تجربه های ارزشمندیه و ممنونم که به اشتراک میزارید تا ماهم یاد بگیریم 


اول باید این رو بپذیریم که هیچ کس صد در صد نیست.و یک سوال دیگه به نظرتون چند درصد تفاهم بن افراد خوبه و چند درصد توافق؟ از ۱۰۰ درصد

تفاهم در اصل خیلی مهمهو یک سوال دیگه به نظرتون چند درصد تفاهم بن افراد خوبه و چند درصد توافق؟ از ۱۰۰ درصد
میدونی اگر همه رو با چشم بد ببینیم قطعا به همه چیز بدبین میشیم و این حس بدبینی وجودمون رو از هم متلاشی میکنه
به سختی میتونیم لبخند بزنیم
به سختی میتونیم اعتماد کنیم
به سختی میتونیم کارایی که دوست راضیم رو انجام بدیم
همیشه باید به اون مثلا ۱ درصدی که خوبن فکر کرد
به نظرم بدبین بودن به آدمها خودش یه جور ظلم به خودِ
چون خیلی از خوشیایی که میتونستی داشته باشی رو با این نگاه از خودت گرفتی
میدونی اگر همه رو با چشم بد ببینیم قطعا به همه چیز بدبین میشیم و این حس بدبینی وجودمون رو از هم متلاشی میکنه
به سختی میتونیم لبخند بزنیم
به سختی میتونیم اعتماد کنیم
به سختی میتونیم کارایی که دوست راضیم رو انجام بدیم
همیشه باید به اون مثلا ۱ درصدی که خوبن فکر کرد
به نظرم بدبین بودن به آدمها خودش یه جور ظلم به خودِ
چون خیلی از خوشیایی که میتونستی داشته باشی رو با این نگاه از خودت گرفتی
برای همین هم هست که شما سعی میکنی به شناخت برسی و تا حد ممکن در این راه تلاش میکنی، بقیش و باید توسل و توکل کنی و بسپری به خدا. که انشاءالله اینطور نشه
میدونی ماهی اونی که عوص نمیشه مشکل باوری دارهمیدونم در مود همه چی اینجوری نیست ولی خب یسری چیزا واقعا برام سخته بخصوص اینکه طرف
داره بازم اشتباه خودشو تکرار میکنه آدم نمیشه
نگران نباش دعا کن براشون که خدا هدایتشان کنه ..من همه رو با چشم بد نمی بینم اتفاقا برعکس ولی
واقعا یسری از آدما هستن که خیلی دیگران رو آزار میدم هر رفتاری که نباید رو انجام میدن مثل اون بابای دوستم فکر کردن به اینجور آدما حالمو میگیره
اینجور وقت ها چون چیزهای این مدلی زیاد شنیدم دلم میخواد واقعا همچین کسایی یه بلایی سرشون میاد تا متوجه اشتباه شون بشن
این ازدواج چجوری شکل گرفته بود؟
درسته
ولی تو وقتی صورت زنی که شوهرش بزور می برتش خواستگاری رو ببینی برای اینکه فقط پسر داشته باشه و حتی مادر خودش پشتش نیست چون میگه حق داره او دختر زایی فاجعه است حتی خودمون پشت خودمون نیستیم من این تصویر رو راحت نمی تونم از ذهن خودم پاک کنم همه سرنوشت شون این شکلی نیستا بعضیام انسانیت دارن هنوز ولی من اطراف خودم چند مورد دیدم وقتی باهاشون صبحت کردم حالم خیلی بد شد مثلا یکی از آشناهای دورمون بود ما رفتیم که صحبت کنیم چون میخواست طلاق بگیره می گفت شوهرم بهم خیانت می کنه سر کارم نمیره من دوشیفت کار می کنم خانومه پرستار بود،می گفت مادرشوهرش از رو کلید یکی واسه خودش زده همینجور سرش و میندازه پایین میاد تو خونه ی من میگه درخواست طلاق دادم گفته مهریه تو نمیدم یه خونه ام به نام کنن بعد طلاقت میدم ولا باید چندسال بدویی میرم یه زن دیگه ام روت میگیرم
یعنی بعد این حرفا من دلم میخواست پاشم شوهرشو خفه کنم من موندم اون زن بدبخت چجوری تا حالا با همچین کسایی کناره اومده
این ازدواج چجوری شکل گرفته بود؟
با آگاهی بود یا با عدم شناخت؟