آوین کاربر خودمانی کاربر انجمن خانم نمونه نوشتهها نوشتهها 224 پسندها پسندها 4,067 امتیازها امتیازها 238 سکه 108 امروز در 11:06 #2,681 پناه. گفت: مي رسد روزي که شرط عاشقي دلدادگي ست آن زمان، هر دل فقط يک بار عاشق مي شود کلیک کنید تا گسترش یابد... در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم
پناه. گفت: مي رسد روزي که شرط عاشقي دلدادگي ست آن زمان، هر دل فقط يک بار عاشق مي شود کلیک کنید تا گسترش یابد... در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم
پناه. مدیر آزمایشی تالار رمان پرسنل مدیریت مدیر آزمایـشی تالار منتقد ناظر ارشد آثار ناظر همراه داور آکادمی رمانخـور نوشتهها نوشتهها 635 پسندها پسندها 4,308 امتیازها امتیازها 258 سکه 2,894 امروز در 11:07 #2,682 آوین گفت: در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم کلیک کنید تا گسترش یابد... مردم دیدهٔ ما جز به رُخَت ناظر نیست دل سرگشتهٔ ما غیرِ تو را ذاکر نیست
آوین گفت: در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم کلیک کنید تا گسترش یابد... مردم دیدهٔ ما جز به رُخَت ناظر نیست دل سرگشتهٔ ما غیرِ تو را ذاکر نیست
آوین کاربر خودمانی کاربر انجمن خانم نمونه نوشتهها نوشتهها 224 پسندها پسندها 4,067 امتیازها امتیازها 238 سکه 108 امروز در 11:19 #2,683 پناه. گفت: مردم دیدهٔ ما جز به رُخَت ناظر نیست دل سرگشتهٔ ما غیرِ تو را ذاکر نیست کلیک کنید تا گسترش یابد... تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم
پناه. گفت: مردم دیدهٔ ما جز به رُخَت ناظر نیست دل سرگشتهٔ ما غیرِ تو را ذاکر نیست کلیک کنید تا گسترش یابد... تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم
پناه. مدیر آزمایشی تالار رمان پرسنل مدیریت مدیر آزمایـشی تالار منتقد ناظر ارشد آثار ناظر همراه داور آکادمی رمانخـور نوشتهها نوشتهها 635 پسندها پسندها 4,308 امتیازها امتیازها 258 سکه 2,894 47 دقیقه قبل #2,684 آوین گفت: تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم کلیک کنید تا گسترش یابد... من که از آتشِ دل چون خُمِ مِی در جوشم مُهر بر لب زده، خون میخورم و خاموشم
آوین گفت: تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم کلیک کنید تا گسترش یابد... من که از آتشِ دل چون خُمِ مِی در جوشم مُهر بر لب زده، خون میخورم و خاموشم