Curse of the Traveller _ Chris Rea
 
 
به تو فکر کردم به تو اره اره به تو فکر کردم که بارون بباره..
دوباره دوباره
به تو فکر کردن عجب حالی داره
تو و خاک گلدون باهم قمو قیشین
من و باد و بارون رفیق صمیمی
از این برکه باید دریا بسازی
یه دریا به عمق یه عشق قدیمی
دوست داشتم
با تمام وجودم
عزیزم هنوزم ترو دوست دارم
الهی همیشه کنار تو باشم
به تو فکر کردم...
 
مرا که حال پریشان ِموج موی تو ام
مرا که پنجره ی باز روبه روی تو ام
مرا که هر شب دلگیر قصّه گوی تو ام
مرا که بغض فرو خورده ی گلوی تو ام
صدا بزن که سکوت جهان تمام شود..

: )
 
قفلی همیشگی Book

 
آخرین ویرایش:
 
عقب
بالا پایین