تو را با غیر می‌بینم، صدایم در نمی‌آید
دلم می‌سوزد و کاری ز دستم بر نمی‌آید
 
دل که با صد رشته ی جادو نمی گیرد قرار
تاری از گیسوی او آرید و زنجیرش کنید
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: آوین
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند

گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
 
دور از تو ماه من همه غم‌ها به یک طرف
وین یک طرف که منت دونان کشیده‌ام
 
من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا
من از کجا غم باران و ناودان ز کجا
ای که جان‌ها خاک پایت صورت اندیش آمدی
دست بر در نه درآ در خانه خویش آمدی
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
یک جهان حرف بودم و حالا
عقده ای مانده در گلو هستم
 
در قلب بی حرارت تو جای عشق نیست

چکش زدن به آهن سرد احمقانه است
 
در قلب بی حرارت تو جای عشق نیست

چکش زدن به آهن سرد احمقانه است
تو گریه می‌کنی و خنده می‌کند گلزار
از این گریستن و خنده، بد‌گمان شده‌ایم
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 74)
عقب
بالا پایین