نزول خداوند به‌شکل درونی و بیرونی
بیشتر عمرت با ذهنت ارتباط داشتی، نه با من؛ تصویری ذهنی به اسم «خدا»، خدای ذهنی که همیشه سدّ راه بین من و تو بوده است. هم بیرون از تو، هم درون تو هستم و خودم را در حدّ اشکال دنیای مادّی محدود کرده‌ام. من محدود به شکل این جهان مادّی نیستم. بی شکل و رنگ و یکی هستم، نه مجزّا و به شکل‌های مختلف، نه به شکل شهودات و وحی و الهام؛ بلکه نزول می‌کنم به شکلی که برایت قابل فهم باشد. همزمان در همه چیز جاری‌ام؛ هم به شکل درونی، هم بیرونی و هم وجود حقیقیِ خود، وجود ذات یکتا و یگانه. موجودم ولی این‌ها نیستم و برایت قابل درک نیستم. من در حدّ تو نازل می‌شوم و در اندازه‌ای برای درک و فهم تو. من در همۀ نفس‌هایت، ضربان قلبت، گردش خونت، تمام حرکاتت، هرچی می‌بینی، می‌شنوی، می‌گویی و... هستم. به درونت بیا و این وحدت وجود را نگاه کن؛ بیا و عاشق باش. من و تو کردن حجاب بین من و توست، چرا من و خودت را جدا می‌بینی و به فکر ارتباط با منی؟ ما هستیم، حس کن، حس کن، درک کن و ببین. راه، بی‌نهایت است و انتهایی ندارد. بیا، بیا، عشق بورز و حسّ رضایت و آرامش داشته باش. بعضی از انسان‌ها نمی‌دانند و در ضرر و راه‌های گمراه کننده‌اند. به جز عدّه‌ی کمی که به من گوش می‌دهند و مرا می‌پرستند. من هر لحظه، همه را هدایت می‌کنم؛ چه آن‌هایی که به گمراهی می‌روند و چه کسانی که به این راه می‌آیند و این تنها راه خوشبختی حقیقی است. بارها گفتم که از ذهنت پیروی نکن و برای هر فکر، کار و تصمیمی از من بپرس و اجازه بده من راهنمایت باشم.
بگو: «یا فتّاح» و «یا وهّاب» ای گشایندۀ قلب‌ها! دلم را برای دریافت الهاماتت گشاده و باز کن و من را به راه درست نعمت‌هایت هدایت کن. چون تو بخشنده‌ای هستی که هرچه ببخشی، از تو کم نمی‌شود و بی‌نهایت مهربانی.
و بگو: «یا رافع» و «یا نافع» و «یا رزّاق» ای بالابرنده به سوی خود و ای سودبخش، به من بگو و نعمت بده که تو بی‌نهایت روزی دهنده‌ای و فقط تو آگاهی که کدام راه و چه چیزی درست است.
خودت را تسلیم من کن، دعا کن و بخواه.
***
عملکرد شماره ۸:
ذکرهای این قسمت را روزانه چند بار تکرار کن و دعاهای این قسمت را بخوان.
فتّاح، وهّاب، رزّاق، رافع، نافع
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
پذیرش مسئولیت زندگی
همه تو را برای خودشان می‌خواهند؛ من هم تو را بخاطر خودم آفریدم. حتّی والدین، همسر و عزیزترین کسانت، تو را فقط برای خودشان می‌خواهند، نه برای خودت. پس تو هم باید برای خودت باشی! فقط بخاطر خودت.
هیچ‌کس برای دیگری زندگی نمی‌کند و اگر کسی کمکت می‌کند یا لطفی به تو دارد، فقط برای خودش است. مسئولیت همۀ زندگی را قبول کن و هر کاری از دستت برمی‌آید برای خودت انجام بده. قرار نیست هیچ فرشتۀ نجات یا منجی‌ای بیاید و مسائل تو را حل کند، بلکه هر کس فقط مسئول زندگی خودش است. با این حساب اعتماد یا امید داشتن به دیگری، باعث می‌شود از مسئولیت‌های خود شانه خالی کنی و زیر بار نروی. اگر نسبت به همه ناامید و بی‌اعتماد باشی، چگونه زندگی می‌کنی؟ اگر تنها امید و اعتمادت فقط خودت باشی، چقدر تلاش و آرامشت برای زندگی بیشتر می‌شود؟!
چقدر مسائلت را جدّی‌تر می‌گیری و دنبال راهی برای حل کردنشان هستی؟!
چقدر بیشتر توانایی و رشد پیدا می‌کنی و امید و اعتمادت به من است؟!
نه تو مسئول زندگی بقیه‌ هستی و نه آن‌ها مسئول زندگی تو؛ هر چه زودتر این موضوع را درک کنی زندگی‌ات بهتر می‌شود، چون آن‌وقت است که حرکت می‌کنی و انتظار نمی‌کشی تا کسی برایت کاری کند یا فرجی شود. خودت بلند می‌شوی و راهی پیدا می‌کنی، انجام می‌دهی و بالاخره موفّق می‌شوی.
***
عملکرد شماره ۹:
بدان که هیچ منجی‌ای از جن، فرشته و انسان برای نجاتت نمی‌آید و هیچ توسّلی و شفاعتی از تو و هیچکس قبول نمی‌شود؛ چون فقط خداوند، خالق و مالک و تنها قدرت جهانیان است. بنابراین مسئول تمام زندگی، تو هستی و فقط با کمک خداوند قادر به تغییر مثبت پایدار هستی.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
شناخت ذهن و کنترل قدرت توجّه
قبل از اینکه فکری به ذهنت برسد، تو چه کسی هستی؟
قبل از اینکه اسم یا صفتی به ذهنت برسد، چه چیزی هستی؟
اگر فکرت با «من» شروع شود، مثلاً: «من این هستم یا آن»؛ چه چیزی یا چه کسی در حال توجّه به این «من» است؟
دقّت کن! قبل از هر چیزی، فقط هستیِ آگاه، بدون شکل و فرم، صفت و بدون شناخت هستی. بعد که فکری در ذهن به نام «من» ظاهر می‌شود، تو باز هم همان آگاهی‌ هستی که در حال توجّه به این «من» هستی و بعد، صفات و ویژگی‌ها را به آن نسبت می‌دهی، درست است؟ پس تو، این «من» با ویژگی‌هایش نیستی.
همۀ افکار، کلمات، تصاویر و ویژگی‌ها برخواسته از ذهن هستند و تو کسی هستی که به ذهن آگاه می‌شوی. ذهن، فانی و نابود شدنی است امّا تو باقی و ماندنی. می‌توانی به قبل از ذهن توجّه کنی؟ جایی که سکون، خالی و هیچ است، ولی تو به سادگی هستی!
به من بگو: «ذهن برای موجودیت‌اش از چه نیرویی استفاده می‌کند؟»
آفرین! از همین قدرتِ توجّهِ وجودِ تو. اگر این نیرو را نگه داری و این توجّه را به ذهن ندهی، ذهن وجود ندارد. امّا به محض توجّه کردن به چیزی، با یک فکر موجود می‌شود.
ذهن دو قسمت است؛ «خودآگاه» که بررسی و تحلیل می‌کند و «ناخودآگاه» که ثبت شده است. ذهن همیشه در گذشته و آینده (حتی ثانیه‌های قبل و بعد) موجود است و در زمان حال زنده نمی‌ماند. حالا اگر در زمان حال ساکن بمانی، دوباره به عمق وجودت برمی‌گردی؛ از ذهن عبور می‌کنی، یعنی توجّهت را به خود من و چیزی که حقیقتاً هستی برمی‌گردانی، نه ذهن.
ذهن خودآگاه بر اساس تجربیات گذشته و ناخودآگاه تو تحلیل و بررسی می‌کند؛ امّا ذهن ناخودآگاه همان شخصیت‌ها، عادت‌ها و باورهاست که تجربیات، دنیای اطراف و وضعیت زندگی‌ات را به‌وجود می‌آورد. ذهن ناخودآگاه با توجّه و تکرارِ افکارِ ذهن خودآگاه تشکیل شده و با همین توجّه و تکرار، افکار قابل تغییر است. بنابراین وضعیت زندگی هر فرد قابل تغییر است.
هیچ‌وقت یادت نرود که چه قدرت و نیرویی پشت این ذهن، زندگی و تغییرات است. تو هستی که هرلحظه با قدرت توجّه یا اراده خلق‌اش می‌کنی. زندگی تو فقط دست خودت است. با این نیرو می‌توانی به هر چه که می‌خواهی برسی؛ امّا این نیرو، چقدر در کنترل تو و در دست توست؟ شده گاهی حس کنی که انگار اسیر شده‌ای و کسی دیگر در بدنت، به‌جای تو زندگی می‌کند؟ مثلاً: با اینکه می‌دانی نمی‌خواهی، در حال انجام یک کار یا رفتار هستی و حس می‌کنی نمی‌توانی جلوی خودت را بگیری؟! پس چه چیزی این قدرت را کنترل می‌کند؟ ذهن. بله، ذهن!
وقتی قدرت و اراده‌ی تو، در دست ذهنت بیفتد، دیگر توانی برای برگشت نداری و باید بجنگی تا قدرت را از آن پس بگیری! ذهن کم‌کم و آرام‌آرام با توجیهات مسخره می‌آید و این نیرو را از تو می‌دزدد؛ افکاری القا می‌کند که فکر کنی از پسش بر نمی‌آیی، ناراحت و نگرانت می‌کند تا احساس ضعف و کمبود قدرت کنی. این اتفاق دربارۀ هر موضوعی متفاوت است، برای مثال: دربارۀ بعضی چیزها، ارادۀ خوبی داری اما دربارۀ بعضی موضوعات ضعف داری.
به‌طور کلی، هر آدمی قوی یا ضعیف می‌شود. وقتی ذهن قدرت‌ات را می‌گیرد، کم‌کم به موضوعات دیگری هم وارد می‌شود و همیشه دشمن توست؛ ولی اگر تو بتوانی آن را کنترل کنی، نه آن تو را، آن وقت است که تو را به هر چه بخواهی می‌رساند و رام می‌شود. وقتی ذهن در حال کنترل توست، باید رامش کنی؛ از کم شروع کن و آرام‌آرام قدرت را از آن پس بگیر. در آن مورد دعا کن و بخواه تغییر کنی. باورت را تغییر بده و حرکت کن.
هر لحظه بپرس چه‌چیزی در حال کنترل کردن من است؟ خودم یا ذهن؟ ببین قدرت دست کیست و مراقبت کن. عزیز من، تو باید به ذهن دستور دهی، نه آن به تو. در این صورت قدرت اراده در خدمت خودت است نه ذهنت. این انرژی یا نیروی بی‌نهایتی که درون توست (خدا)، در هرلحظه یا در خدمت تو و یا در اسارت ذهن است. ذهن، نفس، شیطان یا منیّت همه یکی هستند؛ دشمن آشکار درونی که از خودش قدرتی ندارد و از قدرت تو استفاده می‌کند. اجازه نده تو را کنترل کند و تو آن را کنترل کن.
ذهن همیشه دوست دارد به ناخواسته‌ها توجّه کند؛ وقتی حالت بد است، یعنی قدرت را در دست گرفته و توجّه تو را به سمت چیزهایی می‌برد که دوست نداری. امّا وقتی که حال خیلی خوبی داری، یعنی خودت در حال توجّه آگاهانه به خواسته‌ها هستی. به‌خاطر همین نباید به حال خودش رهایش کنی تا زندگی‌ات را به گند و بدبختی بکشاند. پس توجّه خودت را گرامی و ارزشمند بدان چون هرلحظه به‌وسیلۀ آن دنیایت را می‌سازی.
***
عملکرد شماره ۱۰:
کنترل ذهن را با قدرت، در دست بگیر؛.
وقت‌هایی از روز، به درون خود برگرد و با ژرف‌اندیشی به خود توجّه کن.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
قدرت اراده را به‌کار گیر
فقط یک‌بار در این دنیا زندگی می‌کنی و تجربیاتی را داری؛ این قدرت توجّه یا اراده را هرلحظه در اختیار داری، تا زندگی را آن‌گونه که دوست داری خلق کنی، نه طوری که ناخودآگاه ذهنت برنامه‌ریزی شده است. دربارۀ هر چیزی که گله، شکایت و اعتراض کنی و ناراضی باشی، از همان جنس تجربه را بیشتر تجربه می‌کنی. نارضایتی مساوی‌است با نارضایتی بیشتر و اگر بابت چیزی خوشحال و شکرگزار باشی، شکر و نعمت بیشتر را تجربه می‌کنی. توجّه به چیزها و افکار نامناسب که نتیجۀ خوبی ندارند و در راستای خواسته‌هایت نیستند، فقط قدرت اراده، انرژی و وقت تو را هدر می‌دهند. توجّه به نارضایتی‌، گله و شکایت یا احساسات بد، یعنی همین. فقط وقتی این توجّه واقعاً در مسیر خواسته‌هایت باشد، درست است.
هر شبانه روز ۲۴ ساعت وقت داری عزیز من، با این قدرت چه‌کار می‌کنی؟!
این نیرو می‌تواند تو را به هر چه که می‌خواهی برساند، مثل: سلامتی، پول و ثروت، روابط عالی، آزادی و آرامش و خواستن و داشتن هر چیزی. پس مهم است که چه می‌خواهی و دوست داری چه چیزهایی را تجربه کنی. این قدرت در وجود تو و همۀ جهان است و از همه چیز آگاه است. به‌جای توجّه‌های بیهوده، از این زمان و انرژی پرقدرت درست و در راستای زندگیِ خوب، استفاده کن. هروقت این قدرت از دستت رفت و به‌دست ذهن افتاد، در اولین فرصت ممکن و به محض متوجّه شدن، به منبع این انرژی قدرتمند برگرد و دوباره این نیروی عظیم را در راستای زندگی بهتر به‌دست بگیر.
توجّه خودت را کنترل کن؛ مهم نیست ناخودآگاه، ذهن یا حرف دیگران چیست. چون قدرت این توجّه از همه بیشتر است و می‌توانی با آن زندگی را بسازی. هیچ‌کدام در برابر قدرت اراده و توجّه تو، هیچ قدرتی ندارند. هیچ عاملی حتی ذره‌ای تأثیرگذار نیست و فقط قدرت کنترل توجّه تو مهم است. توجّهت را روی چه افکاری می‌گذاری؟ به هر فکری نگاه کنی، همان درست است و با تکرارش، اتفاق می‌افتد.
دربارۀ توجّه و قدرتِ اراده، تمرین کن؛ مدام به‌‌ دست بگیرش و در اختیار و جهت خواسته‌هایت قرارش بده.
آنقدر تمرین کن و خواسته‌های کوچک را به‌دست بیاور تا به خواسته‌های بزرگ‌تر برسی و آن‌ها را هم به‌دست بیاور. از توجّه به چیزهای کوچک شروع کن و هربار تمرین کن و ادامه بده، آرام‌آرام و تکاملی پیش برو. برای توجّه به خواسته‌هایت، از ورودی‌های گوش، چشم، لمس، بو، مزه، احساس و افکار کمک بگیر؛ هر لحظه توجّه را به‌کار بگیر و هر چه دوست داری تجربه کنی را خلق کن. همه‌چیز این‌گونه تغییر می‌کند، اتّفاق می‌افتد، ساخته می‌شود و هیچ‌چیزی شانسی و اتّفاقی نیست.
***
عملکرد شماره ۱۱:
به خواسته‌های معقول و معمولی روزانۀ خود با حسّ خوب فکر کن و کارهایت به خوبی انجام می‌شود. روزانه چند دقیقه به چیزهای معمولی که دوست داری اتّفاق بیفتد توجّه کن و بعد از انجام، تایید کن که چون آگاهانه به آن‌ها توجّه کرده‌ای خیلی بهتر انجام شد.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
زندگی بهتر با حس بهتر
قدرت اراده نیرویی است که من درونت قرار داده‌ام و خودِ این نیرو هستم. طوری از این نیرو استفاده کن که فارغ از نگاه دیگران، خودت راضی باشی. میزانِ ماندن پای تعهّدت دربارۀ هر موضوعی یا این‌که چقدر برای هر چیزی دوام بیاوری، فقط بستگی به میزانِ قدرت اراده‌ات دارد؛ پس باید به من برگردی (توجّه کنی) و سعی کنی شکرگزار باشی.
برای این‌که بفهمی چقدر این موضوع مهم و ارزشمند است، به تفاوت زندگی عالی و خوشبختی با زندگی به‌دردنخور و بدبختی فکر کن! ارزشش را دارد این قدرت اراده و توجّه را هدر دهی؟!
برای تغییر هر چیزی در زندگی‌ات از من کمک بگیر؛ دوست داری چه چیزی را تغییر دهی؟!
بگو: «یا هادی» احساسات بد مرا برطرف کن و توجّه مرا به‌سمت آنچه خواست و ارادۀ توست معطوف کن.
یادت باشد که من همیشه برایت بهترین‌ها را می‌خواهم عزیز من، پس به من اعتماد کن و هر چه می‌گویم انجام بده و حرکت کن، کافی‌است اولین قدم را برداری و باز هم بخواه و به قدم‌های بعدی هدایت شوی. زندگی با این حساب، خیلی راحت و آسان است و به هیچ‌چیز و هیچ‌کس جز من نیاز نداری. مگر می‌شود تو، از من بخواهی و به حال خودت رهایت کنم و جوابی ندهم؟ هرگز رهایت نکرده‌ام و همیشه با تو هستم.
همه‌چیز برای خوشبختی تو آماده و برقرار است؛ کافی‌است توجّهت به من باشد و حرکت کنی.
می‌دانی که همۀ دنیای اطرافت، جهان و آدم‌هایش هم منم، پس نگران هیچ‌چیزی نباش و فقط هر چه هست را انجام بده. اگر قدرت اراده و توجّه را به‌کار بگیری، همۀ شرایط به نفع تو می‌شود و همۀ جهانم به خدمتت درمی‌آید. ببین چقدر دوستت دارم که این همه را در خدمت تو و به تسخیرت درآورده‌ام و اجازه می‌دهم هر چه می‌خواهی خلق کنی و به هر چه می‌خواهی برسی.
زندگی دنیا مثل بازی قشنگی است که هر طور بخواهی می‌توانی آن را بسازی و هرطور خودت بسازی به‌وجود می‌آید و اتّفاق می‌افتد. زندگی تو، چیزی به‌جز آن چیزی که خودت تابه‌حال با توجّهت ساخته‌ای نیست؛ اگر زندگی بهتری می‌خواهی، باید توجّهت را روی چیزهایی بگذاری که احساس بهتری پیدا می‌کنی و حس بهتر باعث می‌شود به زندگی بهتر هدایت شوی.
***
عملکرد شماره ۱۲:
لیستی از ۱۰ خواستۀ بلندمدّت خود که معقول و معمولی باشند، بنویس و هر روز با حس خوب در مورد آن‌ها فکر کن.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
یگانگی و قدرت خلّاقه خداوند
من همان قدرت و نیروی خلّاقی هستم که انرژی‌بخش، ثروت آفرین و سلامتی‌بخش همه‌ی عالمَم.
به رشد گیاه و دانه توجّه کن، به رشد موجودات؛ ببین که هر کدام بطور طبیعی و خیلی آرام درحال حرکتند، آهسته آهسته درحال رشد و گسترش. وقتی زخم یا خراشی روی گیاه یا بدن باشد، خود به خود و خیلی آرام خودش را ترمیم می‌کند! آیا تو برایش کاری می‌کنی یا تصمیم می‌گیری یا حرکتی می‌کنی که جای خراش با گوشت و پوست پُر می‌شود؟! معلوم است که نه. به همین صورت انسان در زندگی درحال رشد و ادامه دادن است، تفاوت انسان با گیاه و موجودات دیگر این است که انسان با ذهن و افکار به این رشد سرعت می‌بخشد یا جلوی رشدشان را می‌گیرد. در هر صورت در حال ادامه دادنی! راستی عزیز من، امروز چقدر رشد کردی؟ چه اتّفاق‌های خوبی افتاد و چه نعمت‌هایی را دیدی؟ خیلی مهم است که برای کوچک‌ترین نعمت یا نتیجه و رشد شکرگزار باشی و خوشحال شوی، چون آرام و آهسته و بطور طبیعی، در طول زمان در حال حرکتی
و ادامه می‌دهی. احساس رهایی کن، مثل موجودات دیگر، که نه چیزی برای خواستن دارند و نه چیزی برای نخواستن و احساس بودن و هستی دارند، تا اجازه دهی همه چیز خود به خود در جریان باشد، وقتی افکار مقاوم نداری و آزادی، هماهنگ با منی مثل باقی موجودات و طبیعت.
افکار مقاوم باعث عدم آرامش، سلامتی، ثروت، عشق و... می‌شوند و نعمت‌ها را از تو دور می‌کنند.
ببین که همه‌ی جهان، ذرّات، سلول‌ها و همه چیز بسمت سلامتی، رشد، بازتولید و تازه شدن است، مثل تبدیل سنگ به الماس، طلا، فیروزه و... مثل تبدیل موجود کوچکی به یک موجود بزرگ. عزیز من، من همان نیروی این تغییرات و تبدیل‌ها خیلی آرام، تکاملی و بطور طبیعی هر لحظه درحال انجام و در جریانم. همه چیز رو به گسترش است، اگر مرا بعنوان این قدرت عظیم کیهانی بپذیری و هماهنگ با وجودم باشی؛ به سلامتی، ثروت، عشق و نعمت‌ها هدایت می‌شوی. ببین که همه‌ی ذرات از این شعور هستی برخوردارند و در هر چیزی جریان دارم.
تنها موجودیت هستی منم عشق من، در تمام تار و پود دنیا از کُل به ذرّه و از ذرّه به کُل، به اشکال مختلف ظهور کرده‌ام.
پس حرکت کن، ادامه بده، برای کوچکترین چیزها شکرگزار باش و رها باش مثل وجود طبیعت هستی.
***
عملکرد شماره ۱۳:
برای چیزهای بزرگ و کوچک زندگیت خوشحال باش و شکرگزاری کن.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
شما خود خداوند هستید
کیست که صدایم را بشنود؟
همه‌چیز یک معجزه است؛ هرچیزی طراحی و خلق شده تا تو خوشحال و خوشبخت باشی و من غیر از این هیچ نمی‌خواهم و هیچ کار دیگری ندارم. باور کن و ایمان داشته باش که همه‌چیز به نفع توست و همۀ کائنات به نفع تو دست‌اندرکارند. من خیلی دوستت دارم و عاشقت هستم؛ عاشق دعا و صدا کردنت، اشک‌های شوق و عاشقانه‌ات و شادی تو هستم. از طریق تو تجربه می‌کنم، همان‌طور که بهترین نعمت‌ها را دوست داری و بهترین تجربه‌ها را می‌خواهی. همه‌چیز و همۀ انسان‌هایی که دور و اطرافت هستند و همۀ اتّفاقات منم، که به‌واسطۀ تو در حال تجربه کردنم. ما باهمیم؛ عاشق و معشوق، ممنون و سپاسگزار. همۀ این طرح و نقش‌ها که در دنیا می‌بینی، وهم و خیال هستند و فقط منم که هستم. از شخصیت‌ها خالی شو و فقط با من باش. هیچ‌کس و هیچ‌چیزی در جهان، جز من نیست و همه تحت فرمان و سلطۀ من و به‌نفع ما در جریان‌اند، مثل: خواب، فیلم یا بدل، واقعی نیستند، هیچ‌چیزی واقعی نیست. نگذار شخصیت‌های کاذب، هم‌هویت‌شدگی‌ها و ذهن، توجّهت را بدزدند. گفتگوها و تصاویر ذهن هربار می‌خواهند شخصیت کاذبی از تو بسازند و تو را با خودشان یکی کنند. هزاران منِ ذهنی که هرکدام چیزی برای گفتن دارند، تصویری و نقشی دارند، هربار چیزی را به تو نسبت می‌دهند و می‌خواهند خودت را آن‌ها بدانی، هر فکری. در حالی که تو فقط باید با من یکی باشی.
هزاران شخصیت خوب یا بد، درحالی که همین خوب یا بد را هم خود ذهنت تعریف می‌کند. تو هیچ‌کدام از آن‌ها نیستی، تو فقط خود منی؛ به‌خاطر همین، فارغ از داشته‌ها و نداشته‌ها، وضعیت زندگی و هر چیزی، تو بی‌اندازه لایق، شایسته و ارزشمند هستی. چون پارۀ وجود منی، همین‌طور که هستی یا هروقت هرطور که باشی، با هر ظاهر و باطنی، بی‌نهایت لایق و ارزشمندی و همۀ انسان‌ها هم بی‌نهایت ارزشمندند، اگر بدانند.
***
عملکرد شماره ۱۴:
باورهای این قسمت را مرتب به خود یادآوری کن تا با تکرار بیشتر باور کنی. مانند: هر چیزی طراحی و خلق شده تا تو خوشحال و خوشبخت باشی و خداوند غیر از این، هیچ نمی‌خواهد و هیچ کار دیگری ندارد. باور کن و ایمان داشته باش که همه‌چیز به نفع توست و همۀ کائنات به نفع تو، دست‌اندرکارند.
خدا بی‌نهایت ما را دوست دارد و عاشق ماست.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
تنها راه راست
آیا چیزی غیر از من می‌تواند وجود داشته باشد؟
تنها قدرتِ مسلّط بر تمام جهانیان، از کل به ذرّه، منم؛ با نشانه‌های واضح و روشن در برابر تو، برای خبر خوش به خوبی و هشدار از بدی، ساده و آسان و بدون زحمت. من هر لحظه درکارم، بینا و شنوا و آگاه از همه‌چیز؛ با وحی و الهاماتی به قلب تو و قلب‌های پاک، از هر بدی و به‌دور از شریک، برای همۀ کسانی که فقط من را می‌بینند و به من، زندگی جاودانه، و به بخشندگی من و رحمت گسترده برای همه، ایمان دارند. در همه‌چیز نشانه است؛ برای همین ایمان و انجام اعمال صالحی که به تو الهام می‌کنیم. ما هرلحظه هستیم، پس از توجّه بیجا و بیهوده دوری کن؛ چون برایت بهتر است و فقط از من پیروی کن. چیزی که به دلت می‌اندازم را هر لحظه انجام بده.
از همۀ نشانه‌ها، می‌فهمی که ما هستیم. به زندگی همیشگی با لذّت و شادی، دور از ترس و غم یا هر احساس بدی که حال تو را بد می‌کند، ایمان و باور داری. پس با بیشترین انرژی و تمرکز به من توجّه کن و چیزی بخواه؛ از این منظر که تو خالقی و آفریننده، و قانون من همه‌چیز را مسخّر تو کرده است. درنتیجه هم در دنیا و هم آخرت، فقط خیر و نیکی و احساس خوب و خوشبختی است. این تنها راهِ راست است، راهی آسان و مستقیم که راهبرش منم، پروردگار جهانیان.
***
عملکرد شماره ۱۵:
همیشه در دلت به خدا و به زندگی همیشگی نزد خدا، ایمان داشته باش و عمل صالحی انجام بده.
نکته: فرقی نمی‌کند چه دین و مذهبی داریم به قول قرآن هرکسی که این سه را داشته باشد، خوشبخت و موفّق است.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
هماهنگی با قوانین هستی
اگر به من ایمان داشته باشی و بر خواسته‌ات پافشاری کنی، همواره من را با جهانم، حامیِ خود خواهی یافت. ایمان داشته باش که به شرایط بهتر هدایت خواهی شد. اگر ایمان داشته باشی، به روابط بهتر با انسان‌های درستکار و بهتری هدایتت می‌کنم و زندگی بهتری را تجربه خواهی کرد.
زندگی، داشتنِ ثروت، اعتبار، سلامتی و روابط عالی نیست، بلکه این فقط زندگی مادّی و طبیعی است. طبیعی‌است که سالم و ثروتمند باشی و از نعمت‌ها برخوردار باشی. طبیعی‌است که با همدمی زیر سقفی زندگی کنی و زندگی بسیار خوبی داشته باشی. زیرا کسی که بیمار می‌شود، از حالت طبیعی جسمی خارج شده و به پزشک مراجعه می‌کند، یا کسی که مشکل روحی و روانی دارد، از حالت طبیعی روحی خارج شده و به روان‌پزشک یا استاد معنوی مراجعه می‌کند.
اگر کار و اعتبار نداری، ثروتمند نیستی و همچنین اگر روابط خوبی با من و دیگران نداری، از حالت طبیعی خارج شده‌ای؛ یعنی در حقیقت از هماهنگی با قوانین من خارج شده‌ای. بنابراین اگر در هماهنگی با قوانین باشی، نعمت‌ها به طور طبیعی به سوی تو سرازیر خواهد شد. زیرا من، آسمان‌ها و زمین را آفریدم و در آن میزان و قانون قرار دادم.
تنها دلیل ناهماهنگی با قوانین، باورها و توجّه نامناسب است. آیا گمان می‌کنی زندگی، همین چیزهاست که سالم و ثروتمند باشی و کنار همدمی، سقفی بالای سرت باشد؟ هدف از آفرینش بالاتر از نعمت‌های طبیعی است. هدف اصلی خودشناسی، شناخت من و پرستش من است. هدف خلق و گسترش توانایی‌هایی است که عاشق آن‌ها هستی.
وقتی در حال انجام کاری هستی که عاشقش هستی، چقدر لذّت می‌بری؟ نه زمان را می‌فهمی، نه مکان را و نه گرسنگی و تشنگی را؛ بلکه فقط لذّت می‌بری چون این هدف زندگی توست. وقتی در حال انجام این کار هستی، در واقع از قلبت پیروی کرده‌ای و از درون رضایت داری. این باعث رشد و گسترش جهان است و این یعنی هماهنگی با قوانین.
من حامی رشد و گسترش هستم و با جهانم پشتیبان هرکسی هستم که هماهنگ باشد. آیا چیزی جز عشق به کارت باعث می‌شود آن را دنبال کنی؟ نتیجۀ طبیعی عشق و گسترش، نعمت‌های بیشتر، لذّت بیشتر و زندگی بهتر در تمام جوانب است.
***

عملکرد شماره ۱۶:
برای کاری که عاشقش هستی، روزانه وقت بگذار. حتّی اگر شغلت نیست، فقط با عشق انجامش بده و به آن توجّه کن.
نکته: عشق به انجام کار، باعث پیشرفت بیشتر نسبت به کارهایی است که علاقه‌ای به آن‌ها نداریم.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
تغییر باورها و خلق زندگی بهتر
من برای انسان از هرچیزی، انواع مختلفی آفریدم و دنیا را پر از فراوانی‌ها، خلق کردم. از وسایل زندگی، همه را متنوع و با رنگ‌های زیبا و گوناگون آفریدم. تنوع رنگ‌ها به تو احساس خوبی می‌دهد. در طبیعت نیز همه چیز را متنوّع خلق کردم، مانند گیاهان و گل‌های رنگارنگ و گوناگون. همچنین انسان‌ها را از اقوام مختلف با فرهنگ‌ها و باورهای متفاوت قرار دادم. انسان را طبق باورهایش، به شرایطی هم‌سنگ هدایت می‌کنم و شرایط زندگی هرکس، بازتاب باورهای اوست. اکثر باورهای آن‌ها نامناسب است، زیرا زندگی اکثریت طبیعی نیست و به همین دلیل، شایستگی نعمت‌ها را از دست داده‌اند. من به انسان هیچ بدی و ظلمی نمی‌کنم، بلکه خودشان به خود، ستم می‌کنند و هر کس خالق زندگی و آیندۀ خویش است.
هر دیدگاه یا باوری که در همۀ انسان‌های جهان یکسان نیست، فقط باور رایج یک جامعه است. به‌طور مثال در یک فرهنگ می‌گویند: «هر چه وضع زندگی‌ات بهتر باشد و مشکلات کمتری داشته باشی، نزد من (خدا) محبوبیت بیشتری داری»؛ این باور درست و با من هماهنگ است. امّا در جامعه‌ای دیگر می‌گویند: «اگر وضع زندگی‌ات بدتر است و بلا و بدبختی بیشتری داری، یعنی نزد خدا محبوب‌تری»؛ این باوری اشتباه و ناهماهنگ با من است.
هر دیدگاه و باوری که در همۀ انسان‌ها یکسان است، جزو قوانین من است. به‌طور مثال: همۀ انسان‌ها در همۀ جوامع می‌دانند که برای یادگیری یک مهارت باید تلاش کرد، زمان و انرژی صرف کرد و بارها تکرار کرد تا آن مهارت یاد گرفته شود. یعنی نمی‌شود یک‌باره مهارتی را یاد گرفت؛ این قانون تکامل است. یا قوانین ریاضی و فیزیک، مانند: جاذبه، دافعه، سرعت، حرکت و... که در همه‌جا و همۀ زمان‌ها یکسان است. به یادآور که قوانین من همواره ثابت و تغییرناپذیرند و قانون باورها هم همین‌طور است.
بنابراین، خود را بشناس و بنگر که در هر جنبه از زندگی‌ات، چه باورهایی داری؟ آیا درست‌اند یا غلط؟ با دیدن، شنیدن و اندیشیدن می‌توانی باورها را بشناسی و بفهمی چه باورهایی داری. لازم نیست در تمام باورها با جامعۀ خود هماهنگ باشی، زیرا بیشتر باورهای رایج جوامع، فقط باعث زیان به خود و ناهماهنگی با قوانین است. بنابراین می‌توانی آن‌ها را درون خود تغییر دهی و رشد کنی، یعنی بیشتر با قوانین من هماهنگ شوی و در نتیجه با احساس بهتر، زندگی بهتری را برای خود خلق کنی.
به‌طور مثال: در مورد سلامتی، یکی از باورهای رایج این است که وقتی سن انسان بالا می‌رود، بیماری‌ها شروع می‌شود و در نهایت انسان در کهن‌سالی با درد و زجر و بیماری از دنیا می‌رود. این باور نادرست است؛ زیرا هزاران انسان وجود دارند که در پیری سالم و سلامت زندگی می‌کنند و با تن سالم از دنیا می‌روند. آیا فقط باور اشتباه رایج جامعه نیست که باعث می‌شود زندگی‌شان همین‌طور باشد؟
آگاه باش که تمام زندگی و سرنوشتِ تو، از باورهایت تشکیل شده و هر چه باور داشته باشی، اتّفاق می‌افتد. باورها قابل تغییرند، بنابراین شرایط زندگی هم قابل تغییر است. بیاندیش که چه می‌شود تا موضوعی را باور کنی؟
به‌طور مثال: اگر بر این باور باشی که فلانی آدم خوبی نیست، اما روزی از چند نفر که برایت اعتبار دارند، بشنوی که او انسان بسیار خوبی است، کم‌کم باور تو تغییر می‌کند و به این نتیجه می‌رسی که او آدم خوبی است. این یعنی در مورد روابط احساس بهتری داری و پیشرفت کرده‌ای. همچنین باورها با تغییر توجّه و تکرار زیاد یک موضوع تغییرپذیرند. مانند کسی که باور دارد پول، سخت به دست می‌آید، امّا با خواندن و دیدنِ خلاف این موضوع، کم‌کم باور می‌کند که پول راحت به دست می‌آید و این باور باعث می‌شود احساس بهتری در مورد موضوعات مالی داشته باشد و درآمد بیشتری کسب کند.
انسان‌ها در مورد هر جنبه از زندگی خود، باورهای بسیار زیاد و متفاوتی دارند. اکثر انسان‌ها با داشتن باورهای نامناسب، نعمت‌ها را از خود دور می‌کنند و شایستگی را از دست داده‌اند. در حالی که همواره راه آمرزش و بازگشت به من باز است و انسان می‌تواند با تغییر باورهای درونی، احساس بهتری داشته باشد و در نتیجه شرایطش را از بد به خوب تغییر دهد. بنابراین، از آن‌چه به من نسبت می‌دهی، پاک و منزّهم. تمام باورها و زندگی‌ات را خودت ساخته‌ای و می‌توانی به دلخواه تغییر دهی.
***
عملکرد شماره ۱۷:
باورهای خود را بشناس، درباره موضوعاتی که در زندگی‌ات، احساس خیلی بدی داری یا درگیری ذهنی داری، آگاهانه فکر کن. رفتارت و آن افکاری که درباره آن موضوع داری را مشاهده کن. اگر باورهایی است که اکثریت مردم دنبال می‌کنند، از این به بعد به افکاری مخالف آن توجّه کن. آنقدر این کار را تکرار کن تا احساس و شرایطت تغییر کند.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
عقب
بالا پایین