ بهارم که غمت مرگم داد ؛
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست​
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 74)
عقب
بالا پایین